Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
potion
دارو یا زهر ابکی شربت عشق
potions
دارو یا زهر ابکی شربت عشق
Other Matches
love potion
مهر دارو شربت عشق امیز
love philtre
مهر دارو شربت سحر امیز
love potions
مهر دارو شربت عشق امیز
slurry
تبدیل به محلول ابکی کردن ابکی
dose rate
نواخت جذب دارو میزان جذب دارو مقدار اثر دارو
dosage
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosages
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
liquid
ابکی
soupy
ابکی
washy
ابکی
liquids
ابکی
serous
ابکی
wishy-washy
ابکی
dilution
ابکی
pappy
ابکی
watery
پر اب ابکی
wishy washy
ابکی
slops
خوراک ابکی
to wash down
ابکی کردن
washiness
ابکی بودن
wateriness
ابکی بودن
waterish
چیز ابکی
liquid
چیز ابکی
diluted
ابکی کردن
liquids
چیز ابکی
diluting
ابکی کردن
slipslop
خوراک ابکی
serous membrane
شامه ابکی
semifluid
نیمه ابکی
serosity
ابکی بودن
dilute
ابکی کردن
weakish
چیز ابکی
dilutes
ابکی کردن
slurry
ماده ابکی
slush
برف ابکی
thinned
رقیق و ابکی
thins
رقیق و ابکی
thinnest
رقیق و ابکی
thinners
رقیق و ابکی
thin
رقیق و ابکی
aquosity
حالت ابی یا ابکی
succulence
اب داری حالت ابکی
wish wash
مشروب ابکی اب زیپو
small ale
ابجو ابکی وارزان
plasma
پلاسما قسمت ابکی خون
proteinase
انزیمهای ابکی کننده پروتئین
plasm
پلاسما قسمت ابکی خون
soft drink
شربت
sorbet
شربت
nectar
شربت
sorbets
شربت
syrup
شربت
soft drinks
شربت
syrups
شربت
sirup
شربت
juice
عصاره شربت
cider
شربت سیب
limeade
شربت ابلیمو
black liqour
شربت سیاه
julep
شربت طبی
diacodion
شربت خشخاش
mint juleps
شربت جلاب
wine of ipecac
شربت اپیکا
ipecacuanha wine
شربت اپیکا
grenadine
شربت انار
linctuses
شربت طبی
orangeade
شربت نارنج
mint julep
شربت جلاب
sculleries
شربت خان ه
scullery
شربت خان ه
beverages
نوشابه شربت
beverage
نوشابه شربت
juices
عصاره شربت
lemonade
شربت ابلیمو
linctus
شربت طبی
potions
شربت عشق دادن به
doses
خوراک دوا یا شربت
mint juleps
شربت محرک یامقوی
dosing
خوراک دوا یا شربت
mint julep
شربت محرک یامقوی
dosed
خوراک دوا یا شربت
potion
شربت عشق دادن به
dose
خوراک دوا یا شربت
frutex
شراب شربت الکلی
love potions
شربت سحر امیز
love potion
شربت سحر امیز
philtre or ter
مهردارو شربت سحرامیز
philtre or ter
شربت عشق انگیز
love philtre
شربت عشق انگیز
lemon squash
شربت امیخته ازابلیمووسوداواتر
float
بستنی مخلوط با شربت وغیره
floats
بستنی مخلوط با شربت وغیره
stomachic
اشتها اور شربت اشتهااور
floated
بستنی مخلوط با شربت وغیره
kefir
کفیر:یکجورخوراک ابکی وکفدارکه مانندماست است ودرقفقاز....میخورانند
glace
دسر سردو یخ بسته شربت سرد
pantry
شربت خانه مخصوص لوازم سفره
orgeat
شربت بهار نارنج با شیره بادام
pantries
شربت خانه مخصوص لوازم سفره
rosolio
یکجور شربت الکلی یانوشابه نیرو بخش
materia medica
دارو
