English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
prime vertical circle دایره قائم اصلی
Other Matches
vertical circle دایره قائم
fan marker نوعی برج مراقبت مخابراتی که تشعشعات امواج ان به صورت دایره قائم است
webs جزء قائم اصلی تیر یا تیرک که در طول بال یا بدنه امتدادمیابد
web جزء قائم اصلی تیر یا تیرک که در طول بال یا بدنه امتدادمیابد
mush افزایش ناگهانی زاویه حمله بدون شتاب قائم انی متعاقب که از اندازه حرکت در امتدادمسیر اصلی ناشی میشود
epicycloid منحنی ترسیم شده بر نقطهای درمحیط دایره ثابتی که درخارج دایره بچرخد
vortex ring state حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
quadrant ربع دایره یک چهارم طول قوس دایره
epicycle دایرهای که مرکزش روی محیط دایره بزرگتری است ودر مدار دایره بزرگتری حرکت میکند
VL bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
mastered سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
masters سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
quadrant ربع دایره ربع محیط دایره
main guard نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
first generation computer کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
initial reserves ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
stapled جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypic وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
prototypal وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
generation کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
generations کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
stapling جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
staple جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
mainstays مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstay مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
erects قائم
vertical tail دم قائم
erecting قائم
erect قائم
erected قائم
upstanding قائم
righting قائم
perpendecular قائم
righted قائم
right قائم
normal قائم
orthogonal قائم
plumb lines خط قائم
plumb line خط قائم
upright قائم
vertical قائم
base camp پایگاه اصلی کمپ اصلی
master file فایل اصلی پرونده اصلی
fundamental unit یکای اصلی واحد اصلی
base unit یکای اصلی واحد اصلی
expansion slots شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
propped تقویت قائم
propping تقویت قائم
righted قائم نگاهداشتن
righting قائم نگاهداشتن
subsitute قائم مقام
high angle تیر قائم
subrogation قائم مقامی
apeak عمودی قائم
substitute قائم مقام
perpendecular خط عمودی یا قائم
abeam قائم بر مسیرحرکت
right قائم نگاهداشتن
envelop احاطه قائم
envelopment احاطه قائم
self perpetuation قائم بذات
semierect نیمه قائم
successor قائم مقام
surrogate قائم مقام
true vertical قائم واقعی
ordinate بعد قائم
normal acceleration شتاب قائم
increate قائم بالذات
vertical speed سرعت قائم
vertical photograph عکس قائم
vertical force نیروی قائم
substituting قائم مقام
vertical envelopement احاطه قائم
vertical drop ابشار قائم
vertical cut برش قائم
vertical creep وارفتگی قائم
locumtenens قائم مقام
vicars قائم مقام
normal axis محور قائم
normal plane صفحه قائم
substituted قائم مقام
normal vector بردار قائم
local vertical قائم محلی
vertical axis محور قائم
vertical bulking کمانش قائم
enveloped احاطه قائم
locum قائم مقام
rectangular قائم الزاویه
stake قائم کردن
surreptitiously قائم مقام
prop تقویت قائم
quadratic منشور قائم
right-angled قائم الزاویه
vice-chancellor قائم مقام
vice chancellor قائم مقام
enveloping احاطه قائم
deputy قائم مقام
self consistent قائم بالذات
envelops احاطه قائم
staked قائم کردن
surrogates قائم مقام
substantive قائم بذات
stakes قائم کردن
deputies قائم مقام
vicar قائم مقام
locums قائم مقام
vice-chancellors قائم مقام
matter بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matters بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
procousul قائم مقام کنسول
vertical deformation تغییر شکل قائم
vertical envelopement حرکت دورانی قائم
right cone مخروط قائم [ریاضی]
vertical photograph عکس هوایی قائم
right angled triangle مثلث قائم الزاویه
recoil pit چاله تیر قائم
vertical probable error اشتباه احتمالی قائم
vertical center line illusion خطای خط قائم مرکزی
vicegerent جانشین قائم مقام
ablique coordinates دستگاه مختصات قائم
consular agent قائم مقام کنسول
mercator chart نقشه قائم الزاویه
wedge اسکنه کولاس قائم
zenith نقطه قائم بر نافر
deputy minister قائم مقام وزیر
plane of departure سطح قائم تیر
commercial representative قائم مقام تجارتی
commercial procuration قائم مقام تجارتی
deputies نایب قائم مقام
deputy نایب قائم مقام
deputies قائم مقام جانشین
wedged اسکنه کولاس قائم
short scope buoy بویه شناور قائم
sheathing تخته بندی قائم
surrogates قائم مقام شدن
deputy قائم مقام جانشین
wedging اسکنه کولاس قائم
wedges اسکنه کولاس قائم
surrogate قائم مقام شدن
upload همنه قائم نیرو
DIMM سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
external که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
externals که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
vicarial وابسته به خلیفه قائم مقامی
deputy primeminister قائم مقام نخست وزیر
plane of departure سطح قائم مسیر گلوله
substituted قائم مقام جایگزین کردن
plumb سطح قائم صفحه شاغول
legs ساق مثلث قائم الزاویه
leg ساق مثلث قائم الزاویه
substituting قائم مقام جایگزین کردن
substitute قائم مقام جایگزین کردن
hypotenuses وتر مثلث قائم الزاویه
subrogate قائم مقام تعیین کردن
hypotenuse وتر مثلث قائم الزاویه
vertical probable error خطای اصابت قائم گلوله
elegant یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
universal transverse mercator سیستم مختصات نقشهای قائم الزاویه
plane of site سطح قائم مار بر سکوی تیر
zenith اوج محور قائم بر افق نقاط
FEP پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
rake زاویه بین قائم محل و محورچرخ دم هواپیما
x plate صفحات قائم موازی در لوله اشعه کاتدی
raking زاویه بین قائم محل و محورچرخ دم هواپیما
rakes زاویه بین قائم محل و محورچرخ دم هواپیما
upload نیروئی که به صورت قائم بطرف بالا عمل میکند
buttock lines نیمرخ تلاقی صفحات قائم باسطح اجسام صلب
z correction تصحیح انحراف محور قائم دوربین در عکس هوایی
circled دایره
circles دایره
roundle دایره
tambourine دایره
departments دایره
department دایره
sphere دایره
spheres دایره
agency دایره
agencies دایره
recurring curve دایره
rhomb دایره
division دایره
divisions دایره
subdivision دایره
rondelle دایره
disk دایره
disks دایره
fields دایره
fielded دایره
field دایره
roundel دایره
rondel دایره
circle دایره
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com