Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English
Persian
in this connextion
دراین زمینه
Search result with all words
He talked in this connection (vein).
دراین زمینه صحبت کرد
Other Matches
inversion
تاثیر تلویزیونی ناشی از جابجایی رنگ نمایش متن پیش زمینه و پس زمینه
inversions
تاثیر تلویزیونی ناشی از جابجایی رنگ نمایش متن پیش زمینه و پس زمینه
middle distance
فاصلهی میان زمینه و پیش زمینه
tone-on-tone
[بکار گیری یک رنگ با پس زمینه متفاوت در زمینه فرش بطور مثال دو نوع رنگ قرمز یکی تیره و دیگری روشن]
partitions
بخشی از حافظه کامپیوتر به عنوان حافظه پیش زمینه یا پس زمینه
partition
بخشی از حافظه کامپیوتر به عنوان حافظه پیش زمینه یا پس زمینه
foreground
سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
here below
دراین جهان
in this p case
دراین موردبخصوص
hither and thither
<idiom>
دراین سو وآن سو
In this case ( instance) .
دراین مورد
of late
دراین روزها
hereabout
دراین حدود
in this matter
دراین امر
there
دراین موضوع انجا
herein named
نامبرده دراین نامه
On this holy month.
دراین روز مبارک
In this holy month.
دراین ماه مبارک
In this day and age.
دراین دور وزمان
She did not ask about this.
او
[زن]
دراین باره پرسش نکرد.
In this day and age.
دراین سال وزمانه ( امروزه )
All the world and his wife were at this party .
هر کی را بگویی دراین میهمانی بود
He has no influence in this company .
دراین شرکت کاره ای نیست
All the expenses.
دراین عکس خوب افتادید
I am a strange in this town.
دراین شهر غریب هستم
he is an a. on that
سخن او دراین باره است
of late years
دراین چند سال گذشته
in the last fortnight
دراین پانزده روز گذشته
the pilgrimage of life
زندگی چندروزه ادمی دراین جهان
It is murder driving on this freeway ( motorway , highway ) .
رانندگی دراین بزرگراه کشنده است
Generosity runs in the family.
سخاوت دراین خانواده ارثی است
How many people live here ?
چند نفر دراین خانه می نشینند ؟
I have a position ( post ) of great responsibility in this company .
دراین شرکت شغل پرمسئولیتی دارم
He has a poor service record in this company.
دراین شرکت بی سابقه خوبی ندارد
Did you make any profit in this deal ?
آیا دراین معامله استفاده ای داشتید ؟
You name it , they have it in thes department store.
هر چه تو بگویی دراین فروشگاه می فروشند ( دارند )
Did you get anything out of this deal ?
دراین معامله چیزی گیرت آمد ؟
I'll give you that
[much]
.
دراین نکته اعتراف می کنم
[که حق با تو است]
.
I made a lot of profit in the deal .
دراین معامله فایده زیادی بردم
We dont have qualified personnel in this company.
دراین شرکت آدم حسابی نداریم
simple shear
دراین برش تنش عمودی وجودندارد
The sun is all the more welcome. In this cold weather.
دراین هوای سرد آفتاب می چسبد
There are not many amusements in this town.
دراین شهر تفریحات زیادی وجود ندارد
The surely clean you out in this nightclub .
دراین کارباره آدم را لخت می کنند ( می چاپند )
We have no vacant position ( opening ) in this company .
دراین شرکت محل ( جا و سمت ) خالی نداریم
This car can hold 6 persons comefortably.
دراین اتوموبیل راحت 6 نفر راجامی گیرند
I'll speak at length on this subject.
دراین باره مفصل صحبت خواهم کرد
It this case , the purpose has been defeated .
دراین مورد نقض غرض شده است
This shop deals in goods of all sorts .
دراین مغازه همه چیز معامله می شود
Allow me to chew it over in my mind .
اجازه بدهید دراین باره فکر کنم
There is nothing I can do about it.
از دست من دراین باره کاری ساخته نیست
There are ine milion book (volumes)in this library.
دراین کتابخانه یک میلیون جلد کتاب وجود دارد
Several people could be accommodated in this room.
چندین نفر رامی توان دراین اتاق جاداد
In this contract , there are no loopholes for either party .
