Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
repose
دراز کشیدن غنودن
Other Matches
kick around
<idiom>
دراطراف دراز کشیدن
lies
: دراز کشیدن استراحت کردن
lied
: دراز کشیدن استراحت کردن
lie
دراز کشیدن استراحت کردن
To crane ones neck .
گردن کشیدن (دراز کردن بیرون آوردن )
horizontal
دراز کشیدن به صورت تخت یا حرمت از طرفی به طرف دیگر و نه از بالا به پایین
to nuzzle oneself
غنودن
to nestle oneself
غنودن
snug
اسوده غنودن
to huddle together
باهم غنودن
nuzzled
غنودن عزیز داشتن
cuddling
در بستر راحت غنودن
nuzzling
غنودن عزیز داشتن
nuzzles
غنودن عزیز داشتن
cuddled
در بستر راحت غنودن
cuddle
در بستر راحت غنودن
cuddles
در بستر راحت غنودن
nuzzle
غنودن عزیز داشتن
bouse
بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
weight
بالا کشیدن لنگر نیروی لازم برای کشیدن زه
To pamper ( solicit ) someone . To play up to someone .
ناز کسی را کشیدن ( منت کشیدن )
snuffle
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffles
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffled
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffling
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
twinge
درد کشیدن تیر کشیدن
agonise
زحمت کشیدن درد کشیدن
twinges
درد کشیدن تیر کشیدن
soricine
موش پوزه دراز شبیه موش پوزه دراز
drags
کشیدن بزور کشیدن
drag
کشیدن بزور کشیدن
dragged
کشیدن بزور کشیدن
longest
دراز
to eke out
دراز
verbose
دراز
prolix
دراز
to be prolonged
دراز
linear
دراز
longed
دراز
longs
دراز
longish
دراز
oblongated
دراز
longheaded
دراز سر
toom
دراز
macro
دراز
lengthy
دراز
long headed
سر دراز
dolichomorphic
دراز تن
longer
دراز
oblong
دراز
to piece out
دراز
lengthwise
دراز
long-
دراز
long
دراز
oblongs
دراز
lengthening
دراز شدن
long-term
دراز مدت
lengthens
دراز کردن
longer-term
دراز مدت
lengthen
دراز کردن
lengthened
دراز کردن
long necked
گردن دراز
lengthened
دراز شدن
lengthening
دراز کردن
long run
دراز مدت
lengthen
دراز شدن
elongating
دراز شدن
long wind
دراز نفسی
longeval
دراز عمر
longhead
کله دراز
oblonated
دراز :درازنا
tender fleshed cherry
گیلاس دم دراز
snipe
نوک دراز
drag on
<idiom>
دراز کردن
sniped
نوک دراز
snipes
نوک دراز
long-life
عمر دراز
long life
عمر دراز
morella cherry
گیلاس دم دراز
long term
دراز مدت
long shunt
شنت دراز
elongating
دراز کردن
elongates
دراز شدن
elongates
دراز کردن
elongate
دراز کردن
far-fetched
دور و دراز
streek
دراز کردن
long winded
دراز نفس
long-winded
دراز نفس
elongate
دراز شدن
far fetched
دور و دراز
long range
دراز مدت
sniping
نوک دراز
extend
دراز کردن
gangling
طولانی و دراز
narrowest
دراز وباریک
narrower
دراز وباریک
narrowed
دراز وباریک
narrow
دراز وباریک
long run
[American E]
<adj.>
دراز مدت
oblong
دراز پهنا
oblongs
دراز پهنا
string
چسبناک دراز
protract
دراز کردن
ileum
روده دراز
elongation
دراز شدگی
inductile
دراز نشو
verbalization
دراز گویی
proboscis
پوزه دراز
proboscises
پوزه دراز
weedy
دراز و باریک
lanky
دراز وباریک
longevity
دراز عمری
couchant
دراز کشیده
stretch
دراز کردن
codling
یکجورسیب دراز
codlin
یکجورسیب دراز
stretched
دراز کردن
to stretch out
دراز کردن
stretches
دراز کردن
blue moon
زمان دراز
wader
مرغ دراز پا
at full length
دراز کشیده
prolongate
دراز کردن
prolixity
دراز نویسی
lantern jawed
چانه دراز
long-time
دراز مدت
lengthens
دراز شدن
long bone
استخوانهای دراز
lanternjaws
چانه دراز
pintail
اردک دم دراز
long bill
نوک دراز
long eared
گوش دراز
long-drawn-out
دور و دراز
in the long run
در دراز مدت
long term
<adj.>
دراز مدت
long billed
نوک دراز
abusive
ناسزاوار زبان دراز
mongoose
میمون پوزه دراز
tirades
سخنرانی دراز وشدیداللحن
mygale
موش پوزه دراز
rangy
ولگرد پا دراز و لاغر
orangoutang
بوزینه دست دراز
long lived
دارای عمر دراز
tirade
سخنرانی دراز وشدیداللحن
orangutan
بوزینه دست دراز
long lived
دراز عمر معمر
long-lived
دارای عمر دراز
long-lived
دراز عمر معمر
paidle
یکجوربیل دسته دراز
mongooses
میمون پوزه دراز
chatterboxes
ادم روده دراز
ringtail
تلیله نوک دراز
verbose
دراز نویس درازگو
proboscis monley
بوزینه دراز بینی
chatterbox
ادم روده دراز
windbag
نطاق روده دراز
scoldpaceous
مانند نوک دراز
windbags
نطاق روده دراز
secular trend
روند دراز مدت
chaise longue
نوعی نیمکت دراز
chaises longues
نوعی نیمکت دراز
porrect
دراز کردن جلوگذاردن
interminably
بطور بسیار دراز
scolopax
جنس نوک دراز
prolate
دوک وار دراز
lanternjaws
ارواره دراز و لاغر
tusk
دندان دراز وتیز
longer-term
دوره دراز مدت
ileac
وابسته به روده دراز
toboggan
سورتمه دراز و باریک
reach
دراز کردن دست
toboggans
سورتمه دراز و باریک
hatchet face
صورت دراز وباریک
long necked flask
بالن گردن دراز
verbosity
دراز نویسی پرگویی
grallatorial
وابسته به دراز پایان
tusks
دندان دراز وتیز
ileal
وابسته به روده دراز
ileitis
اماس روده دراز
to make old bones
عمر دراز کردن
daddy-long-legs
بابا لنگ دراز
gibbon
میمون دراز دست
gibbons
میمون دراز دست
orang outang
یکجوربوزینه دراز دست
johnboat
قایق دراز و باریک
orang-outang
یکجوربوزینه دراز دست
tractile
لوله شو دراز شدنی
orang-outangs
یکجوربوزینه دراز دست
orang-outans
یکجوربوزینه دراز دست
godwit
نوک دراز ابی
long-term
دوره دراز مدت
longhorn
گوسفند شاخ دراز
longhorn
گاو شاخ دراز
weeding
دراز و لاغر پوشاک
weeded
دراز و لاغر پوشاک
longicorn
دارای شاخک دراز
weed
دراز و لاغر پوشاک
deferred liability
دیون دراز مدت
to live a long life
عمر دراز کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com