Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
prime meridian
دایره نیمروز مبدا
Other Matches
meridian
دایره نیمروز
meridians
دایره نیمروز
celestial meridian
دایره نیمروز سماوی
epicycloid
منحنی ترسیم شده بر نقطهای درمحیط دایره ثابتی که درخارج دایره بچرخد
quadrant
ربع دایره یک چهارم طول قوس دایره
noontide
نیمروز
noontime
نیمروز
midday
نیمروز
postmeridiem
پس از نیمروز
at noon
در نیمروز
noon day
نیمروز
noon
نیمروز
epicycle
دایرهای که مرکزش روی محیط دایره بزرگتری است ودر مدار دایره بزرگتری حرکت میکند
nooning
استراحت نیمروز
nap
خواب نیمروز
napping
خواب نیمروز
naps
خواب نیمروز
southland
کشور نیمروز
siestas
خواب نیمروز
napped
خواب نیمروز
fig marigold
گیاه نیمروز
siesta
خواب نیمروز
meridian passage
گذر ازدایره نیمروز transit,culminate : syn
magnetic meridians
دوایر نیمروز معناطیسی نصف النهار مغناطیسی
proveance
مبدا
provenience
مبدا
origins
مبدا
refrence
مبدا
era
مبدا
of
از مبدا
origin
مبدا
datum
مبدا
eras
مبدا
origin
منشا مبدا
home record
رکورد مبدا
certificate of origin
گواهی مبدا
origins
منشا مبدا
epoch
مبدا تاریخ
source file
فایل مبدا
proximal
نزدیک مبدا
time base
مبدا زمانی
offspring
مبدا منشا
epochs
مبدا تاریخ
polygenetic
دارای چندین مبدا
port
مامن مبدا مسافرت
polygeny
تعد د مبدا بشر
machine address
محل یک شی در رابط ه با مبدا
prime meridian
نصف النهار مبدا
it is of doubtful proveance
مبدا ان مشکوک است
absolute address
محل یک شی در رابطه با مبدا
cerebellar peduncles
فخذین مبدا نخاع
cerebral peduncles
ساعدین مبدا نخاع
the christian era
مبدا تاریخ میلادی
offset
مبدا نقطه شروع مسابقه
offsetting
مبدا نقطه شروع مسابقه
basing point
نقطه مبدا برای قیمت
polar
سیستم معرفی موقعیتها به عنوان زاویه و فاصله از مبدا
messages
انتخاب مسیر مناسب بین مبدا و مقصد پیام در شبکه
message
انتخاب مسیر مناسب بین مبدا و مقصد پیام در شبکه
free docks
نوعی قرارداد که در ان کالا را دربندر مبدا به بندرگاه تحویل می دهند
quadrant
ربع دایره ربع محیط دایره
switching
بهنگام سازی ثابت اطلاعات بین تغییر مبدا و مقصد در شبکه
reference
آدرس تبدیل در برنامه که به عنوان مبدا یا پایه برای سایرین است
references
آدرس تبدیل در برنامه که به عنوان مبدا یا پایه برای سایرین است
vector
سیستم رسم کامپیوتری که از طول خط و جهت آن از مبدا برای رسم استفاده میکند
vectors
سیستم رسم کامپیوتری که از طول خط و جهت آن از مبدا برای رسم استفاده میکند
semicompiled
برنامه تبدیل شده از برنامه کد اصلی که حاوی توابع کتابخانهای و... نیست که در کد مبدا استفاده می شوند
propagation delay
1-زمان لازم برای فاهر شدن خروجی در دروازه منط قی پس از اعمال ورودی . 2-زمانی که بیت داده روی شبکه از مبدا به مقصد می رود
divisions
دایره
division
دایره
spheres
دایره
department
دایره
departments
دایره
sphere
دایره
disks
دایره
disk
دایره
circle
دایره
circled
دایره
Dingbat
دایره
circles
دایره
circling
دایره
subdivision
دایره
rondelle
دایره
compass
دایره
roundle
دایره
rhomb
دایره
roundel
دایره
circuit
دایره
circuits
دایره
tambourine
دایره
rondel
دایره
agency
دایره
fielded
دایره
fields
دایره
tambourines
دایره
field
دایره
recurring curve
دایره
agencies
دایره
cyclometer
دایره سنج
diallist
دایره ساز
vertical circle
دایره قائم
turning circle
دایره گردش
timbrel
دایره زنگی
cycloidal
وابسته به دایره
colure
دایره متقاطعه
azimuth circle
دایره سمتیه
cash office
دایره صندوق
perimeter
[circumference]
of a circle
محیط دایره
center circle
دایره میانی
chord
وتر دایره
circular arc
کمانی از دایره
gyre
گردش دایره
cirque
دایره کوچک
color circle
دایره رنگها
tactile circle
دایره بساوشی
stress circle
دایره تنش
mohr's circle
دایره موهر
ecliptic
دایره البروج
encyclopaedia
دایره المعارف
hour circle
دایره ساعتی
hemicycle
نیم دایره
quadrant
چهار یک دایره
half round
نیم دایره
equinoctial colure
دایره اعتدال
growth ring
دایره رشد
great circle
دایره عظیمه
mohr's circle
دایره مور
north circle
دایره شمالگان
orbicularly
دایره وار
spheral
بشکل دایره
diffusion circle
دایره پخش
small circle
دایره صغیره
sextant
یک ششم دایره
semidiameter
شعاع دایره
semi circle
نیم دایره
discobolus
دایره انداز
rhumb
دایره افقی
eclipic
دایره البروج
quadrant
ربع دایره
pitch circle
دایره گام
pericycle
دایره محیطیه
orbiculate
دایره وار
growth ring
دایره سالیانه
sections
گروه دایره
section
گروه دایره
encyclopedias
دایره المعارف
circlets
دایره کوچک
encyclopedia
دایره المعارف
encyclopaedias
دایره المعارف
domain
حوزه دایره
domains
حوزه دایره
lobe
دایره سازی
diameters
قطر دایره
Equator
دایره استوا
timbre
دایره زنگی
diameter
قطر دایره
limbs
دایره مدرج
circlet
دایره کوچک
fascia
دایره زنگی
fascias
دایره زنگی
compass
وسعت دایره
limb
دایره مدرج
round
دایره وار
circumferences
محیط دایره
tambourine
دایره زنگی
roundest
دایره وار
circumference
محیط دایره
tambourines
دایره زنگی
circle
محیط دایره
circled
محیط دایره
encyclopedic
دایره المعارفی
lobes
دایره سازی
circular
دایره وار
branches
دایره قسمت
sectors
قطاع دایره
sector
قطاع دایره
circulars
دایره وار
branch
دایره قسمت
adjutant general
دایره پرسنل
meridian
دایره طول
circles
محیط دایره
circling
محیط دایره
absolutes
دایره نامحدود
absolute
دایره نامحدود
radius
شعاع دایره
meridians
دایره طول
reference point
نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
reference
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
references
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
ABC
پایه کار مبدا کار
unit circle
دایره واحد
[ریاضی]
turning circle
دایره چرخش ناو
orbits
دایره وارحرکت کردن
secondary great circle
دایره عظیمه ثانویه
circular
آنچه در یک دایره می چرخد
obliquity of ecliptic
میل دایره البروج
x o test
ازمون ضربدر و دایره
orbit
دایره وارحرکت کردن
orbited
دایره وارحرکت کردن
circulars
آنچه در یک دایره می چرخد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com