Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (10 milliseconds)
English
Persian
hussies
دختر گستاخ
hussy
دختر گستاخ
hoyden
دختر گستاخ
hoyden ar hoi
دختر گستاخ
minx
دختر گستاخ
Search result with all words
besom
دختر گستاخ وجسور
Other Matches
interwed
در یمان هم ازدواج کردن دختر دادن و دختر گرفتن
cousins
پسرعمو یا دختر عمو پسردایی یا دختر دایی
cousin
پسرعمو یا دختر عمو پسردایی یا دختر دایی
sluts
دختر بی شرم دختر پیشخدمت
slut
دختر بی شرم دختر پیشخدمت
fresh
<adj.>
گستاخ
brassy
<adj.>
گستاخ
hoy denish
گستاخ
unshapen
گستاخ
barefaced
<adj.>
گستاخ
unshaped
گستاخ
unmannerly
گستاخ
tumorous
گستاخ
cheeky
<adj.>
گستاخ
perkier
گستاخ
flips
:گستاخ
flipped
:گستاخ
flip
:گستاخ
presumptive
گستاخ
stroppy
گستاخ
bold faced
گستاخ
impudent
گستاخ
pert
گستاخ
venturous
گستاخ
impertinent
گستاخ
perky
گستاخ
perkiest
گستاخ
presumptuous
گستاخ
peart
گستاخ
flippant
گستاخ
unabashed
گستاخ
malapert
گستاخ
bold
گستاخ
boldest
گستاخ
bolder
گستاخ
lippy
گستاخ
barefaced
گستاخ
insolent
گستاخ
jaunty
گستاخ
stuck-up
گستاخ
indecent
گستاخ
stuck up
گستاخ
arrogant
خودبین گستاخ
boldest
گستاخ متهور
wanton
عیاش گستاخ
bolder
گستاخ متهور
bold
گستاخ متهور
immodest
بی عفت گستاخ
arrogantly
خودبین گستاخ
brashest
متهور گستاخ
brasher
متهور گستاخ
brash
متهور گستاخ
impertinence or nency
فضول گستاخ
forwarded
جلوی گستاخ
rudest
خام گستاخ
ruder
خام گستاخ
snot
جوان گستاخ
forward
جلوی گستاخ
rude
خام گستاخ
over confident
زیاد گستاخ مغرور
brassily
باپررویی گستاخ وار
cheeky
دارای گونههای برامده گستاخ
boldface
باصورت برافروخته از غضب وخشم گستاخ
she
ان دختر یا زن
girlie
دختر
quean
دختر
girl
دختر
girls
دختر
sissified
دختر
girly
دختر
phoebe
دختر گا
fille
دختر
daughtren
دختر
grand daughter
دختر دختر
wenches
دختر
granddaughter
دختر دختر
wench
دختر
maids
دختر
maid
دختر
lass
دختر
granddaughters
دختر دختر
daughters
دختر
daughter
دختر
lasses
دختر
trull
دختر جوان
nurse maid
دختر پرستار
proserpina
دختر زاوش
proserpine
دختر زاوش
whose d. is she?
