English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (13 milliseconds)
English Persian
duckfooted دارای پاهای شهن
Search result with all words
footsore دارای پاهای زخمی
feather footed دارای پاهای پردار
fin footed دارای پاهای پرده دار
foot sore دارای پاهای زخمی
gaited اسب دارای حرکت پاهای معین
leg of mutton دارای پاهای مثلثی شکل شبیه گوسفند
plumiped دارای پاهای پردار
rough footed دارای پاهای پردار
rough legged دارای پاهای پردار مودرچهارقلم
spindle legged دارای پاهای درازوباریک لندوک
spindle shanked دارای پاهای دراز وباریک لندوک
Other Matches
heels پاهای عقب
heel پاهای عقب
astraddle با پاهای از هم گشاده
astride با پاهای گشاداز هم
stag position وضع پاهای باز
gait طرز حرکت پاهای اسب
stag jump پرش با پاهای باز در هوا
red legs نام چندجورپرنده که پاهای قرمز دارند
hermit crab خرچنگی که پاهای عقب ان ناقص است
hermit crabs خرچنگی که پاهای عقب ان ناقص است
jack knife خم شدن بجلو با پاهای مستقیم و گرفتن مچ پا بادستها
side staddle hep پرش به بالا با پاهای باز ودستها به طرفین
capriole پرش عمودی اسب با پاهای کشیده به عقب
She has long and shapely legs . ساق پاهای کشیده وخوش ترکیبی دارد
straddle seat تعادل روی پارالل روی دستها با پاهای باز
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
odoriferous دارای بو
glochidiate دارای مو
footy دارای پا
three legged دارای سه پا
three-legged دارای سه پا
bilabiate دارای دو لب
iodic دارای ید
fraught with دارای
trilinear دارای سه خط
petiolate دارای دمگل
overbusy دارای کارزیاد
petiolated دارای دمگل
pelliculate دارای پوسته
nitrous دارای شوره
pinnular دارای برگچه
formal دارای فکر
weighted دارای وزن
palmy دارای نخل
pinnular دارای بالچه
pileate دارای کلاهک
papillose دارای برامدگی
mammilate دارای پستان
of that ilk دارای همان جا
multifid دارای چندشکاف
stilted دارای چوب پا
muciferous دارای مخاط
melodious دارای ملودی
monandrous دارای یک شوهر
synonymous دارای ترادف
synonymous دارای تشابه
monopetalous دارای یک گلبرگ
miasmatic دارای دمه بد بو
monometallic دارای یک فلز
monoclinal دارای یک شیب
multiflorous دارای بیش از سه گل
multilineal دارای چندین خط
energetic دارای انرژی
salaried دارای حقوق
deadbeat دارای سکون
deadbeats دارای سکون
portentous دارای فال بد
prerogatives دارای حق ویژه
prerogative دارای حق ویژه
nucleate دارای هسته
miasmal دارای دمه بد بو
melodic دارای ملودی
myrrhy دارای بوی مر
myrrhic دارای بوی مر
monatomic دارای یک جوهرفرد
alcoholic دارای الکل
low-spirited دارای روحیه بد
deficient دارای کمبود
redundant دارای اطناب
splashy دارای ترشح
spirituous دارای الکل
spiriferous دارای عضومارپیچی
legitimate دارای حق مشروع
legitimated دارای حق مشروع
legitimates دارای حق مشروع
legitimating دارای حق مشروع
rectilinear دارای مسیرمستقیم
flabby دارای عضلات شل
low spirited دارای روحیه بد
staminate دارای جرثومه نر
stannic دارای قلع
alcoholics دارای الکل
sulfureous دارای گوگرد
monogamous دارای یک همسر
monogamous دارای یک زن یا یک شوهر
bigamous دارای دو زن یا دو شوهر
strontic دارای استرونیوم
twofold دارای دو چیز
straight line دارای خط مستقیم
squib دارای صدای فش فش
squibs دارای صدای فش فش
stannous دارای قلع
sonant دارای اهنگ
preemptor دارای حق شفعه
social minded دارای افکاراجتماعی
rarely beautiful دارای زیبائی
quartziferous دارای در کوهی
self abnegating دارای کف نفس
pulsatile دارای تپش
pulsant دارای تپش
pseudonymous دارای تخلص
primiparous دارای یک اولاد
primipara دارای یک اولاد
prerogatived دارای حق ویژه
pre emptive دارای حق شفعه
antithetic دارای ضد ونقیض
polygamous دارای چند زن
rattly دارای صدای تق تق
reboant دارای واکنش
reversioner دارای حق رجوع
silicifoeous دارای در کوهی
shoaly دارای جاهای کم اب
shelterer دارای حفاظ
equivocal دارای دومعنی
backed دارای پشت
sexagenary دارای سن 06 تا96
short range دارای برد کم
short-range دارای برد کم
handy <adj.> دارای مزیت
rifled دارای خان
sabulous دارای شن ریزه
rugose دارای رکه
plumose دارای دسته پر
magneto دارای مغناطیس
floaty دارای اب نشین کم
basined دارای ابگیر
double tongued دارای دوقول
bicentric دارای دومرکز
bichrome دارای دو رنگ
dolose دارای قصدجرم
dipteran دارای دو بال
dipolar دارای دو قطب
diplopodous دارای هزار پا
bimolecular دارای دوملکول
bimorphemic دارای دوشکل
bimotored دارای دوموتور
binaural دارای دو گوش
binocular دارای دو چشم
dyslogistic دارای خاطرات بد
azotic دارای ازت
fibrinous دارای مودلیفی
adamantean دارای تلئلو
feldspathic دارای فلدسپار
febile دارای حالت تب
aluminous دارای زاج
amphibolic دارای دو معنی
far reaching دارای اثرزیاد
antithetical دارای ضد ونقیض
arbitrative دارای اختیارحکمیت
entitative دارای وجودخارجی
artiodactyl دارای سم شکافته
artiodactylous دارای سم شکافته
aulait دارای شیر
binuclear دارای دو هسته
binucleate دارای دو هسته
bumpiness دارای برامدگی
cuspidal دارای برامدگی
calcareous دارای کلسیم
calcic دارای اهک
capitated دارای سرمجزا
cretaceous دارای گچ فراوان
crepitant دارای صدای خش خش
cephalous دارای کله
copperbottomed دارای ته مسی
chinned دارای چانه
cloven foot دارای پا یا سم شکافته
chymiferous دارای کیموس
cingulate دارای کمربند
buckish دارای خوی بز
dartrous دارای تبخال
binucleated دارای دو هسته
bipartite دارای دوقسمت
dipetalous دارای دوگلبرگ
biradial دارای دوشعاع
biramous دارای دو شاخه
bisulcate دارای دوشکاف
dimply دارای فرورفتگی
dimorphic دارای دو شکل
bizonal دارای دومنطقه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com