English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
stalk eyed دارای چشمان جلوامده
Other Matches
haggard دارای چشمان فرورفته
popeyed دارای چشمان برامده
dry-eyed دارای چشمان بیسرشک
beady دارای چشمان ریز وگرد
fire eyed دارای چشمان افروخته یادرخشان
wild eyed دارای چشمان وحشی وخیره
sloe eyed دارای چشمان ابی پرنگ
bleary دارای چشمان قی گرفته وخواب الود
protruding جلوامده بودن
protrudes جلوامده بودن
protrude جلوامده بودن
foreland زمین جلوامده
protruded جلوامده بودن
dilated eges چشمان بادکرده
d. eyes چشمان بادکرده
streaming eyes چشمان اشکبار
expressive eyes چشمان با حالت
blear eyes چشمان قی گرفته
die away چشمان خماریابیحال
languideyes چشمان بی حال
hazel eyes چشمان میشی
languishing eyes چشمان خمار
languideyes چشمان بیمار
asquint با چشمان لوچ یاچپ
beady eyes چشمان ریز براق
coma vigil اغماء با چشمان باز
f.eyes چشمان فتان یاگیرنده
sunken eyes چشمان فرو رفته
bloods hot eyes چشمان قرمز و خون گرفته
move to tears اشک از چشمان کسی جاری شدن
bushbabies گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbaby گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
three legged دارای سه پا
footy دارای پا
odoriferous دارای بو
glochidiate دارای مو
fraught with دارای
iodic دارای ید
trilinear دارای سه خط
three-legged دارای سه پا
bilabiate دارای دو لب
azotic دارای ازت
accredited دارای اعتبارنامه
alcoholic دارای الکل
alcoholics دارای الکل
self abnegating دارای کف نفس
swell butted دارای ته گنده
monogamous دارای یک همسر
monogamous دارای یک زن یا یک شوهر
acetylate دارای ریشهء
short range دارای برد کم
short-range دارای برد کم
sexagenary دارای سن 06 تا96
aulait دارای شیر
entitative دارای وجودخارجی
handy <adj.> دارای مزیت
acetylize دارای ریشهء
bigamous دارای دو زن یا دو شوهر
syntonic دارای بسامدمشابه
preferable دارای رجحان
rifled دارای خان
musicals دارای اهنگ
geniculate دارای زانویی
musical دارای اهنگ
reversioner دارای حق رجوع
prurient دارای فکرشهوانی
rarely beautiful دارای زیبائی
reboant دارای واکنش
rattly دارای صدای تق تق
starchy دارای نشاسته
testate دارای وصیت
accentual دارای تاکید
basined دارای ابگیر
preemptor دارای حق شفعه
terahenous دارای 4 مادگی
sabulous دارای شن ریزه
dyslogistic دارای خاطرات بد
rugose دارای رکه
ternal دارای سه تغییر
privileged دارای امتیاز
foliolate دارای برگچه
staminate دارای جرثومه نر
stannous دارای قلع
legitimating دارای حق مشروع
antithetic دارای ضد ونقیض
spiriferous دارای عضومارپیچی
rectilinear دارای مسیرمستقیم
flabby دارای عضلات شل
antithetical دارای ضد ونقیض
amphibolic دارای دو معنی
legitimated دارای حق مشروع
low spirited دارای روحیه بد
legitimate دارای حق مشروع
stannic دارای قلع
deficient دارای کمبود
redundant دارای اطناب
far reaching دارای اثرزیاد
febile دارای حالت تب
splashy دارای ترشح
spirituous دارای الکل
low-spirited دارای روحیه بد
sonant دارای اهنگ
aluminous دارای زاج
artiodactyl دارای سم شکافته
artiodactylous دارای سم شکافته
shoaly دارای جاهای کم اب
strontic دارای استرونیوم
shelterer دارای حفاظ
floaty دارای اب نشین کم
sulfureous دارای گوگرد
equivocal دارای دومعنی
adamantean دارای تلئلو
silicifoeous دارای در کوهی
arbitrative دارای اختیارحکمیت
squibs دارای صدای فش فش
feldspathic دارای فلدسپار
social minded دارای افکاراجتماعی
squib دارای صدای فش فش
fibrinous دارای مودلیفی
straight line دارای خط مستقیم
legitimates دارای حق مشروع
backed دارای پشت
innervate دارای پی کردن
multiflorous دارای بیش از سه گل
multifid دارای چندشکاف
stilted دارای چوب پا
isogenous دارای یک منبع
muciferous دارای مخاط
synonymous دارای ترادف
synonymous دارای تشابه
keyed دارای جاانگشتی
keeled دارای تبر ته
monopetalous دارای یک گلبرگ
monometallic دارای یک فلز
multilineal دارای چندین خط
energetic دارای انرژی
bodily دارای بدن
insectile دارای حشره
nucleate دارای هسته
instinct with force دارای زور
intercommunicate دارای مراوده
invested with power دارای اختیار
nitrous دارای شوره
iodous دارای یود
myrrhic دارای بوی مر
hook-nosed دارای بینی کج
hook nosed دارای بینی کج
keratinous دارای موادشاخی
monoclinal دارای یک شیب
monatomic دارای یک جوهرفرد
mammilate دارای پستان
magneto دارای مغناطیس
splash دارای ترشح
splashes دارای ترشح
splashing دارای ترشح
longheaded دارای سردراز
lean to دارای چارطاقی
ledgy دارای طاقچه
twofold دارای دو چیز
lobated دارای نرمه
lobate دارای نرمه
formal دارای فکر
knock kneed دارای زانوی کج
monandrous دارای یک شوهر
melodious دارای ملودی
melodic دارای ملودی
miasmal دارای دمه بد بو
kibed دارای شکاف
prerogative دارای حق ویژه
prerogatives دارای حق ویژه
electives دارای حق انتخاب
elective دارای حق انتخاب
knarred دارای برامدگی
salaried دارای حقوق
lippy پر رو دارای لب اویزان
glanduliferous دارای غد دکوچک
pre emptive دارای حق شفعه
behinds دارای پس افت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com