Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 161 (11 milliseconds)
English
Persian
granddaughter
دختر دختر
granddaughters
دختر دختر
grand daughter
دختر دختر
Search result with all words
jade
دختر لاسی پشم سبز
slut
دختر بی شرم دختر پیشخدمت
sluts
دختر بی شرم دختر پیشخدمت
daughter
دختر
daughters
دختر
cissies
دختر مردیا بچه زن صفت
sissies
دختر مردیا بچه زن صفت
sissy
دختر مردیا بچه زن صفت
nursemaid
دختر پرستار
nursemaids
دختر پرستار
hussies
دختر گستاخ
hussies
دختر جسور
hussy
دختر گستاخ
hussy
دختر جسور
brownie
دختر پیشاهنگ هشت ساله تایازده ساله
brownies
دختر پیشاهنگ هشت ساله تایازده ساله
tomboy
دختر پسروار
tomboys
دختر پسروار
maid
دختر
maids
دختر
grandson
پسر دختر
grandsons
پسر دختر
gal
واحد شتاب برابر یک سانتی متر بر مجذور ثانیه دختر
gals
واحد شتاب برابر یک سانتی متر بر مجذور ثانیه دختر
granddaughter
دختر پسر
granddaughters
دختر پسر
niece
دختر برادر یا خواهر
nieces
دختر برادر یا خواهر
girl guide
دختر پیشاهنگ
belle
دختر خوشگل
belles
دختر خوشگل
wench
دختر
wench
دختر دهقان
wench
فاحشه دختر بازی کردن
wenches
دختر
wenches
دختر دهقان
wenches
فاحشه دختر بازی کردن
periwinkle
گل تلفونی دختر
periwinkles
گل تلفونی دختر
milkmaid
دختر شیر دوش
milkmaids
دختر شیر دوش
lass
دختر
lasses
دختر
fillies
دختر شوخ و جوان
filly
دختر شوخ و جوان
kitties
دختر جوان زن سبک و جلف
kitty
دختر جوان زن سبک و جلف
old maid
دختر خانه مانده
old maids
دختر خانه مانده
girlie
دختر
girlie
دختر وار دخترانه
girl
دختر
girls
دختر
she
ان دختر یا زن
cousin
پسرعمو یا دختر عمو پسردایی یا دختر دایی
cousins
پسرعمو یا دختر عمو پسردایی یا دختر دایی
maiden
دختر باکره
maidens
دختر باکره
stepdaughter
دختر خوانده
stepdaughters
دختر خوانده
spinster
دختر خانه مانده
spinsters
دختر خانه مانده
alumna
دختر یا زن فارغ التحصیل
balletgirl
دختر رقصنده
besom
دختر گستاخ وجسور
bobby socker
دختر نابالغ
bobby soxer
دختر نابالغ
colleen
دختر موخرمایی
colleen
دختر بور
cowgirl
دختر گاوچران
czarevna
دختر تزار
daughtren
دختر
fille
دختر
demoiselle
دختر خانم
electra complex
حب دختر نسبت به پدر و بغض از مادر
gamine
دختر کوچه
gamine
دختر ولگرد
gamine
دختر هوس باز
girly
دختر
girly
دختر وار دخترانه
god daughter
دختر تعمیدی
goddauhgter
دختر تعمیدی
grand son
پسر دختر
grisette
دختر کارگر فرانسوی
her next was a girl
بچه دومش دختر بود
hoyden
دختر گستاخ
hoyden ar hoi
دختر گستاخ
hoyden ar hoi
دختر بی شرم
infanta
دختر پادشاه و ملکه اسپانیا یاپرتقال
ingenue
دختر ساده
inheritress
زن یا دختر ارث بر
inheritrix
زن یا دختر ارث بر
interwed
در یمان هم ازدواج کردن دختر دادن و دختر گرفتن
lass n
دختر بچه
minx
دختر گستاخ
missy
دختر خانم خانم
nurse maid
دختر پرستار
nymphet
دختر کوچک و زیبا
paranymph
دختر ملازم عروس به خانه داماد
phoebe
دختر گا
Other Matches
sissified
دختر
quean
دختر
whose d. is she?
او دختر کیست
first cousins
دختر عمو
first cousin
دختر عمه
age of consent
سن قانونی دختر
first cousin
دختر خاله
first cousin
دختر عمو
first cousin
دختر دایی
proserpina
دختر زاوش
trull
دختر جوان
first cousins
دختر خاله
first cousins
دختر عمه
first cousins
دختر دایی
girl scout
پیشاهنگ دختر
girl scouts
پیشاهنگ دختر
girlfriend
دوست دختر
girlfriends
دوست دختر
schoolgirl
دختر مدرسه
schoolgirls
دختر مدرسه
teeny-bopper
دختر بچه
teeny-boppers
دختر بچه
proserpine
دختر زاوش
She is self-centerd. she is an opinionated sort lf girl.
دختر خودرأیی است
goddaughters
دختر خواندهی روحانی
She is a pretty of it .
دختر قشنگی؟ است
goddaughter
دختر خواندهی روحانی
spinsterish
مثل دختر ترشیده
princess of the blood
دختر یا نوه پادشاه
townswoman
دختر شهری فاحشه
senorita
دوشیزه دختر خانم
pinup
تصویر دختر زیبا
who is this girl ?
این دختر کیست
princessroyal
بزرگترین دختر پادشاه انگلیس
statutory rape
هتک ناموس دختر نابالغ
She is very sweet . She is a pet .
دختر خیلی نازی است
She is a good – looker .
دختر خوش قیافه ای است
She is svelt . she has a small waist .
دختر کمر باریکی است
She bore him a daughter.
برایش یک دختر آورد (زائید)
step daughter
دختر اندر دخترزن یا شوهر
to pick up women
<idiom>
دختر بلند کردن
[اصطلاح روزمره]
She is a ball of fire.
دختر آتش پاره ای (زرنگ وپرتحرک )
The blow made me giddy young girl .
دختر گیج وسر بهوایی است
Do you want to go out with me?
با من می روی بیرون؟
[به عنوان دوست پسر و دختر]
girl scouts
عضو پیشاهنگان دختر ایالات متحده آمریکا
Will you go out with me?
با من می روی بیرون؟
[به عنوان دوست پسر و دختر]
girl scout
عضو پیشاهنگان دختر ایالات متحده آمریکا
pinup girl
دختر زیبایی که عکسهایش به دیوار اویخته شود
to go out
باهم بیرون رفتن
[به عنوان دوست پسر و دختر]
to go catting
[to look for sexual partners]
<idiom>
رفتن برای دختر بلند کردن
[اصطلاح روزمره]
to date
باهم بیرون رفتن
[به عنوان دوست پسر و دختر]
femme-fleur
[طرح دختر رویایی در طراحی های هنرهای جدید فرانسه]
to pick up somebody
کسی را پیدا کردن
[دوست دختر یا پسر یا یک نفر برای سکس]
How about going out together?
نظرت از اینکه ما با هم برویم بیرون چه است؟
[به عنوان دوست پسر و دختر]
to ask somebody out for dinner
کسی را برای شام به رستوران دعوت کرن
[بیشتر دوست دختر و پسر]
to pair somebody off
[up]
with somebody
کسی را با کسی دیگر زوج کردن
[برای ازدواج یا رابطه دوست دختر یا پسر]
[همچنین می تواند لحن منفی داشته باشد]
I am done with you.
رابطه بین من و تو تمام شد!
[رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
I am
[have]
finished with you.
رابطه بین من و تو تمام شد!
[رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com