English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (41 milliseconds)
English Persian
hydroxylate دارای هیدروکسیل کردن
Other Matches
trihydroxy هیدورکسیدی دارای سه بنیان هیدروکسیل
tetrahydroxy دارای چهار هیدروکسیل درهر ملکول
hydrogxyl group گروه هیدروکسیل
personate خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
curb محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbing محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grated باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbs محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbed محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grate باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grates باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
threads دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
thread دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
militarize جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
incorporate جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporating جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporates جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
reman دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
edges : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
edge : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
fortifying دارای استحکامات کردن تقویت کردن
catalyze دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
inflames دارای اماس کردن ملتهب کردن
fortify دارای استحکامات کردن تقویت کردن
inflaming دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflame دارای اماس کردن ملتهب کردن
fortifies دارای استحکامات کردن تقویت کردن
furnish دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishing دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishes دارای اثاثه کردن مجهز کردن
innervate دارای پی کردن
indexed :دارای فهرست کردن
varnish دارای فاهرخوب کردن
gift دارای استعداد کردن
systemize دارای همست کردن
varnished دارای فاهرخوب کردن
freckle خال دارای کک مک کردن
crenelate دارای کنگره کردن
index :دارای فهرست کردن
indexes :دارای فهرست کردن
varnishes دارای فاهرخوب کردن
vallum دارای استحکامات کردن
nationalizing دارای ملیت کردن
tooth دارای دندان کردن
personalize دارای شخصیت کردن
varnishing دارای فاهرخوب کردن
substantivize دارای ماهیت کردن
personified دارای شخصیت کردن
embrasure دارای منفذ کردن
transistorize دارای ترانسیتور کردن
potentialize دارای استعداد کردن
tinkling دارای طنین کردن
embrasures دارای منفذ کردن
personifies دارای شخصیت کردن
personifying دارای شخصیت کردن
tinkle دارای طنین کردن
castellate دارای استحکامات کردن
tinkles دارای طنین کردن
gifts دارای استعداد کردن
personify دارای شخصیت کردن
crenellate دارای کنگره کردن
tinkled دارای طنین کردن
nitrogenize دارای نیتروژن کردن
body دارای جسم کردن
hydrogenate دارای هیدروژن کردن
zigzagged دارای پیچ و خم کردن
rampart دارای استحکامات کردن
ensoul دارای روح کردن
nationalising دارای ملیت کردن
zigzagging دارای پیچ و خم کردن
populating دارای جمعیت کردن
zigzags دارای پیچ و خم کردن
vitaminize دارای ویتامین کردن
fluoridate دارای فلورید کردن
nationalises دارای ملیت کردن
bodies دارای جسم کردن
insoul دارای روح کردن
populates دارای جمعیت کردن
zigzag دارای پیچ و خم کردن
populate دارای جمعیت کردن
whipstitch دارای مرز کردن
nationalised دارای ملیت کردن
nationalize دارای ملیت کردن
nationalizes دارای ملیت کردن
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
criss-crossed دارای نقش چلیپایی کردن
fulcrum دارای نقطه اتکاء کردن
criss-crossing دارای نقش چلیپایی کردن
to p a thing for a person کسی را دارای چیزی کردن
criss-crosses دارای نقش چلیپایی کردن
criss-cross دارای نقش چلیپایی کردن
to p a thing person with athing کسی را دارای چیزی کردن
bedevilling دارای روح شیطانی کردن
bedevilled دارای روح شیطانی کردن
sanitate دارای لوازم بهداشتی کردن
hyphenate بوسیله خط دارای فاصله کردن
pane دارای جام شیشه کردن
rehabilitate دارای امتیازات اولیه کردن
panes دارای جام شیشه کردن
rehabilitating دارای امتیازات اولیه کردن
bedevils دارای روح شیطانی کردن
methodize دارای روش یاقاعدهای کردن
flyspeck دارای لکه مگس کردن
prong دارای چنگک یا چنگال کردن
tongues گفتن دارای زبانه کردن
tat دارای حاشیه توری کردن
wigs دارای گیس مصنوعی کردن
wig دارای گیس مصنوعی کردن
rehabilitated دارای امتیازات اولیه کردن
ravines دارای دره تنگ کردن
prongs دارای چنگک یا چنگال کردن
ravine دارای دره تنگ کردن
rehabilitates دارای امتیازات اولیه کردن
granulate دارای ذرات ریز کردن
bedevil دارای روح شیطانی کردن
reengine دارای موتور تازه کردن
bell دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
shoeing دارای کفش کردن نعل زدن به
shoe دارای کفش کردن نعل زدن به
bells دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
masterminds دارای نبوغ فکری ابداع کردن
shoes دارای کفش کردن نعل زدن به
masterminding دارای نبوغ فکری ابداع کردن
substantialize دارای وجود خارجی کردن یاشدن
mastermind دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminded دارای نبوغ فکری ابداع کردن
motivated تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivates تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivate تهییج کردن دارای انگیزه شده
retrench دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
russify دارای عقاید وتمایلات روسی کردن
motivating تهییج کردن دارای انگیزه شده
woof پارچه کتانی دارای پود کردن
woofs پارچه کتانی دارای پود کردن
systemmatize دارای روش یاقاعده کردن اسلوب دادن
systematize دارای روش یا قاعده کردن اسلوب دادن به
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
to piss off the wrong people <idiom> آدمهای دارای نفوذ و قدرت زیاد را عصبانی کردن
tackling از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackles از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackled از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackle از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
opalite ترکیبی که دارای رنگهای مختلف بوده و برای براق کردن نمای اجری بکار میرود
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
air condition دارای دستگاه تهویه کردن تهویه کردن
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
choke bore روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
dovetail کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetailing کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetails کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
incrust با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
tool دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
fret دارای نقشههای پیچ در پیچ کردن
frets دارای نقشههای پیچ در پیچ کردن
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
corn-effect ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
odoriferous دارای بو
fraught with دارای
bilabiate دارای دو لب
three legged دارای سه پا
footy دارای پا
three-legged دارای سه پا
iodic دارای ید
glochidiate دارای مو
trilinear دارای سه خط
multifid دارای چندشکاف
bossiness دارای برجستگی
behinds دارای پس افت
divans دارای دوفرفیت
glary دارای تشعشع
bossy دارای برجستگی
buckish دارای خوی بز
bimolecular دارای دوملکول
bimorphemic دارای دوشکل
vivific دارای حیات
multiflorous دارای بیش از سه گل
parenthetical دارای کمانک
preponderant دارای مزیت
bimotored دارای دوموتور
monoliths دارای یک سنگ
whizzer دارای صدای غژ
multilineal دارای چندین خط
squibs دارای صدای فش فش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com