English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
She is very sweet . She is a pet . دختر خیلی نازی است
Other Matches
interwed در یمان هم ازدواج کردن دختر دادن و دختر گرفتن
cousin پسرعمو یا دختر عمو پسردایی یا دختر دایی
cousins پسرعمو یا دختر عمو پسردایی یا دختر دایی
nazism اصول نازی
naziism اصول نازی
swastika صلیب شکسته المان نازی
storm trooper گارد حمله المان نازی
slut دختر بی شرم دختر پیشخدمت
sluts دختر بی شرم دختر پیشخدمت
nazi عضو حزب نازی المان هیتلری
she has a well poised head وضع سرش در روی بدنش خیلی خیلی خوش نما است
go great guns <idiom> موفقیت آمیز،انجام کاری خیلی سریع یا خیلی سخت
paint oneself into a corner <idiom> گرفتارشدن درشرایط خیلی بدو رهایی آن خیلی سخت است
i am very keen on going there من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
microfilming فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilms فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilm فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilmed فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
sottovoce صدای خیلی یواش اهنگ خیلی اهسته
very low frequency فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
Mollycoddled . Petted and pampered . ناز پرورده ( ناز نازی بارآمده )
ponderous خیلی سنگین خیلی کودن
rattling خیلی تند خیلی خوب
emergencies خیلی خیلی فوری
emergency خیلی خیلی فوری
jim dandy ادم خیلی شیک چیز خیلی شیک
girly دختر
girl دختر
girls دختر
grand daughter دختر دختر
girlie دختر
granddaughters دختر دختر
maids دختر
maid دختر
she ان دختر یا زن
phoebe دختر گا
quean دختر
fille دختر
granddaughter دختر دختر
lass دختر
lasses دختر
wenches دختر
wench دختر
sissified دختر
daughtren دختر
daughter دختر
daughters دختر
teeny-bopper دختر بچه
czarevna دختر تزار
first cousin دختر عمه
wench دختر دهقان
cowgirl دختر گاوچران
first cousin دختر دایی
belles دختر خوشگل
wenches دختر دهقان
minx دختر گستاخ
periwinkle گل تلفونی دختر
demoiselle دختر خانم
teeny-boppers دختر بچه
grand son پسر دختر
goddauhgter دختر تعمیدی
god daughter دختر تعمیدی
gamine دختر ولگرد
gamine دختر کوچه
periwinkles گل تلفونی دختر
colleen دختر بور
maiden دختر باکره
girlfriends دوست دختر
girlfriend دوست دختر
girl scouts پیشاهنگ دختر
proserpina دختر زاوش
girl scout پیشاهنگ دختر
proserpine دختر زاوش
first cousins دختر خاله
first cousins دختر دایی
maidens دختر باکره
stepdaughter دختر خوانده
stepdaughters دختر خوانده
colleen دختر موخرمایی
schoolgirls دختر مدرسه
schoolgirl دختر مدرسه
bobby soxer دختر نابالغ
bobby socker دختر نابالغ
balletgirl دختر رقصنده
nurse maid دختر پرستار
first cousins دختر عمو
first cousins دختر عمه
nursemaids دختر پرستار
tomboys دختر پسروار
grandson پسر دختر
grandsons پسر دختر
first cousin دختر خاله
granddaughter دختر پسر
tomboy دختر پسروار
nursemaid دختر پرستار
inheritrix زن یا دختر ارث بر
inheritress زن یا دختر ارث بر
hussies دختر گستاخ
hussies دختر جسور
hussy دختر گستاخ
hussy دختر جسور
ingenue دختر ساده
granddaughters دختر پسر
girl guide دختر پیشاهنگ
trull دختر جوان
whose d. is she? او دختر کیست
lass n دختر بچه
age of consent سن قانونی دختر
belle دختر خوشگل
hoyden دختر گستاخ
hoyden ar hoi دختر بی شرم
first cousin دختر عمو
hoyden ar hoi دختر گستاخ
girly دختر وار دخترانه
