English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
umbellulate دارای گل اذین چتری فرعی
Other Matches
inflorescent دارای گل اذین
thyrsoid دارای گل اذین خوشهای
spathic دارای گل اذین گریبانه وار
spathed دارای گل اذین گریبانه وار
spathose دارای گل اذین گریبانه وار
kex ساقه پوک گیاهان چتری گیاه چتری که ساقه پوک داشته باشد
second fiddle کسیکه دارای وفایف فرعی ویاثانوی است
compound complex دارای دو قضیه اصلی ویک قضیه فرعی
subspecies قسم فرعی جنس فرعی از یک نژاد
corymb گل اذین
inflorescence گل اذین
ornament اذین
fan failed چتری
fan tail دم چتری
umbellate چتری
fantail دم چتری
verticillate چتری
nervation رگبرگ اذین
decorates اذین کردن
thyrsus گل اذین خوشهای
poppyhead گل اذین دستهای
decorate اذین کردن
polychasium گل اذین خوشهای
raceme گل اذین خوشهای
decorating اذین کردن
coning پرههای چتری
drogue لنگر چتری
umbel ارایش چتری
fantail کبوتر چتری
drogue مهار چتری
sea anchor لنگر چتری
fan tail کبوتر چتری
umbelliferous چتری چتردار
strobilus گل اذین مخروطی شکل
fan tailed pigeon کبوتر یا کفتر چتری
starflower شیر مرغ چتری
by pass بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
decoration اذین بندی مدال یا نشان
decorations اذین بندی مدال یا نشان
by pass گذرگاه فرعی مسیر فرعی
ecotype بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
banged محکم زدن چتری بریدن
banging محکم زدن چتری بریدن
bangs محکم زدن چتری بریدن
bang محکم زدن چتری بریدن
dike رگههای سنگ اذین در زمین شناسی
styloipodium گرده بالای میوه گیاهان چتری
stbtitle عنوان فرعی عنوان فرعی مقاله
corymbose گل اذین دار دیهیم دار
corymbous گل اذین دار دیهیم دار
pileum کاکل چتری پرنده کاکل
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
sublease اجاره فرعی دادن حق اجاره بمستاجر فرعی دادن
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
succursal فرعی
second class فرعی
subaltern فرعی
subalterns فرعی
tributaries فرعی
tributary فرعی
branch line خط فرعی
branch lines خط فرعی
inferiors فرعی
inferior فرعی
extrinsic فرعی
subsidiaries فرعی
half deck پل فرعی
by فرعی
adjunct فرعی
secondary فرعی
min فرعی
minor فرعی
subsidiary فرعی
petty فرعی
accessory فرعی
lateral فرعی
derivatives فرعی
derivative فرعی
spillover effect اثر فرعی
incidents فرعی
accessorial فرعی
incident فرعی
adjuncts فرعی
by-effect اثر فرعی
adverse reaction اثر فرعی
ancillary فرعی
sub dam سد فرعی
byeffect اثر فرعی
fall-out [side effect] اثر فرعی
secondary effect اثر فرعی
side issue موضوع فرعی
side issue مسئله فرعی
pseudocarp میوه فرعی
side issues موضوع فرعی
side issues مسئله فرعی
appendage دستگاه فرعی
appendages دستگاه فرعی
sub station پست فرعی
wayside ایستگاه فرعی
tine شاخ فرعی
token money پول فرعی
sidepiece چیز فرعی
sub sector بخش فرعی
probative حقایق فرعی
extraneous تصادفی فرعی
sideway فرعی از پهلو
insets نقشه فرعی
lay shaft میله فرعی
by-products محصول فرعی
subcontract قرارداد فرعی
subcommittee کمیته فرعی
subcommittee کمیسیون فرعی
subcommittees کمیته فرعی
subcommittees کمیسیون فرعی
inset نقشه فرعی
subagency نمایندگی فرعی
adjuncts صفت فرعی
subdirectory فهرست فرعی
accessory nerve عصب فرعی
nervus accessorius عصب فرعی
accessory substances مواد فرعی
DIVERSION راه فرعی
extension telephone تلفن فرعی
alternate position موضع فرعی
secondary position موضع فرعی
alternative airfield فرودگاه فرعی
sugroup دسته فرعی
subclass شعبه فرعی
subclass طبقه فرعی
episodes داستان فرعی
sideshow نمایش فرعی
link road راه فرعی
extensions تلفن فرعی
extension تلفن فرعی
sideshows نمایش فرعی
subcultures کشت فرعی
subcultures فرهنگ فرعی
subculture کشت فرعی
subculture فرهنگ فرعی
floor jack اهرم فرعی
slave station ایستگاه فرعی
affluent رود فرعی
subordinate clause جملهوارهی فرعی
subordinate clauses جملهوارهی فرعی
walk-on بازیگر فرعی
an off street کوچه فرعی
daughter chain زنجیر فرعی
secondary unit واحد فرعی
incidental effect اثر فرعی
incidentals اقلام فرعی
extension شماره فرعی
derived units واحدهای فرعی
derived units احاد فرعی
side effect اثر فرعی
rootlet ریشه فرعی
side-effect اثر فرعی
side-effects اثر فرعی
bypass مسیر فرعی
bypassed مسیر فرعی
derived unit واحد فرعی
episode داستان فرعی
subsidiary متمم فرعی
subdivision بخش فرعی
stop street خیابان فرعی
subdivisions بخش فرعی
second fiddle شخص فرعی
secondary markets بازارهای فرعی
secondary port بندر فرعی
underplot داستان فرعی
secondary stairs پلکان فرعی
secondary stress خستگی فرعی
annex شعبه فرعی
annexes شعبه فرعی
annexing شعبه فرعی
sidetracked جاده فرعی
sidetrack جاده فرعی
subsidiaries متمم فرعی
intercardinal headings جهات فرعی
intercardinal points جهات فرعی
subsection قسمت فرعی
subsections قسمت فرعی
colonnette ستون فرعی
adjunct صفت فرعی
byway راه فرعی
sub contractor پیمانکار فرعی
accessory دعوای فرعی
accessory لوازم فرعی
byways راه فرعی
by-product محصول فرعی
quadrantal points جهات فرعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com