English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (13 milliseconds)
English Persian
trick درجه بندی عدسی دوربین
tricked درجه بندی عدسی دوربین
tricking درجه بندی عدسی دوربین
Other Matches
lens distortion خطای عدسی دوربین عکاسی انحراف عدسی دوربین عکاسی
hyperfocal distance مسافت بین عدسی دوربین تانزدیکترین اشیاء میدان تصویردوربین وقتی که دوربین روی فاصله بینهایت تنظیم شود
lens عدسی دوربین
eye piece عدسی سر دوربین
reticle عدسی دوربین
fixed reticle عدسی ثابت دوربین
line of collimation خط تنظیم عدسی دوربین
field glass عدسی درونی دوربین یاذره بین
zoom lens عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
zoom lenses عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
object glass عدسی دوربین یاریزبین که نزدیک تراست بچیزی که میخواهندببند
pantoscope دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردوازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
panoramic camera دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردو ازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
telescopic دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
carpet classification طبقه بندی [درجه بندی] فرش
ratings طبقه بندی کردن درجه بندی
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
scale درجه بندی
scaling درجه بندی
grading درجه بندی
calibration درجه بندی
calibrate درجه بندی
calibrated درجه بندی
calibrates درجه بندی
rating درجه بندی
calibrating درجه بندی
ratings درجه بندی
gradations درجه بندی
gradation درجه بندی
grades درجه بندی
grade درجه بندی
graduation درجه بندی
credit rating درجه بندی اعتبار
rating schedule مقیاس درجه بندی
graduation line خط درجه بندی شده
graduates درجه بندی کردن
scscalable قابل درجه بندی
graduating درجه بندی کردن
grade درجه بندی رتبه
linear scale درجه بندی خطی
logarithmic scale درجه بندی لگاریتمی
graduate درجه بندی کردن
merit rating درجه بندی شایستگی
grades درجه بندی رتبه
grade درجه بندی کردن
intergradation درجه بندی داخلی
rate درجه بندی کردن
calibration curve منحنی درجه بندی
rates درجه بندی کردن
ratee درجه بندی شونده
performance rating درجه بندی عملکرد
rater درجه بندی کننده
rating scale مقیاس درجه بندی
echelonment درجه بندی کردن
grades درجه بندی کردن
calibration error خطای درجه بندی
peer rating درجه بندی همسالان
calibration constant ثابت درجه بندی
dan gup jeado سیستم درجه بندی تکواندو
forced distribution rating درجه بندی با توزیع معین
unscourced wool پشم درجه بندی نشده
maximum scale value مقدار درجه بندی حداکثر
graphic rating scale مقیاس درجه بندی نگارهای
grade نوع درجه بندی کردن
suppliers rating درجه بندی نمودن فروشنده ها
grades نوع درجه بندی کردن
ranked درجه دادن دسته بندی کردن
degree of difficulty درجه بندی حرکات مشکل شیرجه
direct reading dial درجه بندی برای قرائت مستقیم
grand division مقیاس درجه بندی بزرگ طبلک
dial collar طوقه یا حلقه درجه بندی شده
ranks درجه دادن دسته بندی کردن
graduate collar حلقه یا طوقه درجه بندی شده
rank درجه دادن دسته بندی کردن
grade درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grades درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
color value درجه بندی رنگ ها بر حسب تیره و روشن بودن
sniper scope دوربین تیراندازی بوسیله تیراندازان ماهر دوربین مادون قرمز دیدبانی در شب
infinity method روش موازی کردن دو خط تارموی دوربین تنظیم دوربین در بینهایت
angle of view زاویه رویت دوربین عکاسی میدان دید دوربین
dialled تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dial تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialed تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dials تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
