Total search result: 113 (7 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
parent directory |
دایرکتوری بالاتر |
|
|
Other Matches |
|
current |
دایرکتوری از درخت دایرکتوری که در حال استفاده شدن است |
currents |
دایرکتوری از درخت دایرکتوری که در حال استفاده شدن است |
directories |
روش سازماندهی فایلهای ذخیره شده روی دیسک دایرکتوری حاوی گروهی از فایل ها یا زیر دایرکتوری ها است |
directory |
روش سازماندهی فایلهای ذخیره شده روی دیسک دایرکتوری حاوی گروهی از فایل ها یا زیر دایرکتوری ها است |
forward tell |
انتقال دادن اطلاعات به ردههای بالاتر گزارش به مقام بالاتر |
parent directory |
دایرکتوری بالای یک زیر دایرکتوری |
directory |
دایرکتوری |
directory |
دایرکتوری در یک دایرکتوری |
directories |
دایرکتوری |
directories |
دایرکتوری در یک دایرکتوری |
share |
دایرکتوری |
shares |
دایرکتوری |
shared |
دایرکتوری |
root directory |
دایرکتوری اصلی |
root directory |
دایرکتوری ریشه |
directory markers |
نشانههای دایرکتوری |
current directory |
دایرکتوری جاری یا فعلی |
hierarchical communications system |
با نمایش دایرکتوری اصلی |
hierarchical communications system |
شاخه ها و زیر دایرکتوری ها |
full |
شرح محل یک دایرکتوری |
fullest |
شرح محل یک دایرکتوری |
uppers |
بالاتر |
the above figures |
بالاتر |
above |
بالاتر |
further up |
بالاتر |
superiors |
بالاتر |
superior |
بالاتر |
about |
بالاتر |
overshoots |
بالاتر از حد |
overshooting |
بالاتر از حد |
overshoot |
بالاتر از حد |
upper |
بالاتر |
higher |
بالاتر |
hierarchical communications system |
لیست دایرکتوری فایلهای دیسک |
CDs |
دیسک فشرده یا تعویض دایرکتوری |
default directory |
دایرکتوری پیش فرض یاقراردادی |
CD |
دیسک فشرده یا تعویض دایرکتوری |
seniors |
بالاتر بالارتبه |
over-average <adj.> |
بالاتر از حد متوسط |
above average <adj.> |
بالاتر از حد متوسط |
overshoots |
بالاتر زدن |
overshooting |
بالاتر زدن |
above all |
بالاتر از همه |
overshoot |
بالاتر زدن |
superordinate |
شخص بالاتر |
senior |
بالاتر بالارتبه |
hereinabove |
بالاتر از این |
above-average <adj.> |
بالاتر از حد متوسط |
the court above |
محکمه بالاتر |
superordinates |
شخص بالاتر |
transcend |
بالاتر بودن |
transcended |
بالاتر بودن |
transcending |
بالاتر بودن |
transcends |
بالاتر بودن |
royalmast |
دکل بالاتر |
subdirectory |
زیر فهرست راهنما دایرکتوری فرعی |
rmdir |
دستور حذف زیر دایرکتوری خالی |
rm |
دستور حذف زیر دایرکتوری خالی |
Rd |
دستور حذف زیر دایرکتوری خالی |
hyperpyrexia |
درجه حرارت بالاتر از صد |
above par |
بالاتر از بهای اسمی |
root |
بالاترین دایرکتوری که از آن سایر دایرکتورها شاخه می شوند |
roots |
بالاترین دایرکتوری که از آن سایر دایرکتورها شاخه می شوند |
paths |
محل فایل در لیست زیر دایرکتوری منجر به آن |
path |
محل فایل در لیست زیر دایرکتوری منجر به آن |
There is no colour beyond black . <proverb> |
بالاتر از سیاهى رنگى نیست . |
reserve buoyancy |
حجم بالاتر از خط ابخور ناو |
Black will take no other hue. <proverb> |
بالاتر از سیاهى رنگى نیست . |
evocation |
احاله بدادگاه بالاتر احضار |
evocations |
احاله بدادگاه بالاتر احضار |
MDs |
دستور DOS برای تولید دایرکتوری جدید در دیسک |
MD |
دستور DOS برای تولید دایرکتوری جدید در دیسک |
subdirectory |
دایرکتورهای محتوای دیسک یا نوار مربوط به دایرکتوری اصلی |
directory |
SO/2 , -MS DOS , UNIX دستور سیستم برای جابجایی یک دایرکتوری |
directories |
