English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 121 (7 milliseconds)
English Persian
freshman دانشجوی سال اول دانشکده
freshmen دانشجوی سال اول دانشکده
Search result with all words
fresher نواموزدانشکده یادانشگاه دانشجوی نخستین سال دانشکده یادانشگا
freshers نواموزدانشکده یادانشگاه دانشجوی نخستین سال دانشکده یادانشگا
cadet دانشجوی دانشکده افسری
cadets دانشجوی دانشکده افسری
junior دانشجوی سال سوم دانشکده یا دبیرستان
juniors دانشجوی سال سوم دانشکده یا دبیرستان
gymnasiast دانشجوی دانشکده یاگیمنازدرالمان یاکشورهای دیگر
midshipman افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی
Other Matches
medico دانشجوی طب
kiwi دانشجوی هوانوردی
academical دانشجوی دانشگاه
kiwis دانشجوی هوانوردی
flying cadet دانشجوی هوایی
cadet دانشجوی نظامی
cadets دانشجوی نظامی
freshmen دانشجوی سال اول
agriculturalist دانشجوی دانشکدهء کشاورزی
sophomore دانشجوی سال دوم
sophomores دانشجوی سال دوم
junior دانشجوی سال سوم
juniors دانشجوی سال سوم
graduate student دانشجوی بعد از لیسانس
undergraduate دانشجوی دوره لیسانس
freshman دانشجوی سال اول
agriculturist دانشجوی دانشکدهء کشاورزی
undergraduates دانشجوی دوره لیسانس
hebraist دانشجوی زبان عبری
students دانشجوی دورههای تخصصی نظامی
student دانشجوی دورههای تخصصی نظامی
plebe دانشجوی سال اول نیروی دریایی
midshipman دانشجوی سال دوم نیروی دریایی
plebeian دانشجوی سال اول نیروی دریایی
plebeians دانشجوی سال اول نیروی دریایی
middy دانشجوی سال دوم نیروی دریایی
academist عضو فرهنگستان فارغ التحصیل یا دانشجوی اکادمی
student teacher شاگرو دانشسرای عالی دانشجوی تعلیم وتربیت
pleb خشن ورذل دانشجوی سال اول نیروی دریایی
rushee دانشجوی داوطلب شرکت درشبانه روزی پسرانه ودخترانه
salutatorian دانشجوی ایراد کننده نطق افتتاحیه جشن فارغ التحصیلی
humanist دانشجوی رشته انسانیت یا ادبیات و اثار باستانی یونان و روم
school دانشکده
schools دانشکده
faculty of law دانشکده حقوق
provost نافم دانشکده
bursars گنجور دانشکده
collegial مربوط به دانشکده
technical colleges دانشکده فنی
collegian عضو دانشکده
provosts نافم دانشکده
state college دانشکده دولتی
military college دانشکده افسری
polytechnical دانشکده صنعتی
medical college دانشکده پزشکی
bursar گنجور دانشکده
lawfaculty دانشکده حقوق
school of law دانشکده حقوق
law faculty دانشکده حقوق
technical college دانشکده فنی
intercollegiate بین دانشکده ها
polytechnic دانشکده صنعتی
polytechnics دانشکده صنعتی
medical college دانشکده طبی
student of law شاگرد دانشکده حقوق
mattriculation دخول در دانشکده یادانشگاه
gaudyday روزمهمانی دانشکده روزشادی
professors معلم دبیرستان یا دانشکده
professor معلم دبیرستان یا دانشکده
principal رئیس دانشکده یا دبیرستان
principals رئیس دانشکده یا دبیرستان
medical دانشکده پزشکی سرپزشک
faculties اولیای مدرسه دانشکده
faculties نیروی ذهنی دانشکده
academian عضو دانشکده یادانشگاه
faculty اولیای مدرسه دانشکده
faculty نیروی ذهنی دانشکده
deanship مقام ریاست دانشکده یا کلیسا
matriculating در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
faculties استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
matriculating در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن
matriculates در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
matriculates در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن
mortar board کلاه چتر گوش دانشکده
junior college دانشکده مقدماتی تا دو ساله اموزشکده
matriculated در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن
faculty استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
trencher cap کلاه چهار گوش دانشکده
matriculate در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن
rectorate مقام ریاست دانشکده یااموزشگاه
matriculate در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
matriculated در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
presentation day روز دادن درجات در دانشکده
non collegiate در باب شاگردی گفته میشود بی دانشکده
major seminary دانشکده علوم روحانی جماعت کاتولیک
varsity تیم اول دانشگاه یا دانشکده دانشگاهی
eton دانشکده ایتون درانگلستان برای پسران
dons رئیس یا استاد یا عضو دانشکده پوشیدن
general staff college دانشکده فرماندهی و ستاد دانشگاه جنگ
command and general staff college دانشکده فرماندهی وستاد دانشگاه جنگ
donning رئیس یا استاد یا عضو دانشکده پوشیدن
proms مجلس رقص رسمی دبیرستان یا دانشکده
don رئیس یا استاد یا عضو دانشکده پوشیدن
donned رئیس یا استاد یا عضو دانشکده پوشیدن
prom مجلس رقص رسمی دبیرستان یا دانشکده
campuses زمین دانشکده ومحوطه کالج پردیزه
campus زمین دانشکده ومحوطه کالج پردیزه
colleger دانشجویی که ازبنگاه خیریه دانشکده بهرمند میشود
matriculating در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
caddying دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر
matriculates در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
caddies دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر
matriculate در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
caddied دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر
caddie دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر
intrant کسی که وارد انجمن یا دانشکده یامقامی میشود
matriculated در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
valedictorian دانشجوی ممتاز فارغ التحصیل که خطابه جشن فارغ التحصیلی را میخواند
valedictorians دانشجوی ممتاز فارغ التحصیل که خطابه جشن فارغ التحصیلی را میخواند
dramatics کارهای هنری وخارج ازبرنامه دبیرستان و دانشکده روش نمایش
rah rah دارای روحیه دانشجویی شعار دهنده برای دانشکده هورا هورا گفتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com