English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
registrant داوطلب ثبت نام یا ازمایش دهنده
Other Matches
volunteering سرباز داوطلب داوطلب شدن
volunteered سرباز داوطلب داوطلب شدن
volunteer سرباز داوطلب داوطلب شدن
use testing ازمایش عمر قانونی ازمایش مدت متوسط دوام وسایل
pilot method عمل ازمایش سیستم کامپیوتری در یک ناحیه بجای ازمایش ان در محدوده گستردهای از فعالیت ها
tryout ازمون برای گزیدن نامزدمسابقات یانمایش وغیره ازمایش درجه استعداد ازمایش
assays محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
assay محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
continous immersion test ازمایش فروبری دائمی ازمایش غوطه وری
flight test ازمایش پرواز یا ازمایش امادگی پرتاب موشک
test element دستگاه ازمایش کننده عنصر ازمایش مدار
soil examination بررسی و ازمایش زمین ازمایش خاک
insulation test ازمایش ایزولاسیون ازمایش عایق بندی
service test ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
trimmer زینت دهنده تغییر عقیده دهنده بنابمصالح روز
flight test ازمایش هواپیما برای پرواز ازمایش پرواز کردن
creep test ازمایش خزش در درجه حرارت عادی ازمایش خزش
confident test ازمایش قابلیت اطمینان ازمایش اطمینان از عمل یکان
volunteered داوطلب
candidates داوطلب
volunteers داوطلب
volunteering داوطلب
applicants داوطلب
entrant داوطلب
entrants داوطلب
go in for داوطلب
volunteer داوطلب
candidate داوطلب
applicant داوطلب
applicant سرباز داوطلب
stand for داوطلب بودن
enlistee افراد داوطلب
applicants سرباز داوطلب
enlistee سرباز داوطلب
volunteering داوطلب شدن
volunteer corps سپاه داوطلب
volunteered داوطلب شدن
volunteer داوطلب شدن
to stand for داوطلب بودن
volunteers سپاه داوطلب
aspirants داوطلب کار یامقام
foreignlegion سرباز داوطلب در ارتش
applicant داوطلب نام نویسی
to go in for داوطلب شدن برای
to volunteer [for] داوطلب شدن [برای]
riflecorps تفنگ داران داوطلب
applicants داوطلب نام نویسی
aspirant داوطلب کار یامقام
yeomanry ارتش داوطلب از زارعین
candidates داوطلب خدمت در ارتش نامزد
yeomanry سواره نظام سرباز داوطلب
candidate داوطلب خدمت در ارتش نامزد
tube tester دستگاه ازمایش لامپ ازمایش کننده لامپ
environmental test ازمایش محیط زیست ازمایش محیط فیزیکی
voluntaryist طرفدار سربازگیری از میان مردم داوطلب
eager beaver <idiom> شخص همیشه داوطلب کار اضافه
conscription داوطلب شدن برای ارتش سربازگیری
enlisted داوطلب خدمت سربازی نام نویسی کرده
development aid worker دستیار داوطلب [برای توسعه دادن کشوری]
development aid volunteer دستیار داوطلب [برای توسعه دادن کشوری]
aid worker دستیار داوطلب [برای توسعه دادن کشوری]
enlisted داوطلب خدمت سربازی سرباز وفیفه افراد
bailor امانت دهنده کفیل دهنده
catalysts تشکیلات دهنده سازمان دهنده
conglutinative التیام دهنده جوش دهنده
exhibitors نمایش دهنده ارائه دهنده
exhibitor نمایش دهنده ارائه دهنده
exhibiter نمایش دهنده ارائه دهنده
bailer امانت دهنده کفیل دهنده
extender توسعه دهنده ادامه دهنده
catalyst تشکیلات دهنده سازمان دهنده
rushee دانشجوی داوطلب شرکت درشبانه روزی پسرانه ودخترانه
indicator نشان دهنده دستگاه نشان دهنده
assay ازمایش
g ازمایش
testing ازمایش
assays ازمایش
