Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English
Persian
ground loom
دارهای قابل حمل
[قالی]
Other Matches
warp-weighd loom
دارهای وزنی
[این نوع دار در گذشته بیشتر بکار میرفته و در آن انتهای نخ های تار به وزنه های سنگی یا فلزی گره زده می شد.]
reed
شانه
[وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
recoverable item
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
friendly front end
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
archival quality
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
escrow
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
transferable
قابل واگذاری قابل انتقال
exigible
قابل مطالبه قابل پرداخت
elastic
قابل کش امدن قابل انعطاف
thankworthy
قابل تشکر قابل شکر
presentable
قابل نمایش قابل تقدیم
adducible
قابل اضهار قابل ارائه
presumable
قابل استنباط قابل استفاده
achievable
قابل وصول قابل تفریق
bilable
قابل رهایی قابل ضمانت
tenable
قابل مدافعه قابل تصرف
flexile
قابل تغییر قابل تطبیق
combustible
قابل سوزش قابل تراکم
observable
قابل مشاهده قابل گفتن
changeable
قابل تعویض قابل تبدیل
sensible
قابل درک قابل رویت
exigible
قابل تقاضا قابل ادعا
presentable
قابل معرفی قابل ارائه
capacity
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacities
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
visual display terminal
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display unit
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
inconvertible
غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
indemonstrable
غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
indiscoverable
غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
floatable
قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
irrefrangible
غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
adobe type manager
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
inexplicably
بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
vendible
قابل فروش جنس قابل فروش
vendable
قابل فروش جنس قابل فروش
cleavable
قابل شکافته شدن قابل ورقه ورقه شدن
air transportable sonar
سونار مخصوص هواپیما سونار قابل حمل با هواپیما سونار قابل حمل هوایی
incapable
نا قابل
acceptor
قابل
capable
قابل
sensible
قابل حس
good
قابل
solvable
قابل حل
able
قابل
abler
قابل
thorough paced
قابل
dissoluble
قابل حل
soluble
قابل حل
qualified
قابل
apt
قابل
ablest
قابل
numerable
قابل شمارش
omissible
قابل حذف
separable
قابل تفکیک
employable
قابل استخدام
moot
قابل بحث
moveable
قابل تغییر
extendable
قابل تعمیم
multipliable
قابل تکثیر
nota bene
قابل توجه
multiplicable
قابل تکثیر
namable
قابل ذکر
pitiable
قابل ترحم
observable
قابل مراعات
knowable
قابل دانستن
ponderable
قابل سنجش
open cheque
چک قابل انتقال
operable
قابل علاج
newsworthy
قابل انتشار
extendable
قابل تمدید
persuadable
قابل تشویق
noticeable
قابل توجه
open
قابل بحث
piceous
قابل اشتعال
opens
قابل بحث
pasturable
قابل چرا
elastic
قابل ارتجاع
divisible
قابل تقسیم
considerable
قابل توجه
operable
قابل درمان
pardoable
قابل عفو
partible
قابل افراز
plantable
قابل کشت
opened
قابل بحث
negotiable
قابل مذاکره
interconvertible
قابل تبدیل
investigable
قابل رسیدگی
inventible
قابل اختراع
inventible
قابل جعل
irrecusable
غیر قابل رد
trustworthy
قابل اعتماد
pivoting
قابل چرخش
irrigable
قابل ابیاری
judicable
قابل قضاوت
enforceable
قابل اجرا
enforceable
قابل اجراء
digestible
قابل هضم
justiciable
قابل دادرسی
kenspeckle
قابل شناسایی
insurable
قابل بیمه
regrettable
قابل تاسف
inspirable
قابل تنفس
apparent
قابل رویت
increasable
قابل ازدیاد
imaginable
قابل درک
detectable
قابل کشف
inferable
قابل استنباط
justifiable
قابل توجیه
inferible
قابل استنباط
inflamable
قابل اشتعال
inflective
قابل صرف
inflexional
قابل صرف
inhabitable
قابل سکنی
inheritable
قابل توارث
inoculable
قابل تلقیح
inquirable
قابل تحقیق
leviable
قابل تحمیل
licensable
قابل اجازه
eligible
قابل انتخاب
negotiating
قابل انتقال
negotiates
قابل انتقال
negotiated
قابل انتقال
negotiate
قابل انتقال
meltable
قابل ذوب
mentionable
قابل ذکر
merchantable
قابل معامله
merchantable
قابل فروش
mibeable
قابل استخراج
minable
قابل استخراج
mistakable
قابل اشتباه
medicable
قابل معالجه
drinkable
قابل اشامیدن
maintainable
قابل نگاهداری
limit of inflammability
حد قابل اشتعال
limpsey
قابل انحناء
limpsy
قابل انحناء
limsy
قابل انحناء
livable
قابل زیستن
livable
قابل معاشرت
livable
قابل زندگی
liveable
قابل زیستن
liveable
قابل معاشرت
liveable
قابل زندگی
machinable
قابل تراش
selectively
قابل انتخاب
selective
قابل انتخاب
macroscopic
قابل رویت
mobilizable
قابل تجهیز
apprehensible
قابل فهم
remarkable
قابل توجه
rentable
قابل اجاره
serviceable
قابل استفاده
expendable
قابل خرج
repairable
قابل جبران
realizable
قابل تحقق
realizable
قابل درک
sociable
قابل معاشرت
reparable
قابل جبران
adaptable
قابل توافق
tolerable
قابل قبول
tolerable
قابل تحمل
repeatable
قابل تکرار
flammable
قابل اشتعال
replaceable
قابل تعویض
venial
قابل عفو
sellable
قابل فروش
refillable
قابل تعویض
reflexible
قابل انعکاس
refractile
قابل انکسار
refrangible
قابل انکسار
registrable
قابل ثبت
regulable
قابل تعدیل
reimbursable
قابل پرداخت
remittable
قابل پرداخت
remediable
قابل علاج
remissible
قابل اغماض
removable
قابل رفع
removable
قابل انتقال
removable
قابل عزل
renderable
قابل ارائه
inflammable
قابل اشتعال
substitutable
قابل تعویض
culpable
قابل مجازات
revocable
قابل رجوع
preferable
قابل ترجیح
revokable
قابل فسخ
substantial
قابل توجه
sailable
قابل کشتیرانی
sailable
قابل هوابری
salvageable
قابل نجات
exportable
قابل صدور
satiable
قابل اشباع
scrutable
قابل کشف
scrutable
قابل درک
searchable
قابل جستجو
seaworthy
قابل دریانوردی
revocable
قابل برگشت
excitable
قابل تحریک
applicable
قابل اطلاق
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com