cross line بعلاوه داخل دوربین خط تار موی دوربین
grader ماشینی که برای درجه بندی کردن مواد و محصول بکارمیرودو بانها شیب منظم میدهد
synchroscope دوربین کنترل اتش خودکارپدافند هوایی دوربین دستگاه توزیع اتش خودکار
vernier درجه یا تقسیم بندی فرعی تقسیم بدرجات جزء
gradate درجه بندی کردن مخلوط کردن
segregation جدا کردن درجه بندی کردن
gaduate درجه بندی کردن تغلیظ کردن
collimating sight دوربین نشانه روی لوله توپ به هدف دوربین منطبق کننده لوله و هدف
compass rose دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
beam attack تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
elevation indicator صفحه مدرج درجه طبلک درجه
shoulder patch درجه روی بازوی درجه داران
sighting bar ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
superelevation درجه ارتفاع درجه بلندی
third class درجه سوم بلیط درجه 3
third-class درجه سوم بلیط درجه 3
sighting leaf ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
bifocal lens عدسی
lens عدسی
eyepiece عدسی
glass عدسی
eyepieces عدسی
lentiform عدسی
lentoid عدسی
achromatic lens عدسی بی رنگ
lens coating روکش عدسی
focussed کانون عدسی
focuses کانون عدسی
focused کانون عدسی
vergency تقارب عدسی
electromagnetic lens عدسی الکترومغناطیسی
achromate عدسی اکروماتیک
cheese head سر عدسی در پیچها
meniscus lens عدسی هلالی
convex lens عدسی کوژ
focussing کانون عدسی
objectives عدسی شیئی
double convex lens عدسی دو کوژ
divergent lens عدسی متباعد
convex lens عدسی محدب
divergent lens عدسی واگرا
objective عدسی شیئی
knurled head سر عدسی اج دار
wide-angle عدسی گسترش
focusses کانون عدسی
wide angle عدسی گسترش
focus کانون عدسی
double concave lens عدسی مقعرالطرفین
contact lenses عدسی مماس
contact lenses عدسی بساو
concave lens عدسی کاو
lenticulation ایجاد عدسی
nummulite شاهدانه عدسی
floating reticle عدسی مواج
compound lens عدسی مرکب
ocular lens عدسی چشمی
objective lens عدسی شیئی
contact lens عدسی بساو
concave lens عدسی مقعر
double concave lens عدسی دوکاو
biconcave lens عدسی مقعرالطرفین
contact lens عدسی مماس
eyepiece عدسی چشمی
optical lens عدسی اپتیکی
optical lens عدسی نوری
biconvex lens عدسی دوکوژ
eyepieces عدسی چشمی
objective glass عدسی شیئی
cylindrical lens عدسی استوانهای
mushroom head سر عدسی در پیچ ها
biconcave lens عدسی دوکاو
lensatic عدسی دار
convergent lens عدسی همگرا
button head سر عدسی در پیچ ها
lenticular عدسی وار
lenticular مرکب از عدسی
electrostatic lens عدسی الکتروستاتیکی
object glass عدسی شیئی
convergent lens عدسی متقارب
spherical lens عدسی کروی
electron lens عدسی الکترونی
zoomed فاصله عدسی را کم و زیادکردن
zooms فاصله عدسی را کم و زیادکردن
eyepiece عدسی سردوربین یامیکروسکپ
zoom فاصله عدسی را کم و زیادکردن
plano concave lens عدسی تخت کاو
lenticular nucleus هسته عدسی شکل
focal مربوط به کانون عدسی
lentiform nucleus هسته عدسی شکل
lens بشکل عدسی در اوردن
lens coating پوشش روی عدسی
plano convex lens عدسی مسطح- محدب
mensicus عدسی کاو- کوژ
plano convex lens عدسی تخت کوژ
plano concave lens عدسی مسطح- مقعر
eyepieces عدسی سردوربین یامیکروسکپ
convergent meniscus lens عدسی هلالی همگرا
anastigmat عدسی غیر استیگمات
diverging meniscus lens عدسی هلالی واگرا
electronic lens عدسی یا لنز الکترونی
refractor عدسی نور شکن
double convex lens عدسی محدب الطرفین
biconvex lens عدسی محدب الطرفین
relative aperture ضریب کانونی عدسی
astigmatic نامنظمی عدسی چشم
parabolic lens عدسی سهمی وار
word warp فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
twinkle box عدسی هاو یک دیسک چرخان
glass شیشه ذره بین عدسی
linear perspective پروژکتور دارای عدسی مخطط
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com