Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 192 (9 milliseconds)
English
Persian
postgraduate
دانش اموخته
postgraduates
دانش اموخته
alumnus
دانش اموخته
Other Matches
straight "A " student
دانش آموزی
[دانش جویی]
که همیشه همه درسها را ۲۰ می گیرد
taught
اموخته
wont
اموخته
learned behavior
رفتار اموخته
enure
اموخته کردن
manage
اسب اموخته
inure or en
اموخته کردن
self in structed
خود اموخته
managing
اسب اموخته
self-educated
خود اموخته
manages
اسب اموخته
managed
اسب اموخته
self educated
خود اموخته
inures
خودادن اموخته کردن
inured
خودادن اموخته کردن
inure
خودادن اموخته کردن
autodidact
شخص خود اموخته
inuring
خودادن اموخته کردن
self taught
پیش خود یادگرفته خود اموخته
gramarey
دانش
scholarships
دانش
knowledge
دانش
sciences
دانش
science
دانش
scholarship
دانش
gramary
دانش
gramarye
دانش
understanding
دانش
know-how
دانش
cognisance
[British]
دانش
wisdom
دانش
kenning
دانش
realizing
دانش
realising
[British]
دانش
knowledge
دانش
cognition
دانش
know how
دانش
life science
دانش زیستی
life sciences
دانش زیستی
witting
معلومات دانش
to reach for knowledge
دانش کوشیدن
knowlege representation
نمایش دانش
organum
وسیله دانش
grader
دانش اموز
teacher's college
دانش سرا
ominscience
دانش بی پایان
omniscience
دانش بی پایان
maieutic
دانش مامایی
onomastics
دانش نام
schoolboy
دانش اموز
schoolboys
دانش اموز
an encourouges of science
دانش پرور
to a knowledge
دانش اندوختن
technical know how
دانش فنی
patrons of learning
دانش پروران
pansophism
دانش مطلق
photology
دانش روشنایی
normal school
دانش سرا
philomath
دانش پرست
kith
دانش و معرفت
polyhistor
دانش بسیار
polymathy
دانش زیاد
knowing faculty
قوه دانش
knowledge base
پایگاه دانش
computer literacy
دانش کامپیوتر
computer awarness
دانش کامپیوتر
schoolfellow
کسب دانش
knowledge domain
قلمرو دانش
knowledge representation
بازنمود دانش
knowledge engineer
مهندسی دانش
in ken
د رحدود دانش
striker
دانش اموز
thermodynamics
دانش دماپویایی
schooling
کسب دانش
scholar
دانش پژوه
scholars
دانش پژوه
educates
دانش اموختن
educating
دانش اموختن
educate
دانش اموختن
smattering
دانش سطحی
architectonic
دانش معماری
strikers
دانش اموز
knowledge representation
نمایش دانش
treatise
دانش نویسه
treatises
دانش نویسه
aeronautics
دانش هوانوردی
pupils
دانش اموز
letter
معرفت دانش
letters
معرفت دانش
pupil
دانش اموز
physical science
دانش مادی
learning
دانش یادگیری
erudition
فضل و دانش
academy
انجمن دانش
academies
انجمن دانش
students
دانش اموز
student
دانش اموز
old boys
دانش آموز پیشین
old boy
دانش آموز پیشین
paleology
دانش چیزهای کهنه
To acquire knowledge.
دانش فرا گرفتن
reservoir of knowledge
مخزن یا گنج دانش
relativity of knowledge
نسبی بودن دانش
psychologt
دانش قواوکارهای ذهنی
statics
دانش پایداری نیروها
phonics
دانش صدا وپژواک
summa
اثار دانش بشری
savoir vivre
دانش اداب ومعاشرت
rudimentary knowledge
دانش مقدماتی یا نخستین
nonrated man
دانش اموز دریایی
domain knowledge
دانش محیط کاربرد
equivalent knowledge credit
تصدیق دانش علمی
academician
عضو انجمن دانش
geology
دانش زمین شناسی
geogeny
دانش زمین پیدایی
geogony
دانش زمین پیدایی
knowledge
نرم افزاری که دانش
gynecology
دانش امراض زنانه
he is a prodigy of learning
اعجوبه ایست در دانش
aeronautical
مربوط به دانش هوانوردی
aeronautic
مربوط به دانش هوانوردی
metaphsics
نسبت بهشتی و دانش
metaphsics
دانش ماورای طبیعت
logic
دانش تفکرات و دلایل
technologies
دانش فنی تکنولوژی
technology
دانش فنی تکنولوژی
liturgiology
دانش ایین نمازliturgist
cardiology
دانش قلب شناسی
superficiality
دانش سطحی بیمایگی
acadmist
عضو انجمن دانش یافرهنگستان
His knowledge has no limits.
