English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
praecocial درباب پرندگانی گفته میشودکه جوجههای انهاهمین ازتخم ...قوت دارند
Other Matches
unpriced درباب چیزی گفته میشودکه بهای ان معلوم نشده یابصورت بهادران نباشد
undershot درباب چرخی گفته میشود) که اب اززیرانرابگرداند
semi detached درباب خانهای گفته میشود:که بادیوارمشترک بخانه دیگری پیوسته باشد
semi-detached درباب خانهای گفته میشود:که بادیوارمشترک بخانه دیگری پیوسته باشد
gymnopaedic درباب رقص هایی گفته میشدکه بچههای برهنه درجشنهای همگانی می
perfoliate درباب برگی گفته میشود که ساقه اش فاهرا ازتوی ان رد میشود
pensile birds پرندگانی که اشیانه اویخته میسازند
nide جوجههای قرقاول
cleck ازتخم در اوردن
agamic بی نیاز ازتخم نر
ipso dixit گفته بی دلیل گفته استبدادی
embryonic membrane ساختمانی که ازتخم رسیده مشتق میشود
about درباب
concerning درباب
preovulatory واقع شونده درمرحله قبل ازتخم گذاری
see of rome درباب پاپ
holy see درباب پاپ
cross examination به طور کلی در CL کلیه شهود وکارشناسان و مامورین کشف جرم در موقع محاکمه بایدعلنا" و حضورا" اطلاعات خودرا بیان دارند و دادستان ووکیل متهم حق سوال کردن از ایشان را دارند
an ovoviviparous animal جانوری که دردرون شکم تخم می گذاردوبچه خودرادرهمانجا ازتخم بیرون می اورد
egg tooth نوک جوجه ازتخم درنیامده که با ان پوست تخم راشکسته بیرون میاید
prosodemic درباب ناخوشی ای که ازشخص به شخص دیگری انتقال می یابد
this line does not scan وزن این شعر با تقطیع معلوم میشودکه درست نیست
broods کلیه جوجه هایی که یکباره سراز تخم درمیاورند جوجههای یک وهله جوجه کشی
brooded کلیه جوجه هایی که یکباره سراز تخم درمیاورند جوجههای یک وهله جوجه کشی
brood کلیه جوجه هایی که یکباره سراز تخم درمیاورند جوجههای یک وهله جوجه کشی
necessity درCL به حالاتی اطلاق میشودکه عامل عمل به علت عدم ازادی اراده مسئول اعمال خود نیست
reverses روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverse روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversed روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversing روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
dixit گفته
doctrine گفته
doctrines گفته
parol گفته
dite گفته
dicta گفته
I was told ... به من گفته شد ...
sentence گفته
sayings گفته
sentences گفته
sentencing گفته
saying گفته
statements گفته
statement گفته
termed <adj.> <past-p.> گفته شده
statement گفته بیانیه
stated <adj.> <past-p.> گفته شده
unsay گفته نشدن
statements گفته بیانیه
named <adj.> <past-p.> گفته شده
spoken گفته شده
told گفته شده
to leave unsaid نا گفته گذاردن
tag گفته مبتذل
maxim گفته اخلاقی
tags گفته مبتذل
maxims گفته اخلاقی
that was said above که دربالا گفته شد
that was said above که درفوق گفته شد
bywords گفته اخلاقی
byword گفته اخلاقی
mentioned <adj.> <past-p.> گفته شده
said گفته شده
ipsedixit گفته محض
he is said to have fled گفته اند
ipso dixit گفته محض
It is being said that ... گفته می شود که ...
laconism گفته پر مغز
so saying اینرا گفته
missatement گفته نادرست
above said بالا گفته شده
divers statements گفته هایی چند
abovementioned <adj.> گفته شده در بالا
it is truly said راست گفته اند
foregoning پیش گفته شده
ipso dixit او خود گفته است
the above was a summary آنچه دربالا گفته شد
aforesid پیش گفته شده
ipsedixit خود او گفته است
it is well said خوب گفته اند
direct oration گفته یا قول مستقیم
above-mentioned <adj.> گفته شده در بالا
above-quoted <adj.> گفته شده در بالا
It is an old saying that … از قدیم گفته اند که ...
