Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
dispensaries
داروخانه عمومی
dispensary
داروخانه عمومی
Other Matches
pharmacies
داروخانه
pharmacy
داروخانه
policlinic
داروخانه
drugstore
داروخانه
chemist's shop
داروخانه
drugstores
داروخانه
internet pharmacy
داروخانه اینترنتی
Where is the nearest pharmacy?
نزدیکترین داروخانه کجاست؟
general quarters
اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
introduce
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
dispensatory
کتاب ترکیبات دارویی داروخانه
common hardware
ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
products customarily found in a pharmacy
کالاهایی که معمولا در داروخانه بفروش می روند
general orders
دستورات عمومی دستورالعملهای عمومی
general porpose
کارهای عمومی مصارف عمومی
consolidated dining facility
تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
common carrier
موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
common control
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
oecumenical
عمومی
generals
عمومی
general
عمومی
commonest
عمومی
overt
عمومی
widest
عمومی
ecumenic
عمومی
wider
عمومی
general porpose
عمومی
wide
عمومی
common user
عمومی
rife
عمومی
commonest
:عمومی
outlined
خط عمومی
outline
خط عمومی
public
عمومی
generic
عمومی
popular
عمومی
outlining
خط عمومی
outlines
خط عمومی
the public voice
عمومی
universal
عمومی
hackneyed
عمومی
common
:عمومی
common
عمومی
commoners
عمومی
commoners
:عمومی
general meeting
مجمع عمومی
general plan
نقشه عمومی
open house
جشن عمومی
general psychology
روانشناسی عمومی
latrine
مستراح عمومی
general education
اموزش عمومی
general depot
امادگاه عمومی
general depot
انبار عمومی
general damage
خسارت عمومی
general concepts
تدبیر عمومی
general paresis
فلج عمومی
general equilibrium
تعادل عمومی
general meeting
جلسه عمومی
general meeting
گردهمایی عمومی
general intelligence
هوش عمومی
general grant
کمک عمومی
general message
پیام عمومی
general mobilization
بسیج عمومی
general outpatient clinic
درمانگاه عمومی
general outpost
پاسدار عمومی
general paralysis
فلج عمومی
general factor
عامل عمومی
vogue
عمومی ورایج
general cargo
بار عمومی
general assembly
مجمع عمومی
counsel for the crown
وکیل عمومی
general practitioner
پزشک عمومی
collective call sign
معرف عمومی
consolidated annuities
دیون عمومی
common grid
شبکه عمومی
common hardware
قطعات عمومی
comulative action
اثر عمومی
common user items
اقلام عمومی
common user
خدمات عمومی
common parts
قطعات عمومی
common purse
وجوه عمومی
common items
قطعات عمومی
common labour
کارگر عمومی
prosecture
وکیل عمومی
common nuisance
اضرار عمومی
general amnesty
عفو عمومی
general allotment
اختصاصات عمومی
general act
سند عمومی
general ability
توانایی عمومی
g/a
خسارت عمومی
fourth estate
مطبوعات عمومی
folkway
احساسات عمومی
folkway
طرزفکر عمومی
encyclic
عمومی دوری
alameda
گردشگاه عمومی
cameralistic science
مالیه عمومی
central war
جنگ عمومی
checkup
معاینه عمومی
common language
زبان عمومی
public library
کتابخانه عمومی
public services
خدمات عمومی
public utilities
تسهیلات عمومی
public warehouse
انبار عمومی
quasi public
نیمه عمومی
reason of state
مصالح عمومی
records depository
بایگانی عمومی
respublica
رفاه عمومی
public servant
مستخدم عمومی
public property
مال عمومی
public network
شبکه عمومی
public order
نظم عمومی
public ownership
مالکیت عمومی
public place
محل عمومی
public place
مکان عمومی
public policy
سیاست عمومی
rule of thumb
قانون عمومی
social good
کالاهای عمومی
baths
استخر عمومی
public baths
استخر عمومی
state property
اموال عمومی
suffrage universal
حق رای عمومی
GHQ
ستاد عمومی
general requirements
نیازهای عمومی
bath-house
حمام عمومی
public cost
هزینه عمومی
general quarters
اسایشگاههای عمومی
public welfare
رفاه عمومی
in the sight of the public
در انظار عمومی
mass poverty
فقر عمومی
mintster of public works
وزیرکارهای عمومی
official submission
مناقصه عمومی
open court
محکمه عمومی
overhead costs
هزینههای عمومی
pissoir
مستراح عمومی
plaza
میدان عمومی
general welfare
رفاه عمومی
general theory
نظریه عمومی
general register
ثبات عمومی
general relativity
نسبیت عمومی
general reserve
احتیاط عمومی
general staff
ستاد عمومی
general stock
سهام عمومی
general supplies
تدارکات عمومی
general supplies
اماد عمومی
general support
پشتیبانی عمومی
general tariff
تعرفه عمومی
potlatch
جشن عمومی
public a
وکیل عمومی
public finance
مالیه عمومی
public goods
کالاهای عمومی
public image
تصور عمومی
public information
اطلاعات عمومی
public institutions
موسسات عمومی
public interest
منافع عمومی
public interest
نفع عمومی
public law
حقوق عمومی
public facilities
تسهیلات عمومی
public expenditures
مخارج عمومی
public affairs
روابط عمومی
public amnsement
نمایشگاه عمومی
public benefits
منافع عمومی
public borrowing
استقراض عمومی
public debt
قرضه عمومی
public decency
عفت عمومی
public deposits
سپردههای عمومی
public domain
خط مشی عمومی
public enterprises
موسسات عمومی
general election
انتخابات عمومی
public nuisance
مزاحمت عمومی
public nuisances
مزاحمت عمومی
generalizes
عمومی کردن
commonwealth
ثروت عمومی
commonwealths
ثروت عمومی
collective
مشترک عمومی
outline
خط مقاومت عمومی
overheads
هزینههای عمومی
office
شغل عمومی
generalizing
عمومی کردن
buses
مسیر عمومی
plebiscite
اراء عمومی
busing
مسیر عمومی
bussing
مسیر عمومی
busses
مسیر عمومی
generalising
عمومی کردن
public sector
بخش عمومی
generalize
عمومی کردن
generalises
عمومی کردن
offices
شغل عمومی
general strike
اعتصاب عمومی
public schools
مدارس عمومی
generalised
عمومی کردن
bussed
مسیر عمومی
general strikes
اعتصاب عمومی
secularised
عمومی کردن
bused
مسیر عمومی
public relations
روابط عمومی
secularize
عمومی کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com