English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 80 (8 milliseconds)
English Persian
hobble skirt دامن تنگ
Search result with all words
lap دامن لباس
lapped دامن لباس
crinoline دامن پف کردن
crinolines دامن پف کردن
morning coat نیم تنه دامن گرد
morning coats نیم تنه دامن گرد
apron پیش دامن
aprons پیش دامن
kilt دامن مردانه
kilts دامن مردانه
pull back چیزیکه بوسیله ان دامن زنانه راعقب نگاه میدارند
pull-back چیزیکه بوسیله ان دامن زنانه راعقب نگاه میدارند
pull-backs چیزیکه بوسیله ان دامن زنانه راعقب نگاه میدارند
frock coat نیم تنه دامن بلند مردانه فراک
frock coats نیم تنه دامن بلند مردانه فراک
provoke دامن زدن برانگیختن
provoked دامن زدن برانگیختن
provokes دامن زدن برانگیختن
pannier لول ژوپن زیر دامن
panniers لول ژوپن زیر دامن
slack دامن اویخته وشل لباس یا هر چیزاویخته وشل
slackest دامن اویخته وشل لباس یا هر چیزاویخته وشل
slacks دامن اویخته وشل لباس یا هر چیزاویخته وشل
skirt دامن لباس
skirt دامن دوختن
skirt دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
skirted دامن لباس
skirted دامن دوختن
skirted دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
skirts دامن لباس
skirts دامن دوختن
skirts دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
basque دامن کوتاه زنانه
brorher in law هم دامن
chronicity دامن گیری
coatee دامن کوتاه
cutaway دامن گرد
cutty sark دامن کوتاه
cut away دامن گرد
cut away نیم تنه دامن گرد
dirndl نوعی دامن بلند با کمر بلند
draggle tail دارای دامن کثیف والوده
dress coat جامه جلوبازمردانه که دامن ان درپشت است ودرمهمانیهای شب انرا
dress improver لایی که درپشت دامن زنانه میگذارند
farthingale دامن پف کرده
farthingale دامن فنری
gremial پارچهای که اسقف هنگام اجرای برخی ایین هاروی دامن میاندازد
hoopskirt دامن وپیراهن فنری زنها دامن ژوپن
improver لایی که درپشت دامن زنانه میگذارند
lap dog سگ دامن پرورده
lapdog سگ دامن پرورده
lapful یک دامن پر
lapful به قور یک دامن انچه در یک دامن جاگیرد
lapfulof straw یک دامن کاه
lappet دامن اویز
maxi پیراهن زنانه دامن بلند
midi پیراهن زنانه با دامن متوسط
overskirt دامن رو
panier لول ژوین زیر دامن
peplum نوعی ردا یانیم تنه زنانه دامن کوتاه
placket ژوپن یا زیر پوش زنانه چاک دامن
rational dress نیم شلواری که زن بجای دامن بپوشد
shirttail دامن پیراهن
sporran چنته یاکیسه چرمی جلو دامن اسکاتلندیهای کوهستانی
tablier پیش دامن
tail coat جامه دامن گرد که پشت ان ماننداست به دم
tailcoat کت دامن گرد مخصوص مواقع رسمی
to add fuel to fire آتش را دامن زدن
to pour oil on the flame اتش خشم را دامن زدن
unchaste الوده دامن
mini-skirt دامن کوتاه
mini-skirts دامن کوتاه
tutu دامن کوتاه
tutus دامن کوتاه
To appeal (turn)to someone for help. دست به دامن کسی شدن
To add fuel to (fan) the flames. آتش را دامن زدن
to pander to somebody [something] دامن زدن با کسی [چیزی]
to beg of somebody دست به دامن کسی شدن [بخاطر چیزی]
to beg somebody for something دست به دامن کسی شدن [بخاطر چیزی]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com