English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 10 (2 milliseconds)
English Persian
by and by دراینده
ingoing دراینده
Other Matches
prospective موثر دراینده
one of these days دراینده نزدیک
in the near f. دراینده نزدیک
forward delivery تحویل دراینده
payable at maturity قابل پرداخت دراینده
contingency چیزی که دراینده ممکن است رخ دهد
contingencies چیزی که دراینده ممکن است رخ دهد
diminishing utility اصل تقلیل تمایل به مصرف دراینده در اثر مصرف مقدارزیادی از یک کالا در زمان حال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com