aforementioned <adj.> گفته شده در بالا
d. of a statement تکذیب گفته ایی
afore-mentioned <adj.> گفته شده در بالا
If only you had told me . کاش به من گفته بودی
on cne's own initiative بی انکه کسی گفته باشد
in p of my statement برای اثبات گفته خودم
in proof of his statement برای اثبات گفته خود
indirect oration گفته یا قول غیر مستقیم
dictum گفته افهار نظر قضایی
dictums گفته افهار نظر قضایی
recant گفته خود را تکذیب کردن
recanted گفته خود را تکذیب کردن
recanting گفته خود را تکذیب کردن
recants گفته خود را تکذیب کردن
I told you , didnt I ? من که بتو گفتم ( گفته بودم )
Actions speak louder than words . دو صد گفته چونیم کردار نیست
put in <idiom> اضافه چیزی که قبلا گفته شد
ipsissima verba عین بیانات و گفته شخص
Enough has been said! به اندازه کافی گفته شده!
It needs to be said that ... لازم هست که گفته بشه که ...
per طبق جزئیات که در مشخصات گفته شده
affimable شایسته انکه بطورقطع گفته شود
What you say is true in a sense . گفته شما به معنایی صحیح است
action speaks louder than words <proverb> دو صد گفته چون نیم کردار نیست
non collegiate در باب شاگردی گفته میشود بی دانشکده
it say in the bible that درکتاب مقدس گفته شده است
to repeat oneself کاریا گفته خودرا تکرار کردن
ana :مجموعه یا گلچینی از گفته هاو اقوال یک شخص
post classical در باب ادبیات یونانی ورومی گفته میشود
A constant guest is never welcome . <proverb> به همیشه میهمان خوشامد گفته نمى شود .
it is g. believed that... عموماعقیده دارند که ....
they are individ different تک تک با هم فرق دارند
within living memory به یاد دارند
oestrual در باب موقعی گفته میشود که جانوران فحل ایند
infant در CL به طور کلی به اشخاص کمتر از 12 سال گفته میشود
infants در CL به طور کلی به اشخاص کمتر از 12 سال گفته میشود
Walls are ears. <proverb> دیوارها گوش دارند .
conifers که میوه مخروطی دارند
they differ in kind جنساباهم فرق دارند
conifer که میوه مخروطی دارند
they are at war with japan باژاپن جنگ دارند
They have had their differences for a long time . مدنتهااست با هم اختلاف دارند
minimus از چندتن که یک نام دارند
diclinous درختانی که نر وماده دارند
they differ materially تفاوت کلی با هم دارند
they itch for a fight کرم جنگیدن دارند
permanent structures به تاسیساتی گفته میشود که پس از اتمام قرارداد پیمانکاردر محل می گذارد
Thank goodness! خدا را شکر! [گفته می شود وقتی چیزی بد پیش نیاید]
Thank God! خدا را شکر! [گفته می شود وقتی چیزی بد پیش نیاید]
indirect speech گفته کسی که تغییرات دستوری دران داده نقل کنند
the run of the hills is east تپه ها سوی خاورامتداد دارند
My hair is falling out. موهای سرم دارند میریزند.
to be of the mind that ... این عقیده [نظر] را دارند که ...
basilicas کلیساهایی که سالن دراز دارند
basilica کلیساهایی که سالن دراز دارند
They all acknowledge him master . همه او را به استادی قبول دارند
The days are getting shorter now . روزها دارند کوتاه می شوند
The apples are bruised . سیبها لک زده ( لکه دارند )
Iranians have a gift of tongues. ایرانیها استعداد زبان دارند
to yet had it طرف مثبت اکثریت را دارند
active material موادی که خاصیت تجزیه دارند
they are t of their doctrines اصول خودرامحکم نگاه می دارند
The courts have unlimited jurisdiction. دادگاهها اخنیارات نامحدود دارند
ledger bait که دریک جا روی نگاه دارند
rub something in <idiom> دست گرفتن (صحبت درموردحرفی که شخص گفته یاکاری کهکرده به مسخره )
pregnant use of a verb بکار بردن فعل متعدی بدانگونه که مفعول ان مقدرباشدیعنی گفته نشود
broach ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaching ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
diurnal مربوط به روز جانورانی که درروزفعالیت دارند
enfilade [یک رشته اتاق که رو به روی هم قرار دارند.]
