Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
overseas income
درامد از کشور یا کشورهای خارجی
Other Matches
reactions from abroad
واکنش مردم در کشورهای خارجی
satellite
ماهواره اقمار یک کشور یا کشورهای وابسته سیاسی و نظامی
satellites
ماهواره اقمار یک کشور یا کشورهای وابسته سیاسی و نظامی
leakages
مقدارمالیاتی که به علت خرج نشدن درامد در کشور
leakage
مقدارمالیاتی که به علت خرج نشدن درامد در کشور
foreign currency
پول کشور خارجی
foreign exchange
پول کشور خارجی
geopolitics
درمشی سیاسی و سیاست خارجی کشور
trade restrictions
جلوگیری از ورود کالاهای خارجی به کشور است از طریق وضع قوانین گمرکی و سودبازرگانی
revenue tax
مالیاتی که برای افزایش درامد کشور است نه برای تاثیردربازرگانی
developed countries
کشورهای توسعه یافته کشورهای پیشرفته
advanced countries
کشورهای پیشرفته کشورهای توسعه یافته
interventions
هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
intervention
هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
peregrinate
سرگردان بودن اواره بودن در کشور خارجی اقامت کردن
rio treaty
اکوادور ونیکاراگوئه به سال 7491 که به موجب ان در صورت حمله به یک از کشورهای امریکایی همه کشورهای دیگر حق حمله مسلحانه را دارند
immunity
مصونیت سیاسی مصونیت دیپلماسی عدم تبعیت مامور سیاسی خارجی ازمقررات قانونی کشور مرسل الیه است
disposable personal income
درامد شخصی قابل تصرف درامد خالص پس از کسرمالیات
republic
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republics
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
positive externalities
صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
developing countries
کشورهای در حال رشد کشورهای در حال توسعه
economic nationalism
ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
gini coefficient
شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
exterior angle
زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
external symbol dictionary
فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
impurity
جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
Burundi
کشور بروندی در مرکز خاوری افریقا و شرق کشور زئیر
secession
تجزیه جدایی یک قسمت از خاک کشور و خروج ان از حاکمیت کشور منفصل منه
extradite
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extraditing
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradited
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradites
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
provincialism
اعتقاد به لزوم عدم تمرکز دراداره کشور و تقسیم اختیارات و مسئولیتها بین ایالات ونواحی کشور
functional distribution of income
توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
foreign exchange
پول خارجی ارز خارجی
outwork
استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
innocent passage
مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
regressive income tax
مالیات بر درامد کاهنده مالیات بر درامد نزولی
letter of recall
نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
wilson
پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
external diseconomies
عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
nonaligned
کشور غیر متعهد از نظرسیاسی کشور غیر وابسته
poor countries
کشورهای فقیر
allied
کشورهای هم پیمان
less developed contries
کشورهای کم رشد
free world
کشورهای غیرکمونیست
industrial nations
کشورهای صنعتی
uncomitted countries
کشورهای غیرمتعهد
developed market economy countries
کشورهای مرفه
overseas
کشورهای بیگانه
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
Underdeveloped ( backward) countries .
کشورهای عقب افتاده
underdeveloped countries
کشورهای توسعه نیافته
international
مربوط به کشورهای مختلف
internationals
مربوط به کشورهای مختلف
developing countries
کشورهای در حال توسعه
federalization
تشکیل کشورهای متحد
the united states of america
ایالات یا کشورهای متحدامریکا
development countries
کشورهای قابل توسعه
capitalist countries
کشورهای سرمایه داری
retarded countries
کشورهای عقب مانده
backward countries
کشورهای عقب مانده
allied headquarters
قرارگاه کشورهای هم پیمان
third world countries
کشورهای جهان سوم
The English speaking-countries.
کشورهای انگلیسی زبان
less developed countries
کشورهای کمتر توسعه یافته
commonwealths
کشورهای مشترک المنافع جمهور
federative
مبنی بر سازمان کشورهای متحد
commonwealth games
جام کشورهای مشترک المنافع
orienting
کشورهای خاوری درخشندگی بسیار
orient
کشورهای خاوری درخشندگی بسیار
federate
تشکیل کشورهای متحد دادن
federated
تشکیل کشورهای متحد دادن
federates
تشکیل کشورهای متحد دادن
commonwealth
کشورهای مشترک المنافع جمهور
OAS
مخفف سازمان کشورهای امریکایی
third world economies
اقتصاد کشورهای جهان سوم
federating
تشکیل کشورهای متحد دادن
pan americanism
طرفداری از اتحاد کشورهای امریکایی
orients
کشورهای خاوری درخشندگی بسیار
organization of petroleum exporting cont
سازمان کشورهای صادرکننده نفت
OPEC
سازمان کشورهای صادرکننده نفت
country file
را برای کشورهای مختلف تعریف میکند
unicef (= united nations international
یع کودکان کشورهای توسعه نیافته است
least developed countries
پائین ترین کشورهای در حال توسعه
developed market economy countries
کشورهای توسعه یافته ازنظر اقتصادی
oil rich countries
کشورهای ثروتمند تولید کننده نفت
isolationist
طرفدارعدم مداخله در سیاست کشورهای دیگر
trade follows the flag
تجارت کشورهای مشترک المنافع با انگلستان
pax britannica
اشتی که انگلیس کشورهای جنگجوربدان دعوت میکند
e r p
جهت کمک به توسعه اقتصادی کشورهای اروپا
seato forces
نیروهای کشورهای پیمان جنوب شرقی اسیا
country cover diagram
دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
the big four
درکنفرانس صلح پاریس 9191به کشورهای فرانسه انگلستان
Comparison with other countries is extremely interesting.
