Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
center circle
دایره وسط زمین
Search result with all words
compass rose
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
Other Matches
epicycloid
منحنی ترسیم شده بر نقطهای درمحیط دایره ثابتی که درخارج دایره بچرخد
quadrant
ربع دایره یک چهارم طول قوس دایره
epicycle
دایرهای که مرکزش روی محیط دایره بزرگتری است ودر مدار دایره بزرگتری حرکت میکند
quadrant
ربع دایره ربع محیط دایره
clown
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowns
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
geotaxis
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
hercules
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
pancakes
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancake
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
inductive earthing
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
center field
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
regulus
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
honest john
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
off side
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
tellurian
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
geognosy
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
to break up
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
perelotok
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
rolling terrain
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
styx
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeants
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeant
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
covenant runing with land
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
lacrosse
نوعی موشک زمین به زمین
pershing
موشک زمین به زمین پرشینگ
pervious ground
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
redstone
موشک زمین به زمین رداستون
biosphere
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
talik
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
contour flight
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
little john
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
dropped
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
permafrost
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
critical point
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
disk
دایره
Dingbat
دایره
circuits
دایره
circuit
دایره
tambourine
دایره
roundle
دایره
recurring curve
دایره
departments
دایره
department
دایره
disks
دایره
sphere
دایره
agency
دایره
compass
دایره
field
دایره
rondelle
دایره
rondel
دایره
fielded
دایره
divisions
دایره
fields
دایره
division
دایره
rhomb
دایره
tambourines
دایره
spheres
دایره
agencies
دایره
circling
دایره
roundel
دایره
circles
دایره
circle
دایره
subdivision
دایره
circled
دایره
mohr's circle
دایره موهر
sector
قطاع دایره
equinoctial colure
دایره اعتدال
encyclopedia
دایره المعارف
circumferences
محیط دایره
half round
نیم دایره
cirque
دایره کوچک
circumference
محیط دایره
azimuth circle
دایره سمتیه
chord
وتر دایره
sectors
قطاع دایره
circular arc
کمانی از دایره
mohr's circle
دایره مور
meridians
دایره نیمروز
encyclopaedias
دایره المعارف
sections
گروه دایره
encyclopedias
دایره المعارف
section
گروه دایره
cash office
دایره صندوق
encyclopaedia
دایره المعارف
meridian
دایره نیمروز
meridians
دایره طول
color circle
دایره رنگها
eclipic
دایره البروج
diameter
قطر دایره
hour circle
دایره ساعتی
hemicycle
نیم دایره
diameters
قطر دایره
branch
دایره قسمت
ecliptic
دایره البروج
colure
دایره متقاطعه
branches
دایره قسمت
center circle
دایره میانی
circled
محیط دایره
circles
محیط دایره
tactile circle
دایره بساوشی
quadrant
چهار یک دایره
quadrant
ربع دایره
absolute
دایره نامحدود
absolutes
دایره نامحدود
radius
شعاع دایره
perimeter
[circumference]
of a circle
محیط دایره
great circle
دایره عظیمه
stress circle
دایره تنش
semi circle
نیم دایره
semidiameter
شعاع دایره
sextant
یک ششم دایره
rhumb
دایره افقی
small circle
دایره صغیره
round
دایره وار
roundest
دایره وار
discobolus
دایره انداز
domain
حوزه دایره
domains
حوزه دایره
circling
محیط دایره
spheral
بشکل دایره
timbre
دایره زنگی
lobe
دایره سازی
lobes
دایره سازی
circle
محیط دایره
diffusion circle
دایره پخش
vertical circle
دایره قائم
turning circle
دایره گردش
adjutant general
دایره پرسنل
limbs
دایره مدرج
limb
دایره مدرج
orbiculate
دایره وار
orbicularly
دایره وار
meridian
دایره طول
compass
وسعت دایره
growth ring
دایره سالیانه
growth ring
دایره رشد
gyre
گردش دایره
north circle
دایره شمالگان
fascias
دایره زنگی
tambourine
دایره زنگی
cyclometer
دایره سنج
tambourines
دایره زنگی
diallist
دایره ساز
encyclopedic
دایره المعارفی
Equator
دایره استوا
pitch circle
دایره گام
circular
دایره وار
timbrel
دایره زنگی
circulars
دایره وار
cycloidal
وابسته به دایره
circlets
دایره کوچک
circlet
دایره کوچک
pericycle
دایره محیطیه
fascia
دایره زنگی
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
unit circle
دایره واحد
[ریاضی]
cycloid
شبیه دایره منحنی
Diocletion Window
پنجره نیم دایره
orbit
دایره وارحرکت کردن
orbited
دایره وارحرکت کردن
orbits
دایره وارحرکت کردن
tambourines
دایره زنگی زدن
turning circle
دایره چرخش ناو
circlet
دایره وارحرکت کردن
circlets
دایره وارحرکت کردن
throwing circle
دایره پرتاب نیزه
foot
دایره اول هدف
prime meridian
دایره نیمروز مبدا
prime vertical circle
دایره قائم اصلی
relocation clock
دایره تنظیم تیر
relocation clock
دایره تنظیم هدف
small circle
دایره صغیره سماوی
secondary great circle
دایره عظیمه ثانویه
tambourine
دایره زنگی زدن
airt
ربع دایره اداره
x o test
ازمون ضربدر و دایره
corner quadrant
ربه دایره کرنر
closure of horizon
بستن دور دایره
troll
دایره وارحرکت کردن
trolls
دایره وارحرکت کردن
center of quarter circles
مرکز یک چهارم دایره ها
census office
دایره سجل و احوال
celestial meridian
دایره نیمروز سماوی
gold
دایره مرکزی هدف
golds
دایره مرکزی هدف
obliquity of ecliptic
میل دایره البروج
roudelay
رقص دایره وار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com