Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 105 (7 milliseconds)
English
Persian
chancel-aisle
دالان پشت محراب
Other Matches
predella
پله محراب طاقچه پشت محراب
predella
محراب
prayer niche
محراب
apse
محراب
altars
محراب
adytum
محراب
presbyteries
محراب
presbytery
محراب
altar
محراب
sacrarium
محراب
Mihrab
محراب
prayer-niche
محراب
oratory
محراب
corridors
دالان
galleries
دالان
gallery
دالان
ailure
دالان
alure
دالان
alura
دالان
corridor
دالان
passage
دالان
arcade
دالان
lobbies
دالان
lobbied
دالان
lobby
دالان
passages
دالان
English altar
محراب انگلیسی
Laudian rails
نرده محراب
ceilure
سقف محراب
ridden
پرده محراب
altars
محراب مجمره
fenestella
روزنه محراب
retrochoir
پشت محراب
altar
محراب مجمره
balustrum
نرده محراب
high-altar
محراب اصلی
chancel
محراب کلیسا
ciborium
سایبان محراب
dossel
پرده محراب
dossal
پرده محراب
dorsel
پرده محراب
communion-rail
نرده محراب
dwarf gallery
دالان کوتاه
stream corridor
دالان رود
terrain corridor
دالان زمینی
porches
دالان ایوان
lobby
راهرو دالان
lobbied
راهرو دالان
lobbies
راهرو دالان
inspection gallery
دالان بازدید
air corridor
دالان هوایی
corridors
دالان هوایی
porch
دالان ایوان
gully
دالان زمینی
tunnel
دالان زیرزمینی
gullies
دالان زمینی
drainage gallery
دالان زهکش
tunneled
دالان زیرزمینی
entrance gallery
دالان دستیابی
gulleys
دالان زمینی
access gallery
دالان دستیابی
corridor
دالان هوایی
tunneling
دالان زیرزمینی
grouting gallery
دالان تزریق
tunnelled
دالان زیرزمینی
tunnels
دالان زیرزمینی
gradine
طاقچه پشت محراب
eucharistic window
[نیم پنجره محراب]
gradin
طاقچه پشت محراب
retable
طاقچه پشت محراب
vestibules
دالان سرپوشیده هشتی
vestibule
دالان سرپوشیده هشتی
halls
اتاق بزرگ دالان
hall
اتاق بزرگ دالان
climb corridor
دالان صعود هواپیما
chutes
دالان پایان دوصحرانوردی
aircraft climb corridor
دالان صعود هواپیما
terrain corridor
دالان تاکتیکی زمین
chute
دالان پایان دوصحرانوردی
climb corridor
دالان بالا کشیدن
counter-apse
[محرابی مخالف محراب دیگر]
epistle side
[محراب در گوشه جنوبی کلیسا]
Gospel side
[قسمت شمالی محراب یا کلیسا]
altar-slad
[سنگ رویه فوقانی محراب]
reredos
پرده یا دیوار پشت محراب
altar-stone
[سنگ رویه فوقانی محراب]
inspection gallery
دالان بازرسی گالری بازدید
sedilia
یکی از سه صندلی محراب یاصدر کلیسا
chancel-screen
[پرده ای که محراب را از کلیسا جدا می کند.]
ambry
[انبار یا شکاف در دیوار پشت محراب]
Mihrab
نقش محراب در فرش های محرابی
Decalogue
[قسمت هایی از دیوار یا پرده ی پشت محراب]
cul-de-four
[نیمه گنبدی که بالای محراب یا طاقچه استفاده می شود.]
altar-niche
[تو رفتگی در محراب کلیسا که اغلب نیایشگاه کوچکی است.]
arch-rib
[قوسی زیر طاق که از شبستان یا دالان کلیسا می گذرد.]
altar of repose
[طاقچه یا گوشه محراب کلیسا که گنجه ای از نان مقدس در آن است.]
lady chapel
کلیسا یا محراب کلیسایی که به مریم باکره تخصیص داده شده
ara
محراب کلیسا
[در خانه های شخصی برای توسل به خدا]
altar-piece
پرده نقاشی
[یا تندیس تزئینی در قسمت بالا و عقب محراب کلیسا]
altar-rail
[نرده ای در جلو محراب کلیسا کشیش برگزار کننده ی مراسم را از سایر عبادت کنندگان جدا می کند.]
Family prayer rug
فرش محرابی صف گونه
[اینگونه بافت ها دارای چندین محراب قرینه بوده و بیشتر بصورت گلیم بافته می شود.]
altar-screen
[پرده محراب که رواق خدمتگاه کشیشان را از بقیه جدا می کند که بسیار پر نقش و نگار از جنس سنگ، چوب یا فلز است.]
lamp
قندیل
[این نماد در اکثر فرش های محرابی از سقف محراب آویزان بوده و یا در متن فرش جلوه گر می باشد. عده ای استفاده از آن را نشانه اشائه نور خداومد می دانند.]
Millefleurs design
طرح هزاران گل
[در این طرح که نمونه قدیمی موجود آن مربوط به قرن هجدهم میلادی است در کشمیر بصورت محرابی بافته شده و در محراب را با انواع شکوفه ها و گل ها تزئین کرده اند.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com