English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
semicrustaceous دارای پوشش شکننده
Other Matches
vaginate دارای پوشش مهبلی
fasciate دارای پوشش وتری
obtected دارای پوشش استخوانی
thecal دارای پوشش کپسول دار
thecate دارای پوشش کپسول دار
involucrate دارای گریبان یا گریبانه پوشش دار
landdau یکجور گردونه چهارچرخه که پوشش ان دارای دو قسمت است
incrust با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
nickel clad sheet ورقه پوشش شده نیکلی ورق با پوشش نیکل
bezel پوشش مقابل یک پوشش کامپیوتر یا واحد دیسک درایو
screened پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screen پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screens پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screening, screenings پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
frangible شکننده
brickle شکننده
friable شکننده
brittle شکننده
refringent شکننده
fragile شکننده
shivery شکننده
pluckier ترد شکننده
brittle ترد و شکننده
disruptive voltage ولتاژ شکننده
embrittle شکننده کردن
disobliging دل شکننده نامهربان
short brittle شکننده- کوتاه
smasher درهم شکننده
frail شکننده زودگذر
pluckiest ترد شکننده
frailer شکننده زودگذر
eager ترد و شکننده
frailest شکننده زودگذر
plucky ترد شکننده
smiter درهم شکننده
smashers درهم شکننده
fragilely بطور شکننده
break down درهم شکننده فروریختن
breakable crust سطح شکننده برف
over the falls مستقیما روی انحنای موج شکننده
comparative cover پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
cuticle پوشش مو پوشش شاخی
guidance هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
roof covering material مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
kemp پشم ضخیم [بیشتر مربوط به ناحیه زیر شکم گوسفند بوده که شکننده است و خاصیت رنگ پذیری کمی دارد.]
antisubmarine screen پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
capsules پوشش
capping پوشش
coverings پوشش
encrustations پوشش
encrustation پوشش
concealment پوشش
cover پوشش
cowls پوشش
casing پوشش
cases پوشش
shield پوشش
jackets پوشش
shields پوشش
shroud پوشش
jacket پوشش
shrouded پوشش
revetment پوشش
sconce پوشش
tunc پوشش
case پوشش
perianth پوشش گل
covers پوشش
mulch پوشش
mask پوشش
masks پوشش
mulches پوشش
casings پوشش
cladding پوشش
coverage پوشش
crustification پوشش
envelopment پوشش
linings پوشش
lining پوشش
covering پوشش
disguising پوشش
disguises پوشش
disguised پوشش
disguise پوشش
cowling پوشش
head gear پوشش سر
coverture پوشش
packing پوشش
hypethral بی پوشش
surfaces پوشش
robe پوشش
coating پوشش
surface پوشش
camouflage پوشش
camouflaged پوشش
camouflages پوشش
camouflaging پوشش
surfaced پوشش
encrustment پوشش
coats پوشش
facing پوشش
facings پوشش
coatings پوشش
coated پوشش
coat پوشش
robes پوشش
tunic پوشش
envelopes پوشش
capsule پوشش
sheathing پوشش
roofs پوشش
roof پوشش
roofing پوشش
sheaths پوشش
reimbursement پوشش
reimbursements پوشش
cowl پوشش
involucrum پوشش
masking پوشش
overlays پوشش
overlay پوشش
envelope پوشش
encasing پوشش
integument پوشش
involucre پوشش
overlaying پوشش
tunics پوشش
sheath پوشش
disposed بدون پوشش
surfacing لایه پوشش
spanned پوشش اندازه
sheating of cable پوشش کابل
screening constant ثابت پوشش
spans پوشش اندازه
span پوشش اندازه
scope of coverage حیطه پوشش
mantle ردا پوشش
mantles ردا پوشش
surface dressing پوشش سطحی
steel jacket پوشش فولادی
backing پشتیبان پوشش
sheaths پوشش روپوش
sheath پوشش روپوش
stone lining پوشش سنگی
fire cover پوشش اتش
covering پوشش سرپوش
spanning پوشش اندازه
dolomite lining پوشش دولومیت
incrustation قشر پوشش
incrustment قشر پوشش
cover and concealment پوشش و اختفاء
copper sheath پوشش مسی
copper cladding پوشش مسی
insurance cover پوشش بیمه
involucre پوشش غشایی
it is good for spring wear برای پوشش
comparative cover پوشش نسبی
communication cover پوشش مخابراتی
column cover پوشش ستون
colling water jacket پوشش اب سرد
gilts پوشش طلا
coverage rate نرخ پوشش
impervious blanket پوشش نفوذناپذیر
husks بی پوشش کردن
husk بی پوشش کردن
explosion proof پوشش ضد انفجار
reimburse پوشش دادن
reimbursed پوشش دادن
reimburses پوشش دادن
filter packing پوشش صافی
reimbursing پوشش دادن
gaberdine لباس پوشش
gravel pack پوشش شنی
depleted cover پوشش کاهسته
hearth jacket پوشش کوره
hiding power قدرت پوشش
lime pocket پوشش اهک
gilt پوشش طلا
piston cover پوشش پیستون
placed riprap پوشش نرم
shell زرهی پوشش
shelling زرهی پوشش
shells زرهی پوشش
black finish پوشش سیاه
priming coat پوشش استری
protective cover پوشش حفافتی
refractory coating پوشش نسوز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com