Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English
Persian
circle of position
دایرهای که از موضع نفرات عبور میکند دایره مکان نافر
Other Matches
epicycle
دایرهای که مرکزش روی محیط دایره بزرگتری است ودر مدار دایره بزرگتری حرکت میکند
azimuth
نقطه شمال دایره قائمی که از مرکز جسم عبور میکند
circular shift
تغییر مکان دایرهای
localities
موضع مکان
locality
موضع مکان
circular probable error
دایره پراکندگی گلوله ها اشتباه احتمالی دایرهای
annulus
دایرهای که بوسیلهء گردش یک دایره وراء محیط خودتشکیل گردد
cross hairs
دو خط متقاطع روی یک دستگاه ورودی که محل تقاطع انها مکان فعال مکان نمای یک سیستم گرافیکی رامشخص میکند
disposition
صورت بندی وضع گسترش موضع گرفتن تغییر مکان
effectiveness clock
دایره کارامدی پدافند هوایی دایرهای که نتایج تجزیه وتحلیل میزان کفایت پدافندهوایی را نشان میدهد
circle of influence
دایرهای که حد منطقه تاثیررا مشخص میکند
vertical circle
دایره عظیمه ماربر راس القدم و سمت القدم نافر
grids
سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
grid
سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
wheel satellite
ماهوارهای که بصورت دایرهای ساخته شده و معمولابرای پایداری وضعیت یا واردساختن گرانش ساختگی به سرنشینان دوران میکند
roundest
آنچه در دایره حرکت میکند
round
آنچه در دایره حرکت میکند
position light
علایم نشان دهنده موضع چراغ راهنمای مسیر یا محل موضع
observer
نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
observers
نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
delays
یچ بسته به دیگری عبور میکند
delaying
یچ بسته به دیگری عبور میکند
delay
یچ بسته به دیگری عبور میکند
channel capacity
حداکثر جریانی که از یک کانال عبور میکند بدون لبریز شدن
jaywalkers
پیاده ایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
jaywalker
پیاده ایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
LCD
چاپگر کاغذ که از تابلوی CCD در مقابل نور روشن استفاده میکند تا تصاویری را روی رسانه حساس به عکس نشان دهد. تابلوی CCD عبور نور را متوقف میکند بجز در پیکس هایی که تصور را شرح می دهند
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
crossing target
هدفی که درسمت حرکت میکند هدف عبور کننده در مسیر رژه
groupie
دختری که به امید آشنایی با هنر پیشگان یا ورزشکاران و غیره آنها را از مکانی به مکان دیگر تعقیب میکند
groupies
دختری که به امید آشنایی با هنر پیشگان یا ورزشکاران و غیره آنها را از مکانی به مکان دیگر تعقیب میکند
coronas
سیم نازکی که بخش پودری تونر در چاپگر لیزری رابار میکند با عبور از آن
corona
سیم نازکی که بخش پودری تونر در چاپگر لیزری رابار میکند با عبور از آن
circular scanning
مراقبت دایرهای منطقه تجسس و مراقبت دایرهای
bandpass filter
فیلتر الکترونیکی که به فرکانسهای خالص اجازه عبور میدهد و سایر فرکانسها را ترد میکند
multipass overlap
سیستمی که چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matria-dot ایجاد میکند با تکرا خط حروف ولی تغییر مکان به آرامی
calibrated orifice
سوراخ یا تنگنایی با قطرداخلی مشخص جهت اندازه گیری یا کنترل جریانی که ازان عبور میکند
open cycle reactor system
سیستم راکتوری که دران ماده سردکننده تنها یکبار از مبدل حرارتی مرکزی عبور میکند
barnstormed
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorms
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorm
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorming
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
refresh buffer
یک مکان حافظه موقت که درهنگام تازه کردن یک صفحه تصویر اصلاعات نمایش صفحه را نگاهداری میکند
left shift
تغیر مکان به چپ ریاضی یک بیت از داده در کلمه . عدد دودویی با هر تغییر مکان دوبرابر میشود
coroutine
بخشی از برنامه یا تابع که داده را عبور میدهد و سایر توابع همروند را کنترل میکند سپس متوقف میشود
epicycloid
منحنی ترسیم شده بر نقطهای درمحیط دایره ثابتی که درخارج دایره بچرخد
band project filter
فیلتر الکترونیکی که تنها یک باند معین از فرکانسها ونوسانات را عبور میدهد وحدود بالا و پایین انرا حذف میکند
quadrant
ربع دایره یک چهارم طول قوس دایره
assumed position
موضع فعلی موضع اشغال شده فعلی
layer
استاندارد ISO/OSI که مراحل عبور پیام از لحظه ارسال از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر روی شبکه محلی را بیان میکند
layers
استاندارد ISO/OSI که مراحل عبور پیام از لحظه ارسال از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر روی شبکه محلی را بیان میکند
peek
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeks
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeking
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeked
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
displacement
اختلاف مکان تغییر مکان
moves
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
move
