Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
chapfallen
دارای چانه اویزان
Other Matches
chinned
دارای چانه
lantern jaw
دارای چانه باریک
lippy
پر رو دارای لب اویزان
acrochordon
دارای زگیل اویزان
rosulate
روی هم خوابیده دارای گلهای اویزان
aweigh
تازه لنگر برداشته دارای لنگر اویزان
haggles
چانه
ago
چانه
haggle
چانه
haggled
چانه
haggling
چانه
chaffer
چانه
mentum
چانه
chin
چانه
chins
چانه
lanternjaws
چانه دراز
bargain
چانه زدن
bargains
چانه زدن
bargaining
چانه زدن
haggles
چانه زدن
haggling
چانه زدن
haggled
چانه زدن
lantern jawed
چانه دراز
bargained
چانه زدن
shaven chin
چانه تراشیده
higgle
چانه زدن
collective bargaining
چانه زنی
haggle
چانه زدن
lantern jaw
چانه باریک ودراز
retreating chin
چانه عقب رفته
wage bargain
چانه زنی دستمزد
bargains
چانه زنی در معامله
bargaining
چانه زنی در معامله
chin stay
بند زیر چانه
bargained
چانه زنی در معامله
bargain
چانه زنی در معامله
bargain
چانه زنی در معاملات معامله
bargained
داد و ستد چانه زدن
bargaining
چانه زنی در معاملات معامله
bargained
چانه زنی در معاملات معامله
bargaining
داد و ستد چانه زدن
bargains
چانه زنی در معاملات معامله
bargain
داد و ستد چانه زدن
bargains
داد و ستد چانه زدن
bargaining theory of wages
نظریه چانه زنی مزدها
We have a neither bargained nor haggled , and the bride has been brought home.
<proverb>
نه چک زدیم نه چانه عروس آمد تو خانه.
uppercut
مشتی که اززیر به چانه حریف زده شود
uppercuts
مشتی که اززیر به چانه حریف زده شود
dangling
اویزان
clinching
اویزان
clinch
اویزان
dangles
اویزان
clinched
اویزان
dangler
اویزان
suspension bridge
پل اویزان
suspension bridges
پل اویزان
overhanging
اویزان
pendent
اویزان
clinches
اویزان
dangled
اویزان
dangle
اویزان
pensile
اویزان
penduline
اویزان
suspension cable
کابل اویزان
overhead rial
ریل اویزان
suspension bow
رکاب اویزان
hook on
اویزان کردن
suspending
اویزان کردن
suspends
اویزان کردن
suspend
اویزان کردن
monorails
ترن اویزان
suspension bucket
سطل اویزان
suspension ladder
نردبان اویزان
monorail
ترن اویزان
pendant switch
کلید اویزان
suspension insulator
مقره اویزان
hitch tie
گره اویزان
hang
اویزان کردن
overhang
اویزان بودن
hook up
نقشه اویزان
dangling
اویزان بودن
suspensions
اویزان کردن
suspensions
اویزان اویزانی
suspension
اویزان کردن
suspension
اویزان اویزانی
hook-up
نقشه اویزان
hook-ups
نقشه اویزان
hangs
اویزان کردن
overhangs
اویزان بودن
stages
نیمکت اویزان
stage
نیمکت اویزان
dangled
اویزان بودن
basket tie
گره اویزان
dangles
اویزان بودن
flappy
اویزان وگشاد
dangle
اویزان بودن
earlobe
قسمت اویزان گوش
impendent
تهدید کننده اویزان
dangle
اویزان کردن اویختن
dangling
اویزان کردن اویختن
dangled
اویزان کردن اویختن
to hand out
از پنجره اویزان کردن
dangles
اویزان کردن اویختن
earlobes
قسمت اویزان گوش
kiting
اویزان شدن از گلایدر
hanging pawns
پیادههای اویزان شطرنج
hanging scaffold
چوب بست اویزان
basket hitch tie
گره اویزان دو خفتی
sling load
بار اویزان از هواپیما
overhangs
اویزان کردن یا شدن
hanging
اویزان درحال تعلیق
overhang
اویزان کردن یا شدن
