Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
plumate
دارای پر وبال زیبا
Other Matches
specious
دارای فاهر زیبا وفریبنده
plumage
پر وبال پرشاهین
pinioning
پر وبال پرنده را کندن
pinion
پر وبال پرنده را کندن
pinions
پر وبال پرنده را کندن
fledglings
جوجه تازه پر وبال دراورده نوچه
fledgling
جوجه تازه پر وبال دراورده نوچه
harpy
جانوری که تن ورخسار زن وبال وچنگال مرغ را داشته
harpies
جانوری که تن ورخسار زن وبال وچنگال مرغ را داشته
queen of love
زن زیبا
swelled
زیبا
swell
زیبا
crumpet
زن زیبا
fairest
زیبا
swells
زیبا
cutest
زیبا
fairs
زیبا
cute
زیبا
fairer
زیبا
fair
زیبا
good looking
زیبا
good-looking
زیبا
inelegant
نا زیبا
pulchritudinous
زیبا
queen of hearts
زن زیبا
gainly
زیبا
sightliness
زیبا
goodly
زیبا
cuter
زیبا
scrumptious
زیبا
spiffy
زیبا
belles
زن زیبا
belle
زن زیبا
bonny
زیبا
elegant
زیبا
beauteous
زیبا
chic
زیبا
picturesque
زیبا
eyeful
زیبا
well favored
زیبا
crumpets
زن زیبا
yummy
زیبا
dinky
زیبا
stylish
زیبا
beautiful
زیبا
pewit
مرغ زیبا
habiliment
لباس زیبا
graphic arts
هنرهای زیبا
well favoured
زیبا خوشگل
knockout
<idiom>
خانم زیبا
She looks appealing.
او
[زن]
زیبا است.
beaux arts
هنرهای زیبا
to look good
زیبا بودن
nymphs
زن بسیار زیبا
killdeer
مرغ زیبا
nymph
زن بسیار زیبا
to be good-looking
زیبا بودن
beauties
زنان زیبا
peewit
مرغ زیبا
peewits
مرغ زیبا
titivate
زیبا کردن
china aster
گل رعنا زیبا
peaches
زن یادختر زیبا
peach
زن یادختر زیبا
smatt
زیبا باهوش
adorns
زیبا کردن
adorn
زیبا کردن
beautifully
بطور زیبا
deluxe
بسیار زیبا
smarten
زیبا کردن
corking
خیلی زیبا
handsomely
بطور زیبا
fine arts
هنرهای زیبا
beauty
زنان زیبا
tittivate
زیبا کردن
She looks nice.
او
[زن]
زیبا است.
proper dress
جامه زیبا
lapwings
مرغ زیبا
lapwing
مرغ زیبا
prettyish
نسبتا زیبا
beautification
زیبا سازی
well lookirg
زیبا خوش منظر
embellish
زیبا کردن پیراستن
conservatoire
اموزشگاه هنرهای زیبا
embellished
زیبا کردن پیراستن
conservatories
هنرستان هنرهای زیبا
aesthetes
طرفدار صنایع زیبا
greenhouse
هنرستان هنرهای زیبا
trimly
بطور اراسته و زیبا
dressed to the nines (teeth)
<idiom>
زیبا وبرازندهلباس پوشیدن
pinup
تصویر دختر زیبا
aesthete
طرفدار صنایع زیبا
conservatory
هنرستان هنرهای زیبا
embellishes
زیبا کردن پیراستن
embellishing
زیبا کردن پیراستن
nymphet
دختر کوچک و زیبا
tittivate
اراستن زیبا شدن
virtuosity
استعدادهنرهای زیبا یا فنون
handsome
خوش قیافه زیبا
titivate
اراستن زیبا شدن
bonnily
بطرز زیبا ودلپذیر
queen of heaven
نام زن ژوپیطر زن زیبا
dilettante
دوستدارتفننی صنایع زیبا
dilettantes
دوستدارتفننی صنایع زیبا
dilettanti
دوستدارتفننی صنایع زیبا
venus
زن زیبا ستاره زهره
belles lettres
شعر و اثارادبی زیبا وهنری
groom
زیبا کردن داماد شدن
the nine
نه تن الهه شعر و هنرهای زیبا
shangri
شهر زیبا سرزمین دلخواه
grooms
زیبا کردن داماد شدن
pretty to look at
[to watch]
زیبا
[خوشگل]
برای نگاه کردن
aestheticism
زیبایی پرستی علاقمندی به هنرهای زیبا
Ravishingly beautiful .
مثل ماه شب چهارده ( بی نهایت زیبا )
Ravishingly beautiful.
مثل پنجه آفتاب ( بسیار زیبا )
belletrist
نویسنده شعر و اثارادبی زیبا ادیب
to look like a million dollars
[bucks]
[American E]
<idiom>
بسیار زیبا بودن
[اصطلاح روزمره]
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
Frigi darium
[تزئینات زیبا و بزرگ در حمام های رومی]
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
dressage
حرکات زیبا و شیرین کاری اسبهای تربیت شده
to look
[feel]
like a million dollars
بسیار زیبا
[به نظر آمدن]
بودن
[اصطلاح روزمره]
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
cinerarium
[گلدان یا ظرف زیبا شبیه جعبه برای نگهداری خاکستر مردگان]
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
chippy
زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه
[اصطلاح روزمره]
[ اصطلاح تحقیر آمیز]
tootsie
زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه
[اصطلاح روزمره]
[ اصطلاح تحقیر آمیز]
grunter
[Australian E]
زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه
[اصطلاح روزمره]
[ اصطلاح تحقیر آمیز]
painted woman
زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه
[اصطلاح روزمره]
[ اصطلاح تحقیر آمیز]
goer
زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه
[اصطلاح روزمره]
[ اصطلاح تحقیر آمیز]
bimbo
زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه
[اصطلاح روزمره]
[ اصطلاح تحقیر آمیز]
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
footy
دارای پا
bilabiate
دارای دو لب
iodic
دارای ید
odoriferous
دارای بو
glochidiate
دارای مو
three-legged
دارای سه پا
three legged
دارای سه پا
trilinear
دارای سه خط
fraught with
دارای
primipara
دارای یک اولاد
entitative
دارای وجودخارجی
energetic
دارای انرژی
primiparous
دارای یک اولاد
pre emptive
دارای حق شفعه
buckish
دارای خوی بز
bumpiness
دارای برامدگی
bodied
دارای بدن
pseudonymous
دارای تخلص
far reaching
دارای اثرزیاد
prerogatived
دارای حق ویژه
preemptor
دارای حق شفعه
weighted
دارای وزن
binuclear
دارای دو هسته
pinnular
دارای بالچه
pinnular
دارای برگچه
binocular
دارای دو چشم
binaural
دارای دو گوش
bimotored
دارای دوموتور
bimorphemic
دارای دوشکل
bimolecular
دارای دوملکول
fibrinous
دارای مودلیفی
petiolated
دارای دمگل
petiolate
دارای دمگل
strontic
دارای استرونیوم
plumose
دارای دسته پر
bipartite
دارای دوقسمت
deadbeat
دارای سکون
binucleated
دارای دو هسته
deadbeats
دارای سکون
portentous
دارای فال بد
polygamous
دارای چند زن
febile
دارای حالت تب
bizonal
دارای دومنطقه
feldspathic
دارای فلدسپار
bisulcate
دارای دوشکاف
biramous
دارای دو شاخه
biradial
دارای دوشعاع
binucleate
دارای دو هسته
splashes
دارای ترشح
social minded
دارای افکاراجتماعی
cuspidal
دارای برامدگی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com