Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (12 milliseconds)
English
Persian
terahenous
دارای 4 مادگی
Search result with all words
dodecagynous
دارای دوازده مادگی
heptagynous
دارای هفت مادگی
heterogamous
دارای مادگی ها
pentagynous
دارای پنج مادگی
polygynous
دارای چند الت مادگی
trigynous
دارای سه مادگی
tristigmatic
دارای سه مادگی
Other Matches
gynoecium
مجموعه الت مادگی گل مجموعه مادگی
incomplete flower
مادگی
sockets
مادگی
socket
مادگی
boutonniere
مادگی
screw bolt
مادگی
androginy
نر و مادگی
buttonholing
مادگی
decagynous
ده مادگی
vulva
مادگی
buttonholes
مادگی
pistil
مادگی
vulvas
مادگی
buttonholed
مادگی
buttonhole
مادگی
telephone jack
مادگی تلفن
pistillary
وابسته به مادگی گل
pistil
الت مادگی گل
mortise
مادگی زبانه
mortice
مادگی زبانه
pistillate
مادگی دار
pistillate
تولید کننده مادگی
banana jack
مادگی در رادیو برای دوشاخه
perigynous
واقع در پیرامون مادگی یاتخمدان
sex changer
وسیله مبدل اتصال نری به مادگی و برعکس
gender changer
وسیله تغییر اتصال مادگی به نری و برعکس
quill shaft
شفت گردنده باریکی با سرهزارخار مانند که در مادگی دیگری جفت میشود
mandrel
جسم مرکزی معمولا با مقطع دایرهای که قطعه لولهای یاقسمت مادگی دور ان شکل میگردد
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
anisandrous flower
گلی که شماره و شکل پرچمهای ان با شماره و شکل مادگی ان برابر باشد
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
glochidiate
دارای مو
three-legged
دارای سه پا
trilinear
دارای سه خط
fraught with
دارای
bilabiate
دارای دو لب
three legged
دارای سه پا
footy
دارای پا
iodic
دارای ید
odoriferous
دارای بو
monopetalous
دارای یک گلبرگ
muciferous
دارای مخاط
synonymous
دارای تشابه
monatomic
دارای یک جوهرفرد
monoclinal
دارای یک شیب
monometallic
دارای یک فلز
salaried
دارای حقوق
miasmatic
دارای دمه بد بو
prerogatives
دارای حق ویژه
prerogative
دارای حق ویژه
monandrous
دارای یک شوهر
melodic
دارای ملودی
melodious
دارای ملودی
petiolated
دارای دمگل
synonymous
دارای ترادف
myrrhic
دارای بوی مر
myrrhy
دارای بوی مر
overbusy
دارای کارزیاد
nitrous
دارای شوره
of that ilk
دارای همان جا
nucleate
دارای هسته
deadbeat
دارای سکون
deadbeats
دارای سکون
energetic
دارای انرژی
weighted
دارای وزن
multifid
دارای چندشکاف
petiolate
دارای دمگل
multiflorous
دارای بیش از سه گل
stilted
دارای چوب پا
multilineal
دارای چندین خط
pelliculate
دارای پوسته
papillose
دارای برامدگی
palmy
دارای نخل
portentous
دارای فال بد
pileate
دارای کلاهک
bigamous
دارای دو زن یا دو شوهر
spirituous
دارای الکل
spiriferous
دارای عضومارپیچی
sonant
دارای اهنگ
legitimate
دارای حق مشروع
legitimated
دارای حق مشروع
legitimates
دارای حق مشروع
legitimating
دارای حق مشروع
rectilinear
دارای مسیرمستقیم
flabby
دارای عضلات شل
social minded
دارای افکاراجتماعی
silicifoeous
دارای در کوهی
shoaly
دارای جاهای کم اب
redundant
دارای اطناب
deficient
دارای کمبود
sulfureous
دارای گوگرد
strontic
دارای استرونیوم
umbrageous
دارای سوفن
straight line
دارای خط مستقیم
squib
دارای صدای فش فش
squibs
دارای صدای فش فش
stannous
دارای قلع
stannic
دارای قلع
staminate
دارای جرثومه نر
low spirited
دارای روحیه بد
low-spirited
دارای روحیه بد
shelterer
دارای حفاظ
sexagenary
دارای سن 06 تا96
equivocal
دارای دومعنی
pseudonymous
دارای تخلص
primiparous
دارای یک اولاد
primipara
دارای یک اولاد
prerogatived
دارای حق ویژه
preemptor
دارای حق شفعه
pre emptive
دارای حق شفعه
splashy
دارای ترشح
polygamous
دارای چند زن
artiodactylous
دارای سم شکافته
plumose
دارای دسته پر
reboant
دارای واکنش
pinnular
دارای بالچه
pulsant
دارای تپش
pulsatile
دارای تپش
backed
دارای پشت
short range
دارای برد کم
short-range
دارای برد کم
handy
<adj.>
دارای مزیت
self abnegating
دارای کف نفس
rifled
دارای خان
sabulous
دارای شن ریزه
rugose
دارای رکه
reversioner
دارای حق رجوع
rattly
دارای صدای تق تق
rarely beautiful
دارای زیبائی
quartziferous
دارای در کوهی
pinnular
دارای برگچه
miasmal
دارای دمه بد بو
acetylize
دارای ریشهء
basined
دارای ابگیر
dyslogistic
دارای خاطرات بد
bicentric
دارای دومرکز
bichrome
دارای دو رنگ
double tongued
دارای دوقول
dolose
دارای قصدجرم
bimolecular
دارای دوملکول
bimorphemic
دارای دوشکل
bimotored
دارای دوموتور
binaural
دارای دو گوش
binocular
دارای دو چشم
binuclear
دارای دو هسته
binucleate
دارای دو هسته
azotic
دارای ازت
entitative
دارای وجودخارجی
aulait
دارای شیر
foliolate
دارای برگچه
floaty
دارای اب نشین کم
adamantean
دارای تلئلو
fibrinous
دارای مودلیفی
aluminous
دارای زاج
amphibolic
دارای دو معنی
feldspathic
دارای فلدسپار
febile
دارای حالت تب
far reaching
دارای اثرزیاد
antithetic
دارای ضد ونقیض
antithetical
دارای ضد ونقیض
arbitrative
دارای اختیارحکمیت
artiodactyl
دارای سم شکافته
binucleated
دارای دو هسته
bipartite
دارای دوقسمت
calcic
دارای اهک
declinatory
دارای تمایل
dartrous
دارای تبخال
capitated
دارای سرمجزا
cuspidal
دارای برامدگی
cephalous
دارای کله
cretaceous
دارای گچ فراوان
crepitant
دارای صدای خش خش
chinned
دارای چانه
copperbottomed
دارای ته مسی
chymiferous
دارای کیموس
cingulate
دارای کمربند
cirrous
دارای اویز
calcareous
دارای کلسیم
bumpiness
دارای برامدگی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com