English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 74 (5 milliseconds)
English Persian
hallucinogenic drugs داروهای توهم زا
Search result with all words
psychedelic وابسته به داروهای توهم زا
Other Matches
tricyclic drugs داروهای سه حلقهای
tisane داروهای جوشانده
tisane داروهای خیسانده
depressant drugs داروهای کندساز
analgesics داروهای دردزا
energetics داروهای محرک
psychic energizer داروهای محرک
antianxiety drugs داروهای ضد اضطراب
narcotics داروهای مخدر
analgetics داروهای دردزا
psychotomimetics داروهای روان پریشی زا
psychotropic drugs داروهای روان گردان
neuroleptics داروهای ارام بخش
toxicology مبحث داروهای سمی
hypnotics داروهای خواب اور
hypnotic drugs داروهای خواب اور
analeptics داروهای محرک اعصاب
internist متخصص داروهای درونی
emmenagogue داروهای ازدیاد قاعدگی
psychedelic drugs داروهای روان پریشی زا
ataractic drugs داروهای ارام بخش
anaphrodisia داروهای فلج کنندهء اعضاء تناسلی
they rate as tonic drugs انها جزو داروهای نیروبخش بشمار میروند
doping نیروی کاذب حاصل از داروهای غیر مجاز
Babies should be classified as antidepressants. نوزادان را باید در گروه داروهای ضد افسردگی قرار داد.
hallucination توهم
hallucinations توهم
misgiving توهم
misgivings توهم
psychedelic توهم زا
pseudohallucination توهم کاذب
somatic hallucination توهم تنی
psychedelic داروی توهم زا
kinesthetic hallucination توهم جنبشی
lilliputian hallucination توهم خردبینی
microptic hallucination توهم خردبینی
olfactory hallucination توهم بویایی
parageusia توهم چشایی
photism توهم نوری
visual hallucination توهم دیداری
photoma توهم دیداری
paracusis imaginaria توهم شنیداری
apparitions توهم دیداری
acoasm توهم شنیداری
acouasm توهم شنیداری
acousma توهم شنیداری
auditory hallucination توهم شنیداری
affective hallucination توهم هیجانی
chromatism توهم رنگ
apparition توهم دیداری
gustatory hallucination توهم چشایی
tactile hallucination توهم بساوشی
hypnopompic hallucination توهم پس خواب
disenchantment رفع توهم
hallucinosis توهم زدگی
money illusion توهم پولی
haptic hallucination توهم بساوشی
rhatany ریشه یکجور گیاه در امریکای جنوبی که در ساختن داروهای ... بکار میبرند
fantastically بطور فانتزی توهم
psychedelic وابسته به توهم زایی
zoopsia توهم حیوان بینی
tu quoque توهم بیا بمیدان
formication توهم لمس حشره
macroptic hallucination توهم درشت بینی
hypnagogic hallucination توهم پیش خواب
acute hallucinosis توهم زدگی حاد
alcoholic hallucinosis توهم زدگی الکلی
fantasticality دمدمی مزاجی توهم
invagination توهم گیرکردگی توی خود برگشتگی
hallucinosis حالت هذیانی و وهمی ابتلاء به توهم دائمی
computer animation ایجاد توهم حرکت با نمایش مجموعهای از تصاویر مختلف روی صفحه
LSD لیسرجیک اسید دی اتیل آمید [دارویی توهم زا که در برخی باعث بروز حال عرفانی میشود]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com