Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English
Persian
collision parameter
در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
Other Matches
hole center distance
فاصله مرکز سوراخ
centrifugal
با سیستم گریز از مرکز با نیروی گریزاز مرکز
army operations center
مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
centripetal force
قوه جاذبه مرکز
central
متصدی مرکز تلفن مرکزی مرکزی
endarchy
امتداد از مرکز به خارج
centriole
ذره کوچکی در مرکز جاذبه میان دانه
center distance
فاصله مرکزی
cicycle
ارابه فرودی با دو پایه اصلی در امتداد خط مرکز
central air data
مرکز تهیه اطلاعات هوایی مرکزی
The city center .
میدان ( مرکز ) شهر
single space
در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
following distance
فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
medical assemblage
مرکز جمع اوری پزشکی مرکز تجمع بیماران
tabulation
1-مرتب کردن جدول اعداد.2-حرکت نوک چاپ یا نشانه گر در یک فاصله معین شده در امتداد یک خط
centripetal force
نیروی جانب مرکز
central load
نیروی وارد به مرکز
centrifugal force
نیروی مرکز گریز
centrifugal force
نیروی گریز از مرکز
centripetal acceleration
نیروی جانب مرکز
contrifugal force
نیروی گریز از مرکز
point blank range
فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
MIP mapping
روش محاسبه پیکس ها در یک تصور برای بدست آوردن فاصله شی از دید بیننده
weather central
مرکز کنترل اوضاع جوی مرکز هواشناسی
army personnel center
مرکز عملیات پرسنلی نیروی زمینی
interval
فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
provision center
مرکز تدارکات مرکز توزیع اماد
tactical air command center
مرکز فرماندهی و کنترل نیروی هوایی تاکتیکی
spaces
فاصله دادن فاصله داشتن
space
فاصله دادن فاصله داشتن
center mark
علامت مرکز نشانه مرکز
alleys
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleyways
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
whole blood center
مرکز کنترل و اهداء خون مرکز جمع اوری خون
paching central
سیستم مرکزی ارتباطات سیستم کنترل فنی مرکزی مدارات مخابراتی
holing
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holes
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
hole
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
sagging
تاب برداشتن کشتی هوایی دراثر وجود نیروهای بسمت بالادر دو انتها و یا عدم نیروی برا در مرکز
close march
راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
battery control central
مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
coulomb's law
نیروی بین دوبار الکتریکی یا مغناطیسی باحاصل ضرب بارهای انهانسبت مستقیم و با مربع فاصله انها از هم نسبت عکس دارد
tracks
یکی از چند حلقه هم مرکز روی دیسک مغناطیسی یا خط وط نازک روی نوار که نوک خواندن و نوشتن به آن دستیابی دارد و در امتداد آن روی سکتورهای مختلف داده ذخیره شده است
tracked
یکی از چند حلقه هم مرکز روی دیسک مغناطیسی یا خط وط نازک روی نوار که نوک خواندن و نوشتن به آن دستیابی دارد و در امتداد آن روی سکتورهای مختلف داده ذخیره شده است
track
یکی از چند حلقه هم مرکز روی دیسک مغناطیسی یا خط وط نازک روی نوار که نوک خواندن و نوشتن به آن دستیابی دارد و در امتداد آن روی سکتورهای مختلف داده ذخیره شده است
hyperfocal distance
مسافت بین عدسی دوربین تانزدیکترین اشیاء میدان تصویردوربین وقتی که دوربین روی فاصله بینهایت تنظیم شود
pyramid spot
نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
go no go
اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
mflops
اندازه سرعت محاسبه که به عنوان تعداد دستورات اعشاری که در ثانیه پردازش می شوند محاسبه میشود
free air anomaly
اختلاف نیروی جاذبه زمین اختلاف جاذبه ازاد
attractive field
میدان جاذبه
attraction of current
جاذبه میدان
magnetic dip
میدان جاذبه مغناطیسی