او دختر کیست
age of consent
سن قانونی دختر
girlfriend
دوست دختر
girlfriends
دوست دختر
schoolgirl
دختر مدرسه
schoolgirls
دختر مدرسه
teeny-bopper
دختر بچه
teeny-boppers
دختر بچه
girl scouts
پیشاهنگ دختر
girl scout
پیشاهنگ دختر
first cousin
دختر عمو
first cousin
دختر خاله
first cousin
دختر عمه
first cousin
دختر دایی
first cousins
دختر عمو
first cousins
دختر خاله
first cousins
دختر عمه
first cousins
دختر دایی
belle
دختر خوشگل
wenches
دختر دهقان
tomboy
دختر پسروار
hussy
دختر جسور
balletgirl
دختر رقصنده
bobby socker
دختر نابالغ
hussies
دختر جسور
colleen
دختر موخرمایی
colleen
دختر بور
cowgirl
دختر گاوچران
czarevna
دختر تزار
demoiselle
دختر خانم
stepdaughters
دختر خوانده
stepdaughter
دختر خوانده
maidens
دختر باکره
belles
دختر خوشگل
granddaughters
دختر پسر
wench
دختر دهقان
granddaughter
دختر پسر
periwinkle
گل تلفونی دختر
periwinkles
گل تلفونی دختر
girl guide
دختر پیشاهنگ
grandsons
پسر دختر
grandson
پسر دختر
tomboys
دختر پسروار
maiden
دختر باکره
nursemaids
دختر پرستار
gamine
دختر کوچه
gamine
دختر ولگرد
inheritress
زن یا دختر ارث بر
inheritrix
زن یا دختر ارث بر
nursemaid
دختر پرستار
lass n
دختر بچه
bobby soxer
دختر نابالغ
ingenue
دختر ساده
grand son
پسر دختر
hoyden ar hoi
دختر بی شرم
god daughter
دختر تعمیدی
goddauhgter
دختر تعمیدی
old maid
دختر خانه مانده
filly
دختر شوخ و جوان
fillies
دختر شوخ و جوان
princess of the blood
دختر یا نوه پادشاه
milkmaids
دختر شیر دوش
pinup
تصویر دختر زیبا
spinster
دختر خانه مانده
nymphet
دختر کوچک و زیبا
nieces
دختر برادر یا خواهر
She is a pretty of it .
دختر قشنگی؟ است
goddaughters
دختر خواندهی روحانی
goddaughter
دختر خواندهی روحانی
spinsterish
مثل دختر ترشیده
spinsters
دختر خانه مانده
alumna
دختر یا زن فارغ التحصیل
milkmaid
دختر شیر دوش
townswoman
دختر شهری فاحشه
grisette
دختر کارگر فرانسوی
girly
دختر وار دخترانه
gamine
دختر هوس باز
who is this girl ?
این دختر کیست
senorita
دوشیزه دختر خانم
She is self-centerd. she is an opinionated sort lf girl.
دختر خودرأیی است
girlie
دختر وار دخترانه
niece
دختر برادر یا خواهر
old maids
دختر خانه مانده
sissies
دختر مردیا بچه زن صفت
She bore him a daughter.
برایش یک دختر آورد (زائید)
jade
دختر لاسی پشم سبز
cissies
دختر مردیا بچه زن صفت
sissy
دختر مردیا بچه زن صفت
kitties
دختر جوان زن سبک و جلف
She is a good – looker .
دختر خوش قیافه ای است
She is svelt . she has a small waist .
دختر کمر باریکی است
kitty
دختر جوان زن سبک و جلف
statutory rape
هتک ناموس دختر نابالغ
her next was a girl
بچه دومش دختر بود
step daughter
دختر اندر دخترزن یا شوهر
She is very sweet . She is a pet .
دختر خیلی نازی است
princessroyal
بزرگترین دختر پادشاه انگلیس
wench
فاحشه دختر بازی کردن
wenches
فاحشه دختر بازی کردن
infanta
دختر پادشاه و ملکه اسپانیا یاپرتقال
The blow made me giddy young girl .
دختر گیج وسر بهوایی است
paranymph
دختر ملازم عروس به خانه داماد
She is a ball of fire.
دختر آتش پاره ای (زرنگ وپرتحرک )
to pick up women
<idiom>
دختر بلند کردن
[اصطلاح روزمره]
electra complex
حب دختر نسبت به پدر و بغض از مادر
pinup girl
دختر زیبایی که عکسهایش به دیوار اویخته شود
Will you go out with me?
با من می روی بیرون؟
[به عنوان دوست پسر و دختر]
Do you want to go out with me?
با من می روی بیرون؟
[به عنوان دوست پسر و دختر]
girl scouts
عضو پیشاهنگان دختر ایالات متحده آمریکا
girl scout
عضو پیشاهنگان دختر ایالات متحده آمریکا
to go catting
[to look for sexual partners]
<idiom>
رفتن برای دختر بلند کردن
[اصطلاح روزمره]
to date
باهم بیرون رفتن
[به عنوان دوست پسر و دختر]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com