English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English Persian
granulary دان دان دارای دانههای ریز
Search result with all words
granular دارای دانههای ریز
superfine دارای دانههای خیلی ریز
Other Matches
nissl granules دانههای نیسل
prayer beads دانههای تسبیح
rice دانههای برنج
oaten مرکب از دانههای جو
measles دانههای سرخک
storage granules دانههای اندوزش
moniliform مثل دانههای تسبیح
catenary چون دانههای زنجیر
pruinose پوشیده از دانههای سفیدمانندژاله
chromogen دانههای رنگی گیاهان
globular seeds دانههای گوی سان
to pulp coffee beans دانههای قهوه را مغز کن
bead دانههای حاصل ازجوشکاری
beads دانههای حاصل ازجوشکاری
beadings آراستن لباس با دانههای مروارید
beading آراستن لباس با دانههای مروارید
granular snow برف سفت با دانههای درشت
coffee mills دستگاهی که با آن دانههای قهوه را آرد میکنند
catenate چون دانههای زنجیر مسلسل کردن
haricot دانههای رسیده یانارس لوبیای سبز
haricots دانههای رسیده یانارس لوبیای سبز
hominy grits ذرت پوست کنده با دانههای متحد الشکل
pulper اسبابی که دانههای قهوه رابان مغز می کنند
blizzard باد تند و سردی که همراه ان دانههای برف باشد
granulation شکل و اندازه دانههای خرج نوع حبه باروت
blizzards باد تند و سردی که همراه ان دانههای برف باشد
needle bath شستشو در زیر ابی که با دانههای خیلی ریز بر تن میریزد
wed thickness حداقل ضخامت یا فاصله بین سطح خارجی و داخلی دانههای خرج
pebrine یکجور ناخوشی درکرم ابریشم که نشان ان دانههای فلفلی سیاه است
regression rate سرعت خطی سوختن دانههای سوخت جامد در امتداد عمودبر سطح در نقطه موردنظر
slivers دانههای خرج نیم سوخته بقایای باروت خرج
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
three-legged دارای سه پا
odoriferous دارای بو
footy دارای پا
fraught with دارای
trilinear دارای سه خط
glochidiate دارای مو
three legged دارای سه پا
iodic دارای ید
bilabiate دارای دو لب
monandrous دارای یک شوهر
synonymous دارای ترادف
multifid دارای چندشکاف
miasmatic دارای دمه بد بو
miasmal دارای دمه بد بو
formal دارای فکر
energetic دارای انرژی
overbusy دارای کارزیاد
multiflorous دارای بیش از سه گل
palmy دارای نخل
myrrhic دارای بوی مر
papillose دارای برامدگی
reboant دارای واکنش
pelliculate دارای پوسته
multilineal دارای چندین خط
synonymous دارای تشابه
of that ilk دارای همان جا
nitrous دارای شوره
nucleate دارای هسته
monatomic دارای یک جوهرفرد
prerogative دارای حق ویژه
melodic دارای ملودی
melodious دارای ملودی
prerogatives دارای حق ویژه
monoclinal دارای یک شیب
myrrhy دارای بوی مر
monometallic دارای یک فلز
monopetalous دارای یک گلبرگ
stilted دارای چوب پا
muciferous دارای مخاط
portentous دارای فال بد
deadbeats دارای سکون
deadbeat دارای سکون
weighted دارای وزن
monogamous دارای یک همسر
spirituous دارای الکل
spiriferous دارای عضومارپیچی
sonant دارای اهنگ
legitimate دارای حق مشروع
legitimated دارای حق مشروع
legitimates دارای حق مشروع
legitimating دارای حق مشروع
rectilinear دارای مسیرمستقیم
flabby دارای عضلات شل
salaried دارای حقوق
social minded دارای افکاراجتماعی
silicifoeous دارای در کوهی
shoaly دارای جاهای کم اب
splashy دارای ترشح
redundant دارای اطناب
monogamous دارای یک زن یا یک شوهر
bigamous دارای دو زن یا دو شوهر
sulfureous دارای گوگرد
strontic دارای استرونیوم
straight line دارای خط مستقیم
squib دارای صدای فش فش
squibs دارای صدای فش فش
stannous دارای قلع
staminate دارای جرثومه نر
low spirited دارای روحیه بد
low-spirited دارای روحیه بد
deficient دارای کمبود
shelterer دارای حفاظ
equivocal دارای دومعنی
sexagenary دارای سن 06 تا96
primiparous دارای یک اولاد
primipara دارای یک اولاد
prerogatived دارای حق ویژه
preemptor دارای حق شفعه
pre emptive دارای حق شفعه
stannic دارای قلع
cloven foot دارای پا یا سم شکافته
polygamous دارای چند زن
plumose دارای دسته پر
pinnular دارای بالچه
pinnular دارای برگچه
pileate دارای کلاهک
petiolated دارای دمگل
pseudonymous دارای تخلص
pulsant دارای تپش
backed دارای پشت
short range دارای برد کم
short-range دارای برد کم
handy <adj.> دارای مزیت
self abnegating دارای کف نفس
rifled دارای خان
sabulous دارای شن ریزه
rugose دارای رکه
reversioner دارای حق رجوع
rattly دارای صدای تق تق
rarely beautiful دارای زیبائی
quartziferous دارای در کوهی
pulsatile دارای تپش
petiolate دارای دمگل
acetylize دارای ریشهء
azotic دارای ازت
basined دارای ابگیر
bicentric دارای دومرکز
bichrome دارای دو رنگ
dyslogistic دارای خاطرات بد
double tongued دارای دوقول
dolose دارای قصدجرم
bimolecular دارای دوملکول
bimorphemic دارای دوشکل
bimotored دارای دوموتور
binaural دارای دو گوش
binocular دارای دو چشم
binuclear دارای دو هسته
entitative دارای وجودخارجی
aulait دارای شیر
artiodactylous دارای سم شکافته
foliolate دارای برگچه
adamantean دارای تلئلو
floaty دارای اب نشین کم
fibrinous دارای مودلیفی
aluminous دارای زاج
amphibolic دارای دو معنی
feldspathic دارای فلدسپار
febile دارای حالت تب
far reaching دارای اثرزیاد
antithetic دارای ضد ونقیض
antithetical دارای ضد ونقیض
arbitrative دارای اختیارحکمیت
artiodactyl دارای سم شکافته
binucleate دارای دو هسته
binucleated دارای دو هسته
calcareous دارای کلسیم
calcic دارای اهک
capitated دارای سرمجزا
declinatory دارای تمایل
dartrous دارای تبخال
cuspidal دارای برامدگی
cephalous دارای کله
cretaceous دارای گچ فراوان
crepitant دارای صدای خش خش
chinned دارای چانه
chymiferous دارای کیموس
cingulate دارای کمربند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com