دراین قرار داد هیچ را ؟ فراری برای طرفین نیست
neap tide
دراین حالت نیروی جاذبه ماه وخورشید در خلاف یکدیگر تاثیرمیکند
ground
زمینه
predisposition
زمینه
context
زمینه
sketches
زمینه
flash color
زمینه
ground note
نت زمینه
flat paint
زمینه
sketch
زمینه
conspectus
زمینه
contexts
زمینه
sketched
زمینه
predispositions
زمینه
terrain
زمینه
ichnograph
زمینه
backgrounds
زمینه
background
زمینه
settings
زمینه
setting
زمینه
outlining
زمینه
outlines
زمینه
outlined
زمینه
outline
زمینه
background
پس زمینه
basis
زمینه
tendencies
زمینه
tendency
زمینه
design
زمینه
designs
زمینه
backgrounds
پس زمینه
ground colour
رنگ زمینه
host crystal
بلور زمینه
ichnography
زمینه سازی
themes
ریشه زمینه
background sound
موسیقی پس زمینه
background music
موسیقی پس زمینه
ground color
رنگ زمینه
main color
رنگ زمینه
protective ground
زمینه حفافتی
dominant design
زمینه اصلی
ambient music
موسیقی پس زمینه
planning
زمینه سازی
predispose
زمینه را مهیاساختن
foreground
پیش زمینه
theme
ریشه زمینه
background communication
ارتباط پس زمینه
contrasts
رنگ زمینه
background current
جریان زمینه
contrasting
رنگ زمینه
predisposed
زمینه را مهیاساختن
predisposes
زمینه را مهیاساختن
predisposing
زمینه را مهیاساختن
wherein
درچه زمینه
intriguing
زمینه سازی
intrigues
زمینه سازی
groundwork
زمینه اساس
ambient
پس زمینه معمولی
intrigue
زمینه سازی
roots
سرچشمه زمینه
root
سرچشمه زمینه
background level
تراز زمینه
contrasted
رنگ زمینه
figure ground
شکل و زمینه
surveyed
زمینه یابی
blue print
زمینه ابی
survey
زمینه یابی
matrixes
زمینه ملاط
display background
زمینه نمایش
matrix
زمینه ملاط
background radiation
تابش زمینه
background process
فرایندهای پس زمینه
background printing
چاپ پس زمینه
contrast
رنگ زمینه
surveys
زمینه یابی
background noise
صدای پس زمینه
background noise
اختلال پس زمینه
contrasts
زمینه طرح و سایه
fielded
زمینه رزمی صحرایی
fields
زمینه رزمی صحرایی
contrasted
زمینه طرح و سایه
field
زمینه رزمی صحرایی
contrasting
زمینه طرح و سایه
It is in short supply.
زمینه اش دربازار کم است
contrast
زمینه طرح و سایه
undertone
ته صدا موجود در زمینه
spectrum of war
زمینه ها یا طیف جنگ
spectrum of war
جنگ در تمام زمینه ها
predisposing factor
عامل زمینه ساز
survey research
پژوهش زمینه یاب
survey tests
ازمونهای زمینه یابی
attitude survey
زمینه یابی نگرش
field lens adjustment
زمینه تنظیم لنز
background recalculation
محاسبه مجدد پس زمینه
undertones
ته صدا موجود در زمینه
color contrast
تضاد رنگی در زمینه فرش
plat
نقشه کشی زمینه سازی
foreground task
کار یا وفیفه پیش زمینه
basic ground
زمینه و متن اصلی فرش
ich nographic
وابسته به طراحی و زمینه سازی
To pave the way . To prepare the ground.
زمینه رافراهم ( هموار) کردن
marshall plan
طرح کمک امریکابرای توسعه اقتصادی کشورهای اروپای غربی که پس از جنگ جهانی دوم برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم دراین کشورها اجراگردید
protectionism
دراین مکتب دفاع وحمایت از تعرفههای گمرکی به منظور حمایت صنایع واقتصاد داخلی بعنوان یک وسیله جهت توسعه اقتصادی بشمار می اید
coalitions
مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
coalition
مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
scenario
زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
scenarios
زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
cosmic microwave radiation background
زمینه تشعشعی میکرو موجی کیهانی
grillage
زمینه و طرح مشبک توری و غیره
karyolymph
ماده اساسی زمینه هسته سلولی
This painting has a green background.
زمینه این تابلو سبز است
We shall be reasoning on the grounds that. .