these two view are polesapart این نظریه یک دنیاباهم فرق دارند
open court دادگاهی که همه مردم حق مراجعه به ان را دارند
They are famed for their courage. بخاطر شجاعت وجسارتشان شهرت دارند
You name it , they have it in thes department store. هر چه تو بگویی دراین فروشگاه می فروشند ( دارند )
boxed موضوعاتی که همه در یک جعبه قرار دارند
red legs نام چندجورپرنده که پاهای قرمز دارند
counselling در CL به bariester ها و در موقع گفتگو از موکلین ایشان یاsolicitor مربوط به انها گفته میشود
counsels در CL به bariester ها و در موقع گفتگو از موکلین ایشان یاsolicitor مربوط به انها گفته میشود
counseled در CL به bariester ها و در موقع گفتگو از موکلین ایشان یاsolicitor مربوط به انها گفته میشود
counsel در CL به bariester ها و در موقع گفتگو از موکلین ایشان یاsolicitor مربوط به انها گفته میشود
counselled در CL به bariester ها و در موقع گفتگو از موکلین ایشان یاsolicitor مربوط به انها گفته میشود
suites مجموعهای از برنامه ها که ارتباط بسیار نزدیک با هم دارند
histories یا سایتهایی در اینترنت که مراجعه شده را نگه می دارند
suite مجموعهای از برنامه ها که ارتباط بسیار نزدیک با هم دارند
chains چاپگری که حروف آن به ترتیب پشت سر هم قرار دارند
utopian socialism شارل فوریه و لوئی بلان قرار دارند
civil nuclear powers کشورهایی که توانایی استفاده از سلاح اتمی را دارند
chain چاپگری که حروف آن به ترتیب پشت سر هم قرار دارند
history یا سایتهایی در اینترنت که مراجعه شده را نگه می دارند
roundup سواران و اسبهایی که در این گردآوری شرکت دارند
planar اشیا یا تصاویر گرافیکی که در یک نقشه قرار دارند
humidor صندوق سیگار که هوای انرامرطوب نگاه دارند
flat فضایی در حافظه که هر محل آن آدرس یکتا دارند.
flattest فضایی در حافظه که هر محل آن آدرس یکتا دارند.
They are poles apart. یک دنیا باهم فرق دارند ( بسیار متفاوتند )
roundups سواران و اسبهایی که در این گردآوری شرکت دارند
CD quality اغلب به وسایلی گفته میشود که می توانند الگوهای بیتی رادر ثانیه ذخیره کنند
nibbled به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
nibble به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
nibbling به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
nibbles به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
balun مبدلی که دو مداری را که امیدانس مختلف دارند معادل میکند
flock [الیاف ریز و خرد شده که قابلیت ریسندگی دارند.]
bulk petroleum سوخت قوال مخازنی که بیش از 55 گالن فرفیت دارند
string board تیر یا تختهای که پلههای سنگین بدان تکیه دارند
He was engrossed in conversation . فوتبالیستها دارند قبل از بازی خودرا گرم می کنند
Gun laws need to be revisited. قوانین تفنگ نیاز به بازبینی [تجدید نظر] دارند.
All members are entitled to use the swimming pool. همه اعضاء حق دارند از استخر شنا استفاده نمایند
casings جعبه پوشش که کامپیوتر و سایر اجزا در آن قرار دارند
tree سیستم داده که هرداده یا گره آن فقط دو انشعاب دارند
Do the trains connect? [خط] قطارها به هم اتصال دارند؟ [برای عوض کردن قطار]
1 and 2 are poles apart. <idiom> ۱ و ۲ یک دنیا باهم فرق دارند [بسیار متفاوت هستند] .
casing جعبه پوشش که کامپیوتر و سایر اجزا در آن قرار دارند
pin compatible تراشه هایی که عملکردمشابهی دارند و می توانندبجای هم قرار گیرند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com