English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 188 (9 milliseconds)
English Persian
an encourouges of science دانش پرور
Other Matches
straight "A " student دانش آموزی [دانش جویی] که همیشه همه درسها را ۲۰ می گیرد
floriculturist گل پرور
starry eyed خیال پرور
starry-eyed خیال پرور
vegetative گیاه پرور
pisciculturist ماهی پرور
productive of poets شاعر پرور
vermiparous کرم پرور
vegetive گیاه پرور
bee-keepers زنبور پرور
ceruminous چرک پرور
bee-keeper زنبور پرور
high flying خیال پرور
an encourouges of science علم پرور
morpheus الهه خواب خواب پرور
knowledge دانش
gramarey دانش
science دانش
gramary دانش
gramarye دانش
know how دانش
scholarships دانش
scholarship دانش
kenning دانش
sciences دانش
understanding دانش
wisdom دانش
know-how دانش
cognisance [British] دانش
knowledge دانش
realizing دانش
cognition دانش
realising [British] دانش
alumnus دانش اموخته
architectonic دانش معماری
omniscience دانش بی پایان
knowledge base پایگاه دانش
knowledge domain قلمرو دانش
knowing faculty قوه دانش
computer awarness دانش کامپیوتر
computer literacy دانش کامپیوتر
knowledge representation بازنمود دانش
grader دانش اموز
knowledge representation نمایش دانش
schoolfellow کسب دانش
in ken د رحدود دانش
kith دانش و معرفت
knowledge engineer مهندسی دانش
knowlege representation نمایش دانش
polymathy دانش زیاد
technical know how دانش فنی
to a knowledge دانش اندوختن
physical science دانش مادی
to reach for knowledge دانش کوشیدن
life sciences دانش زیستی
life science دانش زیستی
polyhistor دانش بسیار
maieutic دانش مامایی
normal school دانش سرا
teacher's college دانش سرا
ominscience دانش بی پایان
onomastics دانش نام
organum وسیله دانش
pansophism دانش مطلق
patrons of learning دانش پروران
philomath دانش پرست
photology دانش روشنایی
witting معلومات دانش
letter معرفت دانش
postgraduate دانش اموخته
postgraduates دانش اموخته
schooling کسب دانش
erudition فضل و دانش
schoolboys دانش اموز
schoolboy دانش اموز
academy انجمن دانش
academies انجمن دانش
students دانش اموز
student دانش اموز
learning دانش یادگیری
pupil دانش اموز
scholar دانش پژوه
thermodynamics دانش دماپویایی
letters معرفت دانش
scholars دانش پژوه
educate دانش اموختن
striker دانش اموز
strikers دانش اموز
pupils دانش اموز
smattering دانش سطحی
educating دانش اموختن
educates دانش اموختن
aeronautics دانش هوانوردی
treatise دانش نویسه
treatises دانش نویسه
phonics دانش صدا وپژواک
To acquire knowledge. دانش فرا گرفتن
statics دانش پایداری نیروها
old boys دانش آموز پیشین
summa اثار دانش بشری
knowledge نرم افزاری که دانش
paleology دانش چیزهای کهنه
aeronautical مربوط به دانش هوانوردی
old boy دانش آموز پیشین
rudimentary knowledge دانش مقدماتی یا نخستین
reservoir of knowledge مخزن یا گنج دانش
relativity of knowledge نسبی بودن دانش
psychologt دانش قواوکارهای ذهنی
savoir vivre دانش اداب ومعاشرت
nonrated man دانش اموز دریایی
aeronautic مربوط به دانش هوانوردی
technology دانش فنی تکنولوژی
geogony دانش زمین پیدایی
geogeny دانش زمین پیدایی
equivalent knowledge credit تصدیق دانش علمی
technologies دانش فنی تکنولوژی
domain knowledge دانش محیط کاربرد
logic دانش تفکرات و دلایل
cardiology دانش قلب شناسی
gynecology دانش امراض زنانه
he is a prodigy of learning اعجوبه ایست در دانش
metaphsics نسبت بهشتی و دانش
metaphsics دانش ماورای طبیعت
geology دانش زمین شناسی
superficiality دانش سطحی بیمایگی
academician عضو انجمن دانش
liturgiology دانش ایین نمازliturgist
encyclopaedias دایره العلوم دانش جنگ
His knowledge has no limits. دانش اوحد واندازه ای ندارد
encyclopedias دایره العلوم دانش جنگ
sophy پسوندی بمعنی " دانش "و " شناسی "
psychics دانش قوا وکارهای ذهنی
seaman recruit دانش اموز ملوانی دریایی
encyclopedia دایره العلوم دانش جنگ