مقایسه با کشورهای دیگر بی اندازه جالب توجه است.
first world
کشورهای کنونی سرمایه داری پیشرفته ازنظر اقتصادی
christian era
مبداء تاریخ کشورهای مسیحی که از زمان تولد مسیح اغازمیگردد
dumping
فروش کالادر کشورهای دیگر با قیمتی پایین تر از قیمت داخلی
rio treaty
پیمان منعقد بین کلیه کشورهای نیمکره غربی به استثناء کانادا
enclaves
ناحیه ایکه حکومت کشورهای بیگانه انراکاملا احاطه کرده باشد
enclave
ناحیه ایکه حکومت کشورهای بیگانه انراکاملا احاطه کرده باشد
nordic council
فنلاند و نروژ که هدف ان بسط همکاریهای کشورهای اسکاندیناوی درشئون مختلف است
When compared to other countries around the world, Britain spends little on defence.
در مقایسه با کشورهای دیگر در سراسر جهان بریتانیا کم برای دفاع خرج می کند.
earnings
درامد
revenue
درامد
remunerative
پر درامد
admissions
درامد
earning
درامد
gainings
درامد
admission
درامد
comings in
درامد
hatch
درامد
proceeds
درامد
it wasprologue to the nextmove
درامد
hatched
درامد
hatches
درامد
income
درامد
makings
درامد
total income
درامد کل
means
درامد
return
درامد
returns
درامد
returning
درامد
returned
درامد
prelusion
درامد
total revenue
درامد کل
emoluments
درامد
emolument
درامد
ordinary income
درامد عادی
disposable income
درامد دریافتی
means
توانائی درامد
economic income
درامد اقتصادی
earnings per share
درامد هر سهم
to bring a return
درامد دادن
per capita income
درامد سرانه
distribution of income
توزیع درامد
permanent income
درامد دائمی
income distribution
توزیع درامد
notional income
درامد خیالی
net revenue
درامد خالص
aura
پیش درامد
auras
پیش درامد
gross income
درامد ناخالص
illicit earning
درامد نامشروع
immoral earning
درامد نامشروع
flow of income
گردش درامد
nominal income
درامد اسمی
notional income
درامد فرضی
total revenue curve
منحنی درامد کل
earns
درامد داشتن
earned
درامد داشتن
earn
درامد داشتن
total revenue function
تابع درامد کل
fixed income
درامد ثابت
flow of income
جریان درامد
imperial decree
درامد نامشروع
personal income
درامد شخصی
annual income
درامد سالانه
annual earnings
درامد سالانه
meanest
منابع درامد
meaner
منابع درامد
mean
منابع درامد
actual income
درامد واقعی
revenue function
تابع درامد
revenue sharing
سهیم در درامد
revenue sources
منابع درامد
internal revenue
درامد داخلی
Inland Revenue
درامد داخلی
stream of income
جریان درامد
sinfonia
پیش درامد
preludes
پیش درامد
attachment of earnings
توقیف درامد
average revenue
درامد متوسط
personal income
درامد سرانه
present income
درامد جاری
present income
درامد حال
deferred credits
درامد پس افتاده
deduction from income
کسور درامد
psychic income
درامد بی دردسر
temporary income
درامد موقتی
real income
درامد واقعی
current income
درامد جاری
tax revenue
درامد مالیاتی
relative income
درامد نسبی
benefice
درامد کلیسایی
supplementary income
درامد تکمیلی
prelude
پیش درامد
prologue
پیش درامد
mean income
درامد متوسط
broken down
ازپای درامد
it proved false
دروغ درامد
transfer income
درامد انتقالی
prologues
پیش درامد
money income
درامد پولی
broken-down
ازپای درامد
national income
درامد ملی
transitory income
درامد انتقالی
unremunerative careers
مشاغل کم درامد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com