روی این زمینه استدلال خواهیم کرد که ...
positive
تصویر صفحه نمایش با پشت زمینه سفید
scarlet
[زمینه فرش بافته شده قرمز یکدست]
blurred black ground
زمینه و متن فرشی که نامشخص و مبهم باشد
belcher
دستمال گردن با زمینه ابی وخال سفید
reverse video
کاراکترهای تیره بر روی زمینه نمایش روشن تصویرمعکوس
wallpapers
تصویر یا الگو استفاده شده به عنوان پیش زمینه پنجره
underlain
در زیر چیزی لایه قرار دادن زمینه جیزی بودن
underlie
در زیر چیزی لایه قرار دادن زمینه جیزی بودن
underlies
در زیر چیزی لایه قرار دادن زمینه جیزی بودن
wallpaper
تصویر یا الگو استفاده شده به عنوان پیش زمینه پنجره
I have to go back a little bit.
[This requires a little background
{explanation}
]
.
این نیاز به کمی پیش زمینه
[توضیح بیشتر]
دارد.
filling out
[پر کردن زمینه فرش با گل ها و یا اشکال مختلف جهت تزئین بیشتر متن]
embriodery
[آراستن و زینت دادن زمینه فرش به کمک سوزن کاری و گلدوزی]
sightscreen
دیوار یا نرده در طرفین زمین کریکت به عنوان زمینه برای توپ انداز
demurs
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demur
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurred
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurring
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
conveyancing
در CL این اصطلاح بیشتر در زمینه تسهیل معاملات مربوط به اموال غیر منقول مصداق دارد
abrash
دو رنگی شدن زمینه و حاشیه فرش به دلیل استفاده از کلاف های متفاوت پشم و یا رنگرزی نامناسب
condonation
اغماض و چشم پوشی یکی اززوجین در مورد خلافی که ازدیگری در زمینه وفایف زناشویی صادر شده است
positive
که متن و گرافیک به رنگ سیاه ری زمینه سفید نشان داده میشود تا از صفحه چاپ شده تقلید کند
gold lace
[braids]
گلابتون
[نخ های تزئینی از طلا یا نقره برای جلوه های ویژه در زمینه قالیچه]
filed
زمینه اصلی فرش
[که عموما تا قسمت حاشیه ادامه یافته و در بعضی از فرش ها کل بافت را در بر می گیرد.]
embossing
طرح برجسته
[برجسته کردن زمینه فرش]
presentation graphics
گرافیک تجاری با کیفیت بالا که روی نکات مطرح شده بامدیریت در زمینه طرح ها وبودجه ها تکیه خاصی دارد نگاره سازی نمایشی
non dedicated server
کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را در پس زمینه اجرا میکند و نیز برای اجرای برنامههای کاربردی نرمال در همان زمان قابل استفاده است
background noise
در پیمایش نوری این مسئله نوعی تداخل الکتریکی است که توسط لکههای جوهر و یاذرههای مرکب چاپ بر روی زمینه تصویر فاهر میشود
blueprints
نوعی چاپ عکاسی که زمینه ان ابی ونقش ان سفید است چاپ اوزالیدکه برای کپیه نقشه ورسمهای فنی بکارمیرود
special drawing rights
این اصطلاحات شامل افزودن قدرت وام دهی صندوق وافزایش میعان پولی جهان در این زمینه بوده است
blueprint
نوعی چاپ عکاسی که زمینه ان ابی ونقش ان سفید است چاپ اوزالیدکه برای کپیه نقشه ورسمهای فنی بکارمیرود
sampler
واگیره
[تکرار طرح در متن فرش جهت پوشش کل زمینه. در واگیره یا از مشابه بته جقه و یا نگاره های مختلف استفاده می شود.]
cloud lattice design
طرح ابری شبکه ای که بیشتر بصورت بندی و در فرش چین دیده می شود . زمینه معمولا زرد و شبکه ها آبی رنگ می باشد .
Dudley carpet
فرش سفارشی ایرانی دادلی
[مربوط به قرن هفدهم میلادی به همراه درختان شکوفه دار و زمینه گل و بته بصورت ردیف های عرضی و جلوه ای از طرح جوشقان]
dragon sumak
طرح سومک اژدهایی
[این طرح در قرون نوزدهم و بیستم میلادی در قفقاز بافته شده و زمینه اصلی آن جلوه ای از اژدها را نشان می دهد.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com