Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
homoecious
دارای یک میزبان درتمام دوره زندگانی
Other Matches
hardscrabble
دارای زندگانی سخت ومشکل سخت مشغول
four cycle
دارای چهاردور یا دوره
isoperimetrical
دارای دوره یا محیطهای برابر
solstitial
دارای دوره تحول کوتاه
zinjanthropus
شبه انسان دارای ابروی کوتاه و دندان اسیاب بزرگ دوره پلیستوسن سفلی
brio
زندگانی
all day long
درتمام روز
hetaerism
زندگانی بطورصیغه
concubinage
زندگانی با صیغه
evermore
درتمام وقت
joie de vivre
شور زندگانی
all along
درتمام مدت
all this while
درتمام این مدت
lifesaver
نجات دهنده زندگانی
this
درتمام این مدت
he did not est all night
درتمام شب ارام نگرفت
springtime
شباب بهار زندگانی
through out
درتمام مدت سرتاسر
All along . Throuout this time.
درتمام این مدت
yean round
کار کننده درتمام سال
domesticity
زندگانی خانگی رام شدگی
garreteer
کسیکه دراطاق زیرشیروانی زندگانی میکند
independent in come
درامد مرتب که شخص را ازکارکردن برای زندگانی بی نیازمیسازد
parallel aerofoil
ایرفویلی که سطح مقطع ان درتمام طول ان ثابت باشد
cooling-off periods
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene
وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
cooling-off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
interregnums
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregna
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
hostesses
زن میزبان
hosted
میزبان
host
میزبان
hostess
زن میزبان
hosting
میزبان
hosts
میزبان
he officiated as host
میزبان شد
landlady
میزبان
landladies
میزبان
land lady
زن میزبان
entertainers
میزبان
entertainer
میزبان
host country
کشور میزبان
host nation
کشور میزبان
host computers
کامپیوتر میزبان
hosts
سپاه میزبان
hosted
سپاه میزبان
hosting
سپاه میزبان
host crystal
بلور میزبان
host
سپاه میزبان
host computer
کامپیوتر میزبان
host operating system
سیستم عامل میزبان
host guest chemistry
شیمی میزبان- میهمان
host
ارگانیسم میزبان
[زیست شناسی]
host organism
ارگانیسم میزبان
[زیست شناسی]
host
آداپتوری که به کامپیوتر میزبان وصل است
hosted
آداپتوری که به کامپیوتر میزبان وصل است
hosting
آداپتوری که به کامپیوتر میزبان وصل است
hosts
آداپتوری که به کامپیوتر میزبان وصل است
endobiotic
زیست کننده درمیان بافتهای میزبان خود
ectogenic
قادر بادامه زندگی درخارج از میزبان خود
mirror writing shadow reading
کامپیوتر میزبان با دو دیسک فیزیکی برای بالا بردن سرعت دسترسی
colporteur
کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
end system
پروتکل استاندارد OSI که به کامپیوترهای میزبان اجازه محل یابی یک router را می دهند.
light period
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
invite
حرف خاص ارسالی برای بیان به وسیلهای که کامپیوتر میزبان آماده دریافت پیام است
invites
حرف خاص ارسالی برای بیان به وسیلهای که کامپیوتر میزبان آماده دریافت پیام است
invited
حرف خاص ارسالی برای بیان به وسیلهای که کامپیوتر میزبان آماده دریافت پیام است
production cycle
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
end system
روی اینترنت کامپیوتر اصلی یا میزبان که به اینترنت وصل است
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ES IS
سیستم نهایی به سیستم میانی استاندار پروتکل OIS برای اینکه به کامپیوترهای میزبان
identification
حرف که بر کامپیوتر میزبان ارسال میشود تا ماهیت و محل کامپیوتر دور یا ترمینال مشخص شود
identification
تابعی که توسط کامپیوتر میزبان استفاده میشود تا مافیت و مشخصات کامپیوتر یا کاربر را بیان کند.
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
remote data concentrator
وسیله یی که پیام ها را ازطریق خطوط کم سرعت ازترمینالهای متعدد دریافت کرده و داده ها را از طریق یک حط واحد سنکرون باسرعت بالا به پردازنده میزبان منتقل میکند
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
semifinal
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
upload
1-ارسال فایلهای داده یا برنامه از یک کامپیوتر کوچک به CPU اصلی . 2-ارسال فایل از یک کامپیوتر به BBS یا کامپیوتر میزبان .
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
xenial
مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
felly
دوره
coursed
: دوره
courses
: دوره
period
دوره
careered
دوره
edge
دوره
edges
دوره
careers
دوره
terming
دوره
careering
دوره
periodicity
دوره
pools
دوره
felloe
دوره
phased
دوره
phases
دوره
cycle
دوره
instar
دوره
reviewal
دوره
bordered
دوره
bordering
دوره
outlining
دوره
outlines
دوره
outlined
دوره
setting up
دوره
sets
دوره
session
دوره
border
دوره
pooled
دوره
pool
دوره
sessions
دوره
stadiums
دوره
set
دوره
outline
دوره
phase
دوره
perimeter
دوره
he has run his race
دوره
stadium
دوره
contemporaries
هم دوره
Ice Age
دوره یخ
cycles
دوره
rhythms
دوره
era
دوره
eras
دوره
rhythm
دوره
perimeters
دوره
circuit
دوره
circuits
دوره
periphery
دوره
peripheries
دوره
rimless
بی دوره
term
دوره
epoch
دوره
epochs
دوره
stadia
دوره
compass
دوره
termed
دوره
career
دوره
rims
دوره
cycled
دوره
one's d.
دوره
periods
دوره
course
: دوره
to have ones fling
دوره
contemporary
هم دوره
rim
دوره
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
maintenance period
دوره نگهداری
cycle time
زمان دوره
pedlars
دوره گرد
pedlar
دوره گرد
critical period
دوره شاخص
recurrence interval
دوره تناوب
return perion
دوره تناوب
return interval
دوره بازگشت
refersher course
دوره توجیهی
quadrentnium
دوره چهارساله
stretch
خط ممتد دوره
stretched
خط ممتد دوره
puerperium
دوره نفاس
magnetic cycle
دوره مغناطیسی
revolutions
یک دوره کامل
quadrennium
دوره چهارساله
duty factor
دوره کار
duty cycle
دوره کار
hucksterer
دوره گرد
limitation period
دوره محدودیت
stretches
خط ممتد دوره
refersher course
دوره استثنایی
life cycle
دوره عمر
retention period
دوره ابقا
retrace interval
دوره بازگشت
internship
دوره انترنی
retrace period
دوره بازگشت
retrace time
دوره بازگشت
inning
یک دوره بازی
induction period
دوره انگیزش
period of incubation
دوره نهفتگی
infection period
دوره نهفتگی
rest period
دوره استراحت
incunabula
نخستین دوره
idle time
دوره عطالت
critical period
دوره بحرانی
life cycle
دوره زندگی
idle period
دوره استراحت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com