English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
uniaxial دارای یک محور یک محوری
Other Matches
reverse flow engine توربین گاز دارای کمپرسورجریان خطی یا محوری
orthotropic دارای محور اصلی عمودی
axial position حالت محوری قرارگاه محوری
sight alinement تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
non tilting mixer بتن ساز دواری که مخزن ان دارای دو سوراخ میباشد وحول محور افقی می چرخد
countershaft محور رابطه در یک رشته محور که بین محور ومتحرک قرار می گیرد تا نسبت سرعت زیادی را بوجود اوردو یا در محلی قرار گیرد که در ان اتصال مستقیم مشکل باشد
variable stroke پمپ مایعی با پیستونهایی بصورت محوری یا خطی که بصورت محوری یا خطی نوسان میکند
wheelbases فاصله بین محور جلوو محور عقب اتومبیل برحسب اینچ
wheelbase فاصله بین محور جلوو محور عقب اتومبیل برحسب اینچ
rate integration gyro ژایرویی با یک درجه ازادی که محور خروجی ان با مایع چسبناکی به محور دوران متصل شده
nose up چرخش حول محور عرضی وخارج شدن محور طولی ازوضعیت تراز بطرف اوج
axis of signal communication محور ارتباط و مخابرات محور ارتباطات
axile محوری
rotated محوری
rotates محوری
rotate محوری
triaxial سه محوری
uniaxial یک محوری
pivotal محوری
axial محوری
adaxial محوری
monaxial یک محوری
axisymmetric متقارن محوری
axially symmetric متقارن محوری
axially parallel در راستای محوری
triaxial shear test ازمایش سه محوری
orbital overlap همپوشانی محوری
uniaxial force نیروی تک محوری
egocentricity خود محوری
uniaxial bending خمش یک محوری
pluriaxial چند محوری
pivoting window پنجره محوری
axial stress تنش محوری
anthropocentrism انسان محوری
axially parallel موازی محوری
axial vector بردار محوری
axial runout رانش محوری
axial rake angle زاویه محوری
axial compression فشار محوری
axial position وضعیت محوری
axial flow جریان محوری
axial load بار محوری
axial ligation لیگاندپوشی محوری
axial flow turbine توربین محوری
axial runout شوک محوری
axial runout ضربه محوری
axial thrust بار محوری
axial thrust فشار محوری
nutation رقص محوری
trochoid محوری فرفرهای
xenocentrism بیگانه محوری
axial bond پیوند محوری
axial section برش محوری
axial flow impulse turbine توربین محوری
egocentricism خود محوری
thrust فشار محوری
sociocentrism جامعه- محوری
compass swing چرخش خط محوری
thrusts فشار محوری
thrusting فشار محوری
end thrust فشار محوری
radial محوری مربوط به رادیو
armature end play بازی محوری ارمیچر
triaxial deformation تغییر شکل سه محوری
axial feed method روش تغذیه محوری
axial rotation symmerty تقارن چرخشی محوری
triaxial compression test ازمایش فشار سه محوری
shaft extension قسمت الحاقی محوری
offset distance فاصله برون محوری
thrusts بار محوری ضربه
thrusting بار محوری ضربه
pivot journal یاطاقان گرد محوری
axial mining مین گذاری محوری
cylinder roller thrust bearing یاطاقان غلطکی محوری
radials محوری مربوط به رادیو
angular contact thrust ball bearing بلبرینگ طولی محوری
tog method روش دیدبانی محوری
thrust بار محوری ضربه
drilling thrust فشار محوری مته کاری
double thrust bearing یاطاقان با فشار محوری دوبل
buttress centres فاصله محوری پشت بندها
double thrust ball bearing بلبرینگ با فشار محوری دوبل
rotation about ... دوران دور ... [محوری یا جایی]
parataxic mode شیوه ادراکی خود- محوری
end play حرکت محوری یا خطی ناخواسته شفت
rachis اندام ساقهای یا محوری مهرههای پشت
sympodium منحرف شونده یا ممتد درجهت محوری
ornithopter هواپیمایی که در ان بالهاحول محوری نوسان میکنندولی دوران نمیکنند
z axis محوری که روی یک صفحه مختصات عمق رانشان میدهد
unit cell کوچکترین چندوجهی را که با یک دستگاه مختصات سه محوری بتوان نشان داد
axil گوشه یا زاویه بین شاخه یا برگ با محوری که از ان منشعب میشود
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
tilt and swivel که روی محوری نصب شده است تا بتواند در بهترین جهت مناسب اپراتور بچرخد
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
pure bending حالت خمشی که در ان نیروهای محوری وتلاش بتنی و لنگ خمشی برابر صفرست
dam axis محور سد
mandrel محور
coaxial هم محور
arbor محور
mandril محور
spindles محور
pivot محور
trunnion سر محور
pivots محور
pivoted محور
axis محور
shaft محور
shafts محور
x axis محور x
z axis محور "زد"
axis خط محور
rachis محور
y axis محور y
pedestals محور
concentric هم محور
spindle محور
center line خط محور
cranking محور
axle محور
stem محور
stemmed محور
stems محور
stemming محور
axles محور
journal سر محور
interaxal محور
crank محور
interaxial محور
cranked محور
cranks محور
shaft head محور
pin محور
pintle محور
coaxal هم محور
z axis محور z
pedestal محور
azimuth محور
pinned محور
pinning محور
axis مهره دوم گردن مهره محوری
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
thole pin محور جاپارویی
cranking دسته محور
shaft bracket نگهدارنده محور
cranked دسته محور
abscissa محور طولی
coaxed کابل هم محور
abscissa محور افقی
shaft tunnel گذرگاه محور
abscissa محور طولها
crank دسته محور
principal axis محور اصلی
hinges مدار محور
shaft collar بست محور
linchpins میخ محور
linchpin پین محور
linchpin میخ محور
coaxing کابل هم محور
coaxes کابل هم محور
coax کابل هم محور
plummer block کنده محور
pivot pin پین محور
ordinate محور عرضها
pivoted محور قامه
linchpins پین محور
hinge مدار محور
principal axis محور مبداء
cranks دسته محور
shaft tube خروجی محور
misalignment غیرهم محور
lynchpins پین محور
pivots محور قامه
lynchpins میخ محور
principle axis محور اصلی
optical axis محور اپتیکی
normal axis محور عمودی
normal axis محور قائم
pinion shaft محور پی نیون
neutral axis محور خنثی
trunnions محور قبضتین
propeller shaft محور مفصلی
steering shaft محور فرمان
pump shaft محور پمپ
forelocks میخ محور
forelock میخ محور
output shaft محور خروجی
paradigmatic axis محور جانشینی
axles اکسل محور
camshaft محور بادامک
camshaft محور کنترل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com