SO/2 , -MS DOS , UNIX دستور سیستم برای جابجایی یک دایرکتوری |
critical altitude |
ارتفاعی که از ان بالاتر کاردستگاهها مختل میشود |
mkdir |
دستور DOS برای ایجاد دایرکتوری جدید روی دیسک |
directory |
در OS/2 , -MS DOS دستور برای تولید دایرکتوری جدید روی دیسک |
directories |
در OS/2 , -MS DOS دستور برای تولید دایرکتوری جدید روی دیسک |
channels |
ارسال داده با نرخی بالاتر از توانایی کانال |
channeling |
ارسال داده با نرخی بالاتر از توانایی کانال |
channelled |
ارسال داده با نرخی بالاتر از توانایی کانال |
channeled |
ارسال داده با نرخی بالاتر از توانایی کانال |
channel |
ارسال داده با نرخی بالاتر از توانایی کانال |
to invoke a higher power |
به مقامی بالاتر رجوع کردن [برای کمک] |
directories |
در OS/2 , -MS DOS دستور سیستم برای تولید دایرکتوری جدید روی دیسک |
directory |
در OS/2 , -MS DOS دستور سیستم برای تولید دایرکتوری جدید روی دیسک |
cabin supercharger |
کوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط |
folder |
گروهی از فایل ها که تحت یک نام ذخیره شده اند مانند دایرکتوری در DOS-MS |
folders |
گروهی از فایل ها که تحت یک نام ذخیره شده اند مانند دایرکتوری در DOS-MS |
cabin blower |
در بعضی هواپیماهاکوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط |
CD |
دستور سیستم در UNIX , DOS-MS برای حرکت دادن شما اطراف ساختار دایرکتوری |
CDs |
دستور سیستم در UNIX , DOS-MS برای حرکت دادن شما اطراف ساختار دایرکتوری |
gales |
باد تند و سریع که درارتفاعات بالاتر از 02 متری سطح زمین میوزد |
limiter |
وسیلهای که خروجی ان درازای همه ورودیهای بالاتر از حد معین ثابت است |
gale |
باد تند و سریع که درارتفاعات بالاتر از 02 متری سطح زمین میوزد |
cassion discase |
تغییرات عصبی ناشی ازکاهش فشار محیط در ارتفاع بالاتر از یک یا دو اتمسفر |
hidden |
فایلهای سیستم مهم که در لیست دایرکتوری نشان داده نمیشوند و توسط کاربر قابل خواندن نیستند |
passed |
یک دور حرکت در مسیرمسابقه اسکی روی اب انصراف از پرش برای انتخاب اندازههای بالاتر |
braze welding |
جوشکاری در دمایی بالاتر از 054درجه سانتی گراد و پایین تراز نقطه ذوب قطعات |
pass |
یک دور حرکت در مسیرمسابقه اسکی روی اب انصراف از پرش برای انتخاب اندازههای بالاتر |
passes |
یک دور حرکت در مسیرمسابقه اسکی روی اب انصراف از پرش برای انتخاب اندازههای بالاتر |
backslash |
کاراکتر ASC II که در MS DOS برای نشان دادن ریشه دایرکتوری دیسک مثل C: یا مسیر دیگر به کار می روند |
directories |
روش اطمینان از اطلاعات مشابه و به روز فایلهای دو دایرکتوری مشابه در دو کامپیوتر |
directory |
روش اطمینان از اطلاعات مشابه و به روز فایلهای دو دایرکتوری مشابه در دو کامپیوتر |
curie point |
دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند |
services |
توابعی که در یک لایه DSI برای استفاده در لایه بالاتر به کار می روند |
flag rank |
افسر بالاتر از سروان افسر ارشد |
utility |
برنامه مفید که همراه با توابعی از قبیل جستجوی فایل , کپی کردن , دایرکتوری فایل , مرتب کردن و رفع اشکال و توابع ریاضی مختلف میباشد |
LIM EMS |
استانداردی که حافظه جانبی بالاتر از کلید بایت را معرفی میکند. این حافظه فقط توسط برنامه هایی که خاص نوشته شده اند به کار می رود |
speedy cut |
اسیب به عقب پای جلویی اسب بالاتر از سم با ضربه پای عقب |
iron law of wage |
قانون مفرغ دستمزدها براساس این نظریه که بوسیله مالتوس ارائه شده نرخ بالای زاد و ولد عرضه نیروی کار را در سطحی بالاتر از تقاضا و فرفیت تولیدی جامعه قرار داده و لذادستمزدها بسطح کاهش معیشت تقلیل میابد |