puisne judge
دارو جز
pharmaceutic
دارو
medics
دارو
natural philosophy
دارو
medicinally
با دارو
medicaments
دارو
pharmaceuticals
دارو
medicament
دارو
cure
دارو
cured
دارو
cures
دارو
medicines
دارو
pill
حب دارو
pills
حب دارو
medication
دارو
medications
دارو
pharmaceutical
دارو
medicine
دارو
drugs
دارو
drug
دارو
drugged
دارو
remedying
دارو
remedy
دارو
remedies
دارو
remedied
دارو
drugging
دارو
pouch kit
جعبه دارو
withdrawals
ترک دارو
philtre
مهر دارو
philter
مهر دارو
muller
دارو ساز
pouch kit
جای دارو
troche
قرص دارو
substance withdrawal
ترک دارو
withdrawal
ترک دارو
male fern
کیل دارو
lungwort
سینه دارو
dose
یک خوراک دارو
dosed
مقدار دارو
dose
مقدار دارو
hyssop
اشنان دارو
dosage
یک خوراک دارو
dosed
یک خوراک دارو
doses
مقدار دارو
alkahest
نوش دارو
dosages
یک خوراک دارو
dosing
مقدار دارو
doses
یک خوراک دارو
cure all
نوش دارو
dosing
یک خوراک دارو
chemic
دارو فروش
calomel
کرم دارو
withdrawal syndrome
نشانگان ترک دارو
seasoning
دارو زنی بچوب
diatessaron
ترکیبی ازچهار دارو
vial
شیشه کوچک دارو
pillbox
قوطی حب دارو وغیره
medications
دارو
[به طور کلی ]
drugs
دارو
[به طور کلی ]
drugs of every description
[of all descriptions]
همه نوع دارو
pillboxes
قوطی حب دارو وغیره
dozes
دوز یک خوراک دارو
dozing
دوز یک خوراک دارو
withdrawal symptoms
نشانههای ترک دارو
dosage
مقدار استعمال دارو
doze
دوز یک خوراک دارو
orthopathy
معالجه بدون دارو
dozed
دوز یک خوراک دارو
resolutive
دارو یا عامل گدازنده
hocus
نوشابه دارو زده
dosages
مقدار استعمال دارو
drug abuse
سوء استفاده از دارو
drug holiday
ترک موقت دارو
miyhridate
زهر دارو پادزهر
dosage
مقدار تجویز شده دارو
dozing
مقدار کافی از یک دارو خوراک
doze
مقدار کافی از یک دارو خوراک
dozes
مقدار کافی از یک دارو خوراک
dosages
مقدار تجویز شده دارو
spaced out
<idiom>
از خوردن دارو گیج شدن
nauseant
دارو و یا چیزدیگری که تهوع اورد
drugs
دارو خوراندن تخدیر کردن
drugging
دارو خوراندن تخدیر کردن
dozed
مقدار کافی از یک دارو خوراک
iamatology
مبحث دارو شناسی پزشکی
drug
دارو خوراندن تخدیر کردن
drugged
دارو خوراندن تخدیر کردن
dope
دارو دادن تخدیر کردن
dopes
دارو دادن تخدیر کردن
gallipot
پیاله کوچک مخصوص مرهم و دارو
stateroom
اتاق ویژه تختخواب دارو مجلل
cold turkey
<idiom>
ترک کردن اعتیاد بدون دارو
rodenticide
دارو یا عامل کشنده جانوران جونده
This drug excites the nerves.
این دارو اعصاب را تحریک می کند
lay off
<idiom>
بیش از این استفاده نکردن (دارو،سیگار)
pulsatilla
شیره شقایق که برای دارو بکار می رود
pharmacodynamics
مبحث اثر دارو بر ساختمان موجودات زنده
reconstituent
دارو یا چیز دیگری که نیرووبافت تازه به بدن بدهد
muller
سنگی که برای ساییدن دارو یا رنگ بکار میبرند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com