She is self-centerd. she is an opinionated sort lf girl. دختر خودرأیی است
alumna دختر یا زن فارغ التحصیل
grisette دختر کارگر فرانسوی
girlie دختر وار دخترانه
old maids دختر خانه مانده
old maid دختر خانه مانده
filly دختر شوخ و جوان
spinster دختر خانه مانده
nymphet دختر کوچک و زیبا
spinsters دختر خانه مانده
goddaughter دختر خواندهی روحانی
goddaughters دختر خواندهی روحانی
besom دختر گستاخ وجسور
gamine دختر هوس باز
pinup تصویر دختر زیبا
princess of the blood دختر یا نوه پادشاه
fillies دختر شوخ و جوان
milkmaids دختر شیر دوش
nieces دختر برادر یا خواهر
townswoman دختر شهری فاحشه
niece دختر برادر یا خواهر
milkmaid دختر شیر دوش
senorita دوشیزه دختر خانم
She is a pretty of it . دختر قشنگی؟ است
who is this girl ? این دختر کیست
spinsterish مثل دختر ترشیده
step daughter دختر اندر دخترزن یا شوهر
She bore him a daughter. برایش یک دختر آورد (زائید)
sissy دختر مردیا بچه زن صفت
She is a good – looker . دختر خوش قیافه ای است
jade دختر لاسی پشم سبز
statutory rape هتک ناموس دختر نابالغ
She is svelt . she has a small waist . دختر کمر باریکی است
kitties دختر جوان زن سبک و جلف
kitty دختر جوان زن سبک و جلف
her next was a girl بچه دومش دختر بود
cissies دختر مردیا بچه زن صفت
sissies دختر مردیا بچه زن صفت
wench فاحشه دختر بازی کردن
wenches فاحشه دختر بازی کردن
princessroyal بزرگترین دختر پادشاه انگلیس
to pick up women <idiom> دختر بلند کردن [اصطلاح روزمره]
electra complex حب دختر نسبت به پدر و بغض از مادر
infanta دختر پادشاه و ملکه اسپانیا یاپرتقال
She is a ball of fire. دختر آتش پاره ای (زرنگ وپرتحرک )
paranymph دختر ملازم عروس به خانه داماد
The blow made me giddy young girl . دختر گیج وسر بهوایی است
girl scout عضو پیشاهنگان دختر ایالات متحده آمریکا
Will you go out with me? با من می روی بیرون؟ [به عنوان دوست پسر و دختر]
Do you want to go out with me? با من می روی بیرون؟ [به عنوان دوست پسر و دختر]
girl scouts عضو پیشاهنگان دختر ایالات متحده آمریکا
pinup girl دختر زیبایی که عکسهایش به دیوار اویخته شود
to date باهم بیرون رفتن [به عنوان دوست پسر و دختر]
to go catting [to look for sexual partners] <idiom> رفتن برای دختر بلند کردن [اصطلاح روزمره]
to go out باهم بیرون رفتن [به عنوان دوست پسر و دختر]
femme-fleur [طرح دختر رویایی در طراحی های هنرهای جدید فرانسه]
gals واحد شتاب برابر یک سانتی متر بر مجذور ثانیه دختر
gal واحد شتاب برابر یک سانتی متر بر مجذور ثانیه دختر
How about going out together? نظرت از اینکه ما با هم برویم بیرون چه است؟ [به عنوان دوست پسر و دختر]
to pick up somebody کسی را پیدا کردن [دوست دختر یا پسر یا یک نفر برای سکس]
to ask somebody out for dinner کسی را برای شام به رستوران دعوت کرن [بیشتر دوست دختر و پسر]
very little خیلی کم
routh خیلی
dumpiness خیلی
for long خیلی
to a large extent خیلی
far and away خیلی
villainous خیلی بد
very خیلی
not a few خیلی ها
many خیلی
in large quantities خیلی خیلی
ten خیلی
damn خیلی
dammit خیلی
highly خیلی
copious خیلی
abysmal <adj.> خیلی بد
brownies دختر پیشاهنگ هشت ساله تایازده ساله
brownie دختر پیشاهنگ هشت ساله تایازده ساله
He is a loose card . خیلی ول است
to spread like wildfire خیلی زودمنتشرشدن
flying high <idiom> خیلی شادوشنگول
much was said خیلی حرفهازده شد
toploftiness خیلی متکبر
swith خیلی عظیم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com