دانش اوحد واندازه ای ندارد
phonology
دانش دگرگونی صدا در زبان
encyclopedias
دایره العلوم دانش جنگ
encyclopedia
دایره العلوم دانش جنگ
encyclopaedias
دایره العلوم دانش جنگ
sophy
پسوندی بمعنی " دانش "و " شناسی "
gnosis
دانش رازهای روحانی عرفان
podiatry
دانش ناخوشیهای پاودرمان انها
macrobiotics
دانش طولانی کردن عمر
seaman recruit
دانش اموز ملوانی دریایی
psychics
دانش قوا وکارهای ذهنی
technologies
اعمال دانش علمی به فرآیندهای صنعتی
technology
اعمال دانش علمی به فرآیندهای صنعتی
old school tie
کراوات ویژهی دانش آموزان هر مدرسه
academical
ادبی عضو انجمن دانش بافرهنگستان
acodemian
عضوانجمن دانش عضوفرهنگستان عضودانشگاه یادانشکده
women students
زنان دانش اموز محصلین اناث
Ekistics
[دانش مطالعه زیستگاه های انسانی]
extracurricular
فعالیتهای فوق برنامهای دانش اموز
informatics
دانش و مط العه روشهای پردازش اطلاعات و ارسال
learning curve
نمایش گرافیکی بدست آوردن دانش در زمان
There is no royal road to learning .
<proverb>
مقصد علم و دانش را,جاده اى نیست هموار .
lore
دانش مجموعه معارف وفرهنگ یک قوم ونژاد
caddie
دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر
caddying
دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر
caddied
دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر
actinochemistry
مبحث دانش شیمی راجع به نیروی خورشید
caddies
دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر
misology
بیزاری از علم ودانش وخرد دانش گریزی
No less than half the students failed the test.
کم کمش نیمی از دانش آموزان درآزمون قبول نشدند.
to make a p of one's learing
دانش خودرا نمایش دادن علم فروشی کردن
knowledge
دستورات و دانش خبره را در یک فیلد مشخص اعمال میکند
matricular
وابسته بصورت اعضای یک انجمن یا دانش جویان دانشگاه
cbt
استفاده از سیستم کامپیوتری برای آموزش به دانش آموزان
computer literacy
دانش کامپیوترها و چگونگی استفاده از انها برای حل مسائل
c
استفاده از سیستم کامپیوتری برای آموزش دانش آموزان
academically
چنانچه شایسته انجمن دانش یا فرهنگستانی باشد ادیبانه
opto electronics
تکنولوژی مربوط به مجتمع سازی دانش نور و الکترونیک
egg bound
صفت مرغی که تخم درتخم دانش گشته یاپیچ خورده است
information
دانش نمایش داده شده به شخص به صورتی که قابل فهم باشد
c
استفاده از کامپیوتر برای آموزش به دانش آموزان و برآورد پیشرفت آنها
intellectualist
کسکیه اهمیت بسیار بقوه تعقل میدهدو انرامطلقاسرچشمه دانش میداند
Excepting
[With the exception of]
two students, no one could answer the last question correctly.
به غیر از دو دانش آموز هیچ کس نتوانست آخرین پرسش را درست پاسخ بدهد.
articled
کسیکهاستخدام شده و مشغول فراگیری دانش لازم برای کار خود میباشد
self-
که هر قطعه جدید اطلاع را یا قانون را به پایگاه داده اضافه میکند تا دانش مهارت و کارایی آن افزوده شود
electronics
دانش به کارگیری مط العه الکترون ها و خصوصیات آنهابرای محصولات تولید شده مثل یک قطعه یاکامپیوتر یا ماشنی حساب یا تلفن
tactics
دانش فرماندهی در صحنه جنگ طرق و وسائل و طرحهای ماهرانهای که جهت وصول به هدف به کار گرفته میشود رویه ماهرانه
c
استفاده از کامپیوتر برای کمک به دانش آموزان برای یادگیری یک موضوع
experts
نرم افزاری که دانش نصیحت و قوانین تصویب شده توسط خبره ها را در یک موضوع مشخص به داده کاربر اعمال میکند تا کمک به رفع یک مشکل
expert
نرم افزاری که دانش نصیحت و قوانین تصویب شده توسط خبره ها را در یک موضوع مشخص به داده کاربر اعمال میکند تا کمک به رفع یک مشکل
rule
نرم افزاری که قوانین و دانش خبره را در یک موضوع مشخص برای داده کاربر برای حل مشکل اعمال میکند
athenaeum
انجمن ادبی انجمن دانش
atheneum
انجمن ادبی انجمن دانش
recruited
سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
recruits
سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
recruit
سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
recruiting
سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
locker
قفسه قفل دار قفسه قفل دار مخصوص دانش اموزان و دانشجویان
lockers
قفسه قفل دار قفسه قفل دار مخصوص دانش اموزان و دانشجویان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com