|
|||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||
Total search result: 7 (2 milliseconds) | |||||
English | Persian | ||||
---|---|---|---|---|---|
knew | دانست | ||||
Other Matches | |||||
it is to be noted that | باید دانست که | ||||
now this man was lying | باید دانست که این مرد دروغ میگفت | ||||
The truth was known to no one other than himself. | هیچ کس به غیر از خود او [مرد] حقیقت را نمی دانست. | ||||
to tell somebody something [to let somebody in on something] <idiom> | به کسی چیزی را گفتن که او نباید می دانست یا او نمی خواهد بداند. | ||||
k | به هنگام اشاره به فرفیت با مسامحه می توان معادل 4201 دهدهی دانست | ||||
owenism | اصول عقاید رابرت اون کارخانه دار انگلیس در قرن 91 که شاید بتوان منشاء سوسیالیزم نوینش دانست |
Recent search history | |
|