Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 176 (8 milliseconds)
English
Persian
grouting gallery
دالان تزریق
Other Matches
hypodermic injection
تزریق زیر جلدی تزریق پوستی
galleries
دالان
gallery
دالان
alura
دالان
alure
دالان
ailure
دالان
passage
دالان
passages
دالان
lobbied
دالان
lobbies
دالان
corridor
دالان
lobby
دالان
arcade
دالان
corridors
دالان
tunneled
دالان زیرزمینی
tunnels
دالان زیرزمینی
tunneling
دالان زیرزمینی
tunnelled
دالان زیرزمینی
inspection gallery
دالان بازدید
entrance gallery
دالان دستیابی
drainage gallery
دالان زهکش
air corridor
دالان هوایی
access gallery
دالان دستیابی
porches
دالان ایوان
corridors
دالان هوایی
corridor
دالان هوایی
tunnel
دالان زیرزمینی
lobby
راهرو دالان
gullies
دالان زمینی
gulleys
دالان زمینی
gully
دالان زمینی
lobbies
راهرو دالان
stream corridor
دالان رود
lobbied
راهرو دالان
dwarf gallery
دالان کوتاه
terrain corridor
دالان زمینی
porch
دالان ایوان
vestibule
دالان سرپوشیده هشتی
aircraft climb corridor
دالان صعود هواپیما
chute
دالان پایان دوصحرانوردی
chutes
دالان پایان دوصحرانوردی
climb corridor
دالان صعود هواپیما
climb corridor
دالان بالا کشیدن
vestibules
دالان سرپوشیده هشتی
chancel-aisle
دالان پشت محراب
halls
اتاق بزرگ دالان
terrain corridor
دالان تاکتیکی زمین
hall
اتاق بزرگ دالان
inspection gallery
دالان بازرسی گالری بازدید
arch-rib
[قوسی زیر طاق که از شبستان یا دالان کلیسا می گذرد.]
jab
[colloquial]
تزریق
injective function
تزریق
jab
[British]
[colloquial]
تزریق
injections
تزریق ها
intinction
تزریق
low level injection
تزریق کم
mud grouting
تزریق گل
mud injection
تزریق گل
injection
تزریق
spray
تزریق
sprayed
تزریق
infusion
تزریق
spraying
تزریق
infusions
تزریق
shot
تزریق
shots
تزریق
transfusions
تزریق
sprays
تزریق
transfusion
تزریق
spartter
تزریق کننده
pilot injection
تزریق مقدماتی
immit
تزریق کردن
grouting galleries
مجاری تزریق
spartter loss
تلف تزریق
spary gun
پیستوله تزریق
gas injection
تزریق بنزین
injection point
نقطه تزریق
grout curtain
پرده تزریق
spary gun
تلمبه تزریق
sprays
تزریق کردن
injection efficiency
بازده تزریق
injection grid
شبکه تزریق
intake well
چاه تزریق
metal spraying
تزریق فلزی
inspirator
تزریق کننده
injection capacity
فرفیت تزریق
syringes
تزریق کردن
inject
تزریق کردن
injector valve
سوپاپ تزریق
injector
الت تزریق
injector
تزریق کننده
perfuse
تزریق کردن
perfusion
تزریق وریدی
injection of money
تزریق پول
injection level
سطح تزریق
syringe
تزریق کردن
fule injection
تزریق سوخت
spraying
تزریق کردن
chemical consolidation
تزریق شیمیایی
cement grouting
تزریق سیمان
blast injection engine
موتور تزریق دم
sprayed
تزریق کردن
blanket grouting
تزریق سطحی
spray
تزریق کردن
injects
تزریق کردن
guns
دستگاه تزریق
gun
دستگاه تزریق
chemical grouting
تزریق شیمیایی
chemical injection
تزریق شیمیایی
vaccinophobia
تزریق هراسی
injected
تزریق کردن
clay grouting
تزریق خاک رس
grout hole
چاه تزریق
grout hole
سوراخ تزریق
drilled grout hole
چاه تزریق
drilled grout hole
سوراخ تزریق
injecting
تزریق کردن
metal spray gun
تلمبه تزریق فلز
needled
با سوزن تزریق کردن
needles
با سوزن تزریق کردن
needling
با سوزن تزریق کردن
injection
داروی تزریق کردنی
petrol injection motor
موتور تزریق بنزینی
petrol injection pump
پمپ تزریق بنزین
needle
با سوزن تزریق کردن
jetting tube
لوله تزریق در حفاری
grouting
تزریق دوغاب سیمان
grouted alluvium
ابرفت تزریق شده
transfusions
رسوخ تزریق خون
grease injector
تزریق کننده گریس
gas injection method
روش تزریق گاز
fuel injection system
سیستم تزریق سوخت
flame spray
تزریق کردن شعلهای
concrete gun
دستگاه تزریق بتن
airless solid injection
تزریق بدون کمپرسور
hypo
تزریق زیر جلدی
injector pump
پمپ تزریق سوخت
hypodermic
تزریق زیر جلدی
injection timing
تنظیم مقدار تزریق
hypodermics
تزریق زیر جلدی
iodize
یود تزریق کردن
transfusion
رسوخ تزریق خون
transfusible
قابل تزریق در جسم دیگری
transfuse
رسوخ یافتن در تزریق کردن در
transfusable
قابل تزریق در جسم دیگری
throwin
در دنده انداختن تزریق کردن
blast furnace gun
وسیله تزریق کوره بلند
hypo
سوزن تزریق زیر جلدی
grout stop
اب بندی بوسیله تزریق دوغاب
mainlining
مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
hypodermics
سوزن مخصوص تزریق زیر جلد
hypodermic
سوزن مخصوص تزریق زیر جلد
mainlines
مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
mainlined
مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
low level injection efficiency
ضریب بهره تزریق در سطح پایین
hyodermic needle
سوزن امپول یا تزریق زیر جلدی
shoot up
<idiom>
مواد را از راه تزریق مصرف کردن
wet take off
برخاستن از زمین با استفاده از مکانیزم تزریق اب
mainline
مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
injector
وسیله تزریق افشانک سوخت پاش
emulsion injection
تزریق مصنوعی شیره قیر به داخل خاک
injection engine
ماشینی که بوسیله تزریق اب سرد بخارانرامنقبض میکنند
contra injection
تزریق قطرات ریزسوخت درخلاف جهت جریان هوا
wet rating
توان یا تراست بااستفاده ازمکانیزم تزریق اب یا ترکیب اب و متانل
grout curtain
لایه سیمانی تزریق شدهای که در زیر پی سد مانع تراوشات میگردد
alumetize
الومینیوم روی فولاد باپیستوله تزریق شده و سپس گداخته می گردد
slow pill
ماده شیمیایی که بطورغیرمجاز به اسب برای کندکردن سرعتش تزریق میشود
scopolamine
ی که با تزریق این ماده وامثال ان گرفته شده باشدقابل ارائه به دادگاه نیست
air metering force
نیروی در کاربوراتور وسیستمهای تزریق سو سوخت که لوله وانتوری و فشارهوا را مقدار سوخت را کنترل میکند
instill
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instilled
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instilling
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instills
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instils
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instil
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com