English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (6 milliseconds)
English Persian
of late دراین روزها
Other Matches
nowadays این روزها
One of these days . همین روزها
one of these o c shortlies در همین روزها
one of these o c shortlies یکی از این روزها
The days are getting shorter now . روزها دارند کوتاه می شوند
What time do you get to work every day ? روزها چه ساعتی سر کار می روی ؟
Things are going well for me these days . وضع من این روزها میزان است
I have poor ( short ) memory nowadays . این روزها پول نقد کم است
today of all days از همه روزها امروز [باید باشد]
Does it have to be today (of all days)? این حالا باید امروز باشد [از تمام روزها] ؟
One of these fin days . انشاء الله یکی از این روزها ( قول آینده )
I don't socialize much these days. این روزها من با مردم خیلی رفت و آمد ندارم.
in this matter دراین امر
In this case ( instance) . دراین مورد
here below دراین جهان
hereabout دراین حدود
in this p case دراین موردبخصوص
in this connextion دراین زمینه
hither and thither <idiom> دراین سو وآن سو
herein named نامبرده دراین نامه
On this holy month. دراین روز مبارک
In this holy month. دراین ماه مبارک
there دراین موضوع انجا
In this day and age. دراین دور وزمان
In this day and age. دراین سال وزمانه ( امروزه )
He talked in this connection (vein). دراین زمینه صحبت کرد
She did not ask about this. او [زن] دراین باره پرسش نکرد.
I am a strange in this town. دراین شهر غریب هستم
He has no influence in this company . دراین شرکت کاره ای نیست
All the world and his wife were at this party . هر کی را بگویی دراین میهمانی بود
of late years دراین چند سال گذشته
in the last fortnight دراین پانزده روز گذشته
he is an a. on that سخن او دراین باره است
All the expenses. دراین عکس خوب افتادید
I'll give you that [much] . دراین نکته اعتراف می کنم [که حق با تو است] .
simple shear دراین برش تنش عمودی وجودندارد
the pilgrimage of life زندگی چندروزه ادمی دراین جهان
We dont have qualified personnel in this company. دراین شرکت آدم حسابی نداریم
How many people live here ? چند نفر دراین خانه می نشینند ؟
Did you get anything out of this deal ? دراین معامله چیزی گیرت آمد ؟
You name it , they have it in thes department store. هر چه تو بگویی دراین فروشگاه می فروشند ( دارند )
Generosity runs in the family. سخاوت دراین خانواده ارثی است
Did you make any profit in this deal ? آیا دراین معامله استفاده ای داشتید ؟
He has a poor service record in this company. دراین شرکت بی سابقه خوبی ندارد
I have a position ( post ) of great responsibility in this company . دراین شرکت شغل پرمسئولیتی دارم
I made a lot of profit in the deal . دراین معامله فایده زیادی بردم
It is murder driving on this freeway ( motorway , highway ) . رانندگی دراین بزرگراه کشنده است
The sun is all the more welcome. In this cold weather. دراین هوای سرد آفتاب می چسبد
This shop deals in goods of all sorts . دراین مغازه همه چیز معامله می شود
I'll speak at length on this subject. دراین باره مفصل صحبت خواهم کرد
We have no vacant position ( opening ) in this company . دراین شرکت محل ( جا و سمت ) خالی نداریم
The surely clean you out in this nightclub . دراین کارباره آدم را لخت می کنند ( می چاپند )
Allow me to chew it over in my mind . اجازه بدهید دراین باره فکر کنم
There is nothing I can do about it. از دست من دراین باره کاری ساخته نیست
It this case , the purpose has been defeated . دراین مورد نقض غرض شده است
This car can hold 6 persons comefortably. دراین اتوموبیل راحت 6 نفر راجامی گیرند
There are not many amusements in this town. دراین شهر تفریحات زیادی وجود ندارد
There are ine milion book (volumes)in this library. دراین کتابخانه یک میلیون جلد کتاب وجود دارد
Several people could be accommodated in this room. چندین نفر رامی توان دراین اتاق جاداد
In this contract , there are no loopholes for either party . دراین قرار داد هیچ را ؟ فراری برای طرفین نیست
neap tide دراین حالت نیروی جاذبه ماه وخورشید در خلاف یکدیگر تاثیرمیکند
protectionism دراین مکتب دفاع وحمایت از تعرفههای گمرکی به منظور حمایت صنایع واقتصاد داخلی بعنوان یک وسیله جهت توسعه اقتصادی بشمار می اید
coalition مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
marshall plan طرح کمک امریکابرای توسعه اقتصادی کشورهای اروپای غربی که پس از جنگ جهانی دوم برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم دراین کشورها اجراگردید
coalitions مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
demurs ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurring ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurred ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demur ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com