machanic
کمربند ایمنی اویزان از سقف
monkey hang
اویزان شدن ژیمناست با یک دست
suspending
اویزان شدن یا کردن اندروابودن
watch pocket
جا ساعتی که به رختخواب اویزان کنند
suspend
اویزان شدن یا کردن اندروابودن
suspends
اویزان شدن یا کردن اندروابودن
hanging arrow
تیر اویزان شده به هدف
suspension ribbon
لنت اویزان کردن نشان
parasol wing
بالی که هواپیما از ان اویزان میشود
shags
پارچه مویی زبر اویزان بودن
takle
به قلاب اویزان کردن با چنگک گرفتن
grab rope
طناب مخصوص اویزان شدن از ناو
shag
پارچه مویی زبر اویزان بودن
upper arm hang
اویزان شدن ژیمناست روی کتفها
drag line
طنای اویزان از بالن هنگام فرود
impend
اویزان کردن در شرف وقوع بودن
shagging
پارچه مویی زبر اویزان بودن
flapped
لبه اویزان نقاب کلاه بال زدن
kago
تخت روان سبدی که از تیری اویزان کنند
hand glider
هواپیمای بی موتور کوچک که خلبان از ان اویزان میشود
sky surfer
هواپیمای بی موتور کوچک که خلبان از ان اویزان میشود
flaps
لبه اویزان نقاب کلاه بال زدن
flap
لبه اویزان نقاب کلاه بال زدن
gonfalon
پرچمی که نوارهای باریک یاپرچمهای کوچک از ان اویزان است
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
hangnail
ریشه یا رشته باریکی که ازپوست گوشه ناخن اویزان است
live box
جعبه یا قلمی که در اب اویزان میکنند تا موجودات ابزی را زنده نگاهدارند
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
hang
قرار گرفتن گوی گلف در سرازیری دویدن اهسته تر از حد انتظار اسب اویزان
hangs
قرار گرفتن گوی گلف در سرازیری دویدن اهسته تر از حد انتظار اسب اویزان
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
bargaining
معامله شیرین چانه زدن در معامله معامله باصرفه انجام دادن
bargained
معامله شیرین چانه زدن در معامله معامله باصرفه انجام دادن
bargains
معامله شیرین چانه زدن در معامله معامله باصرفه انجام دادن
bargain
معامله شیرین چانه زدن در معامله معامله باصرفه انجام دادن
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
plumb rule
ریسمان کار یا شاقولی که روی تختهای اویزان باشد تخته کار
hung bomb
بمبی که پس از پرتاب خود به خود به هواپیما اویزان بماند
tackle
چنگک وصل کردن به قلاب اویزان کردن
tackles
چنگک وصل کردن به قلاب اویزان کردن
tackled
چنگک وصل کردن به قلاب اویزان کردن
tackling
چنگک وصل کردن به قلاب اویزان کردن
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
sag
اویزان شدن صعیف شدن
sagged
اویزان شدن صعیف شدن
hangers
اویزان کننده معلق کننده
hanger
اویزان کننده معلق کننده
sags
اویزان شدن صعیف شدن
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
footy
دارای پا
fraught with
دارای
bilabiate
دارای دو لب
three-legged
دارای سه پا
iodic
دارای ید
three legged
دارای سه پا
trilinear
دارای سه خط
odoriferous
دارای بو
glochidiate
دارای مو
nitrous
دارای شوره
pelliculate
دارای پوسته
rugose
دارای رکه
sabulous
دارای شن ریزه
stilted
دارای چوب پا
self abnegating
دارای کف نفس
rifled
دارای خان
nucleate
دارای هسته
palmy
دارای نخل
papillose
دارای برامدگی
short-range
دارای برد کم
portentous
دارای فال بد
short range
دارای برد کم
shelterer
دارای حفاظ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com