acadmist عضو انجمن دانش یافرهنگستان
phonology دانش دگرگونی صدا در زبان
gnosis دانش رازهای روحانی عرفان
macrobiotics دانش طولانی کردن عمر
podiatry دانش ناخوشیهای پاودرمان انها
academical ادبی عضو انجمن دانش بافرهنگستان
old school tie کراوات ویژهی دانش آموزان هر مدرسه
Ekistics [دانش مطالعه زیستگاه های انسانی]
acodemian عضوانجمن دانش عضوفرهنگستان عضودانشگاه یادانشکده
women students زنان دانش اموز محصلین اناث
extracurricular فعالیتهای فوق برنامهای دانش اموز
technologies اعمال دانش علمی به فرآیندهای صنعتی
technology اعمال دانش علمی به فرآیندهای صنعتی
informatics دانش و مط العه روشهای پردازش اطلاعات و ارسال
caddying دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر
caddies دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر
caddied دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر
lore دانش مجموعه معارف وفرهنگ یک قوم ونژاد
caddie دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر
actinochemistry مبحث دانش شیمی راجع به نیروی خورشید
learning curve نمایش گرافیکی بدست آوردن دانش در زمان
There is no royal road to learning . <proverb> مقصد علم و دانش را,جاده اى نیست هموار .
misology بیزاری از علم ودانش وخرد دانش گریزی
academically چنانچه شایسته انجمن دانش یا فرهنگستانی باشد ادیبانه
computer literacy دانش کامپیوترها و چگونگی استفاده از انها برای حل مسائل
c استفاده از سیستم کامپیوتری برای آموزش دانش آموزان
No less than half the students failed the test. کم کمش نیمی از دانش آموزان درآزمون قبول نشدند.
opto electronics تکنولوژی مربوط به مجتمع سازی دانش نور و الکترونیک
knowledge دستورات و دانش خبره را در یک فیلد مشخص اعمال میکند
cbt استفاده از سیستم کامپیوتری برای آموزش به دانش آموزان
to make a p of one's learing دانش خودرا نمایش دادن علم فروشی کردن
matricular وابسته بصورت اعضای یک انجمن یا دانش جویان دانشگاه
information دانش نمایش داده شده به شخص به صورتی که قابل فهم باشد
intellectualist کسکیه اهمیت بسیار بقوه تعقل میدهدو انرامطلقاسرچشمه دانش میداند
egg bound صفت مرغی که تخم درتخم دانش گشته یاپیچ خورده است
c استفاده از کامپیوتر برای آموزش به دانش آموزان و برآورد پیشرفت آنها
articled کسیکهاستخدام شده و مشغول فراگیری دانش لازم برای کار خود میباشد
Excepting [With the exception of] two students, no one could answer the last question correctly. به غیر از دو دانش آموز هیچ کس نتوانست آخرین پرسش را درست پاسخ بدهد.
self- که هر قطعه جدید اطلاع را یا قانون را به پایگاه داده اضافه میکند تا دانش مهارت و کارایی آن افزوده شود
electronics دانش به کارگیری مط العه الکترون ها و خصوصیات آنهابرای محصولات تولید شده مثل یک قطعه یاکامپیوتر یا ماشنی حساب یا تلفن
tactics دانش فرماندهی در صحنه جنگ طرق و وسائل و طرحهای ماهرانهای که جهت وصول به هدف به کار گرفته میشود رویه ماهرانه
c استفاده از کامپیوتر برای کمک به دانش آموزان برای یادگیری یک موضوع
expert نرم افزاری که دانش نصیحت و قوانین تصویب شده توسط خبره ها را در یک موضوع مشخص به داده کاربر اعمال میکند تا کمک به رفع یک مشکل
experts نرم افزاری که دانش نصیحت و قوانین تصویب شده توسط خبره ها را در یک موضوع مشخص به داده کاربر اعمال میکند تا کمک به رفع یک مشکل
rule نرم افزاری که قوانین و دانش خبره را در یک موضوع مشخص برای داده کاربر برای حل مشکل اعمال میکند
atheneum انجمن ادبی انجمن دانش
athenaeum انجمن ادبی انجمن دانش
recruit سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
recruited سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
recruits سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
recruiting سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
locker قفسه قفل دار قفسه قفل دار مخصوص دانش اموزان و دانشجویان
lockers قفسه قفل دار قفسه قفل دار مخصوص دانش اموزان و دانشجویان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com