experiments ازمایش
checking ازمایش
experimented ازمایش
experimenting ازمایش
vetting ازمایش
shyest ازمایش
shying ازمایش
tested ازمایش
tests ازمایش
trial ازمایش
shyer ازمایش
shied ازمایش
trials ازمایش
shy ازمایش
experimentation ازمایش
shies ازمایش
screening ازمایش
examen ازمایش
experiment ازمایش
testing of materials ازمایش مواد
experiencing تجربه ازمایش
experiences تجربه ازمایش
experience تجربه ازمایش
test specimen نمونه ی ازمایش
testing stand سکوی ازمایش
examination امتحان ازمایش
temptation ازمایش امتحان
temptations ازمایش امتحان
examinations امتحان ازمایش
test series سری ازمایش
test set دستگاه ازمایش
test specimen نمونه ازمایش
testing of materials ازمایش مصالح
approving ازمایش کردن
regression testing ازمایش رگرسیون
saturation testing ازمایش اشباعی
approves ازمایش کردن
approve ازمایش کردن
sedimentation test ازمایش تهنشینی
lucas test ازمایش لوکاس
self test ازمایش خودکار
shear test ازمایش برشی
tester دستگاه ازمایش
shop test ازمایش کارگاهی
rattler test ازمایش تردی
rattler test ازمایش تورق
random test ازمایش پیشامدی
testing load بار ازمایش
tester ازمایش کننده
test room اطاق ازمایش
stripping test ازمایش زدودن
examines ازمایش کردن
examining ازمایش کردن
random test ازمایش نامنظم
gauge ازمایش کردن
tally plate برچسب ازمایش
teasthole گمانه ازمایش
gauges ازمایش کردن
examined ازمایش کردن
system testing ازمایش سیستم
stripping test ازمایش زدودگی
spot test ازمایش فوری
preliminary test ازمایش مقدماتی
probational ازمایش امتحان
probationership ازمایش کاری
program testing ازمایش برنامه
tries سنجیدن ازمایش
try سنجیدن ازمایش
examine ازمایش کردن
gauged ازمایش کردن
test clip گیره ازمایش
test course مسافت ازمایش
test element وسیله ازمایش
test equipment وسایل ازمایش
test hole چاه ازمایش
test model نمونه ی ازمایش
material testing ازمایش مصالح
test piece نمونه ازمایش
quiz ازمایش کردن
quizzes ازمایش کردن
tensile test ازمایش کششی
tensile test ازمایش کشش
gaff ازمایش سخت
test announcement نتیجه ازمایش
test bar میله ازمایش
test bay حوزه ازمایش
test bay میدان ازمایش
test bed میز ازمایش
test bed صفحه ازمایش
test plan طرح ازمایش
testing stand میز ازمایش
hardness test ازمایش سختی
probation ازمایش امتحان
fatigue test ازمایش خستگی
absorption test ازمایش جذب
factorial design ازمایش فاکتوریل
explosion proof ازمایش- انفجار
experimentalist اهل ازمایش
experimental design طرح ازمایش
examination of the soil ازمایش خاک
drop test ازمایش ضربهای
drop test ازمایش سقوطی
drift test ازمایش رانش
furnaces بوته ازمایش
furnace بوته ازمایش
final test ازمایش نهائی
turing's test ازمایش تورینگ
two stage experiment ازمایش دو مرحلهای
tension test ازمایش کشش
hanging test ازمایش کشش
hammer test ازمایش سقوطی
gage ازمایش کردن
retrials ازمایش مجدد
retrial ازمایش مجدد
assays ازمایش سنجش
assay ازمایش سنجش
weathring test ازمایش فرسایش
flattening test ازمایش توزیعی
doubling test ازمایش تا شویی
division check ازمایش تقسیم
deep drawing test ازمایش کاسگری
burn in ازمایش روشن
buzzer test ازمایش بیرز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com