attraction force
نیروی جاذبه
attractive force
نیروی جاذبه
gravitational force
نیروی جاذبه
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
free gyroscope
نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
field vector
بردار میدان
intermolecular attractive force
نیروی جاذبه بین مولکولی
magnetic field vector
بردار میدان مغناطیسی
affinities
نیروی جاذبه بین اتمهای یک ملکول
affinity
نیروی جاذبه بین اتمهای یک ملکول
cohesion
نیروی جاذبه بین ذرات همگن
air plot wind velocity
سرعت باد در مسیر هواپیما سرعت باد محاسبه شده
liner velocity
بردار سرعت
velocities
بردار سرعت
velocity
بردار سرعت
center base
میدان مرکزی
limiting speed
بیشترین سرعت نسبی فاهری هواپیمایی با شکل معین
velocity
بردار سرعت
[فیزیک]
limiting velocity
بیشترین سرعت هواپیما تحت زاویه معین نسبت به افق
neap tide
دراین حالت نیروی جاذبه ماه وخورشید در خلاف یکدیگر تاثیرمیکند
computing
سرعت محاسبه یک کامپیوتر
per saltum
بی فاصله
gap
فاصله
diastema
فاصله
range
فاصله
space
جا فاصله
discontinuance
فاصله
space
فاصله
gaps
فاصله
space bar
فاصله زن
spaces
جا فاصله
ranged
فاصله
interregnums
فاصله
equidistant
هم فاصله
blank character
فاصله
hiatus
فاصله
single space
تک فاصله تو هم
length
فاصله
lengths
فاصله
intermittence
فاصله
interregnum
فاصله
intermezzo
فاصله
ranges
فاصله
spaces
فاصله
interval
فاصله
tele
فاصله
head space
فاصله سر
interregna
فاصله
distance
فاصله
unremittingly
بی فاصله
blankest
فاصله
blank
فاصله
distances
فاصله
clearance
فاصله
spacing
فاصله
em dash
خط فاصله ام
en dash
خط فاصله ان
heart
مرکز
stationed
مرکز
stations
مرکز
station
مرکز
intermediate exchange
مرکز
center
مرکز
meddled
مرکز
middle
مرکز
middles
مرکز
centre forward
مرکز
meddles
مرکز
centers
مرکز
omphalos
مرکز
acentric
بی مرکز
hearts
مرکز
concentric
هم مرکز
isocentre
هم مرکز
centre
مرکز
center line
خط مرکز
meddle
مرکز
centred
مرکز
centered
مرکز
telemeter
فاصله سنج
subinterval
فاصله فرعی
terraces spacing
فاصله تراسها
spaced
فاصله دار
intervalometer
فاصله سنج
time interval
فاصله زمانی
light gap
فاصله روشنایی
lapse
فاصله زمانی
interval confidence
فاصله اطمینان
tooth gap
فاصله دندانه
tritone
فاصله سه گام
space
فاصله گذاشتن
tritone
فاصله سه اهنگ
space
جا فاصله مدت
space
فاصله مدت
unspaced practice
تمرین بی فاصله
head space
فاصله سر تیربار
spaces
فاصله گذاشتن
spaces
جا فاصله مدت
vertical interval
فاصله عمودی
spaces
فاصله مدت
interspace
فاصله مدت
light gap
فاصله نور
ignition gap
فاصله جرقه
track pitch
فاصله شیار
white space
فاصله سفید
lattice spacing
فاصله شبکه
unit distance
با فاصله واحد
class interval
فاصله طبقه
frequency distance
فاصله فرکانس
dutter
فاصله ستونها
distance meter
فاصله سنج
piston clearnce
فاصله پیستون
infighting
نبرد در فاصله کم
polar distance
فاصله قطبی
distant
فاصله دار
intermissions
فاصله عود
input gap
فاصله اولیه
diatessaron
فاصله یک چهارم
deflationary gap
فاصله تنزلی
dead rise
فاصله مرده
line spacing
فاصله خطوط
line spacing
فاصله سطر
hard space
فاصله واصل
normal interval
فاصله معمولی صف
ignition spark gap
فاصله جرقه
magnet gap
فاصله هوایی
focal length
فاصله کانونی
focal distance
فاصله کانونی
vacations
فاصله دو اجلاس
vacation
فاصله دو اجلاس
frequency spacing
فاصله فرکانس
fiducial interval
فاصله اطمینان
mode interval
فاصله نما
f. distance or length
فاصله کانونی
removed
فاصله خانوادگی
river
فاصله سفید
range meter
فاصله سنج
keyspace
فاصله کلیدی
signal distance
فاصله علامتی
social distance
فاصله اجتماعی
soft carriage return
خط فاصله خالی
line to line spacing
فاصله سطور
space bar
فاصله گذار
space condition
شرط فاصله
space condition
حالت فاصله
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com