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
moved
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
rank and file
نفرات
man
گماردن نفرات
replacement
جایگزینی نفرات
mans
گماردن نفرات
replacements
جایگزینی نفرات
gun section
یک قبضه توپ با نفرات
anchor detail
نفرات مسئول لنگر
cycled
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
mail server
کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
strengths
توان رزمی تعداد نفرات
assault waves
امواج هجومی نفرات و وسایل
restaging
جابجا کردن سوارکردن نفرات
scramble net
تور بار یا فرود نفرات
strength
توان رزمی تعداد نفرات
wading crossing
عبور از اب درقسمتهای قابل عبور
bunks
تختخواب نفرات در کشتی رختخواب بندی
bunk
تختخواب نفرات در کشتی رختخواب بندی
undermanned
دارای نفرات کمتر از میزان لازم
energy transition
عبور انرژی
[ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
facing distance
مسافت بین نفرات در صف برای سهولت چرخش به اطراف
angular travel
تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
circulars
دایرهای
circular
دایرهای
gyrating
دایرهای
gyrate
دایرهای
cyclic
دایرهای
gyrated
دایرهای
gyrates
دایرهای
pull the pace
جلوافتادن و در نتیجه کاستن از فشار هوا برای نفرات عقب
anti-
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
circumferential stress
خستگی دایرهای
circuit training
تمرین دایرهای
circular velocity
سرعت دایرهای
circular
دایرهای شکل
circular list
لیست دایرهای
endless sling
باربردار دایرهای
circular motion
حرکت دایرهای
hoop stress
تنش دایرهای
polycyclic
چند دایرهای
circle graph
نمودار دایرهای
circulars
دایرهای شکل
semi circular
نیم دایرهای
rotary motion
حرکت دایرهای
circular arch
طاق دایرهای
circular flow
جریان دایرهای
shiko dachi
ایستادن دایرهای
molinello
ضربه دایرهای به سر در سابر
circular casing pump
تلمبه پا بده دایرهای
firewall
سیستم امنیتی سخت افزار یا نرم افزار بین سرور یا اینترنیت و اینترنت عمومی . سیستم اجازه عبور اطلاعات به اینترنت را میدهد ولی داده ورودی را بررسی میکند پیش از ارسال آن به سرور خصوصی
eyeing
شکاف درجه دایرهای شکل
ring sight
شکاف درجه حلقهای یا دایرهای
heyland diagram
دیاگرام دایرهای ماشین اسنکرون
circular mil
مساحت دایرهای به قطر یک میل
eying
شکاف درجه دایرهای شکل
eye
شکاف درجه دایرهای شکل
circle eight
چرخش با دایرهای بشکل 8لاتین
eyes
شکاف درجه دایرهای شکل
ruptures
شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
rupturing
شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
rupture
شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
dartboard
صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
circular dispersion
قطر کوچکترین دایرهای که 57% پرتابه ها به ان برخورد میکنند
dartboards
صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
dump
نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند
poiseuille flow
جریان خطی ناروان درلولهای با سطح مقطع دایرهای
volte
حرکت اسب درگام برداشتن دایرهای بقطر 6متر
migration
نقل مکان نقل مکان کردن
position
موضع
spots
موضع
spot
موضع
sites
موضع
location
موضع
sited
موضع
locations
موضع
attack position
موضع تک
locality
موضع
localities
موضع
emplacement
موضع
site
موضع
positioned
موضع
lodgment or lodge
موضع
lodgment
موضع
looker-on
نافر
beholders
نافر
beholder
نافر
lookers-on
نافر
by stander
نافر
butler
نافر
onlookers
نافر
intendant
نافر
onlooker
نافر
butlers
نافر
steward
نافر
bailiffs
نافر
bailiff
نافر
surveillant
نافر
overseer
نافر
supervisors
نافر
trailer
نافر
warden
نافر
supervisor
نافر
trailers
نافر
observers
نافر
stewards
نافر
overseers
نافر
observer
نافر
wardens
نافر
looker on
نافر
controllers
نافر
viewer
نافر
viewers
نافر
controller
نافر
manciple
نافر
quadrant
ربع دایره ربع محیط دایره
neutralizing
بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralizes
بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralize
بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralising
بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralised
بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralises
بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
lodgment
موضع گیری
inposition
مستقر در موضع
turnabout
تغییر موضع
turnabouts
تغییر موضع
active site
موضع فعال
localization
موضع یابی
supplementary position
موضع یدکی
primary position
موضع اصلی
inposition
به موضع رفتن
the seat of pain
موضع درد
positioned
وضعیت موضع
emplacement
موضع گرفتن
battle position
موضع نبرد
lodgement
موضع گیری
supplementary position
موضع تکمیلی
displacement
تغییر موضع
defense position
موضع دفاعی
primary position
موضع ابتدایی
firing position
موضع تیر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com