Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
adjusted elevation
درجه تنظیمی
Other Matches
regulatory
تنظیمی
regulative
تنظیمی
adjusted
تنظیمی
adjusted quadrant elevation
زاویه تیر تنظیمی
on board regulation
تنظیمی که در ان هر برد داخل یک سیستم تنظیم کننده ولتاژخاص خود را دارد
breach of trust
کوتاهی درانجام دادن انچه که به موجب سند تنظیمی در تاسیس حقوقی می بایستی انجام دهد
presentment
اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
beam attack
تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
shoulder patch
درجه روی بازوی درجه داران
elevation indicator
صفحه مدرج درجه طبلک درجه
sighting bar
ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
third class
درجه سوم بلیط درجه 3
superelevation
درجه ارتفاع درجه بلندی
third-class
درجه سوم بلیط درجه 3
sighting leaf
ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
european monetary agreement
موافقتنامه پولی اروپا موافقتنامه تنظیمی بین کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی اروپا به منظور تسهیل و تنظیم روابط پولی متعاقدین
brevet
درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
master at arms
درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
division police petty officer
درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
rates
درجه
second class
درجه 2
second rate
درجه دو
gauge
درجه
mark
درجه
top
درجه یک
grades
درجه
gauges
درجه
scalage
درجه
copesetic
درجه یک
chinical t.
درجه
gauge=gage
درجه
gauge glass
درجه اب
gage=gauge
درجه
gage
درجه
elevation
درجه
clinical thermometer
درجه
classy
درجه یک
copacetic
درجه یک
kyu
درجه
low grade
کم درجه
run of the mine
بی درجه
grade
درجه
elevations
درجه
gauged
درجه
echelons
درجه
echelon
درجه
nobby
درجه یک
marks
درجه
first class
درجه یک
first string
درجه یک
just as well
<adv.>
به یک درجه
scale
درجه
degree
درجه
third-rate
درجه سه
proportion
درجه
proportions
درجه
equally
<adv.>
به یک درجه
ranks
درجه
ranked
درجه
rank
درجه
degrees
درجه
second class
درجه دو
rate
درجه
slap-up
درجه یک
number one
درجه یک
title
درجه
titles
درجه
topnotch
درجه یک
high-class
درجه یک
tophole
درجه یک
top hole
درجه یک
second-rate
درجه دو
top-notch
درجه یک
aquastat
درجه
third rate
درجه سه
length
درجه
lengths
درجه
pitch
درجه
pitches
درجه
berating
خلع درجه
degree of freedom
درجه ازادی
ninths
درنهمین درجه
degree of polymerization
درجه بسپارش
berates
خلع درجه
calibration
درجه بندی
degree of dissociation
درجه تفکیک
berate
خلع درجه
berated
خلع درجه
ninth
درنهمین درجه
dan
درجه درکاراته
d.p
درجه بسپارش
degree of centralization
درجه تمرکز
degree of compaction
درجه تراکم
cope flask
درجه روئی
degree of advancement
درجه پیشرفت
whither
بکدام درجه
consistence
درجه غلظت
degree of crystalinity
درجه بلورینگی
degree of curve
درجه انحناء
confidence level
درجه اطمینان
doctorates
درجه دکتری
clumped
درجه سردوشی
clumping
درجه سردوشی
clumps
درجه سردوشی
supremely
با علی درجه
stair
مرتبه درجه
puny
درجه پست
graduation
درجه گرفتن
grading
درجه بندی
clump
درجه سردوشی
consistency
درجه غلظت
graduation
درجه بندی
shade
درجه رنگ
shades
درجه رنگ
doctorate
درجه دکتری
shadings
درجه رنگ
comparative
درجه تفضیلی
comparatives
درجه تفضیلی
honorary
درجه افتخاری
water hardness
درجه سختی آب
largely
تا درجه زیادی
pinnacle
منتهی درجه
battle sight
درجه جنگی
battle sight
شکاف درجه
baume degree
درجه بومه
brick layer
بنای درجه دو
high grade
درجه اعلی
bar sight
ستون درجه
bar sight
شکاف درجه
baccslavreate
درجه شوالیه
pinnacles
منتهی درجه
quantum
درجه میزان
adjustability
درجه انطباق
fluidity
درجه سفتی
advancement in rating
ارتقاء درجه
angle of elevation
زاویه درجه
anti knock property
درجه اکتان
baccalaureate
درجه باشلیه
centigrade degree
درجه صدبخشی
degree of precision
درجه دقت
summated ratings
مجموع درجه ها
tiptop
بالاترین درجه
tiptop
درجه اعلی
to take one's d.
درجه گرفتن
trial elevation
درجه ازمایشی
viscosity
درجه غلیظی
void ratio
درجه تخلخل
head over heels
<idiom>
منتهای درجه
hold a candle to
<idiom>
درهمان درجه
economy class
درجه توریستی
standard class
درجه استاندارد
coarse wool
پشم درجه دو
tip top
بالاترین درجه
thirty degree cut
برش 03 درجه
superlatively
در درجه عالی
supply sergeant
درجه دارتدارکات
t. far
تا این درجه
tenth rate
درجه دهم
tertiary alcohol
الکل 3 درجه
tertiary amine
امین 3 درجه
tertiary carbon
کربن 3 درجه
tertiary hydrogen
هیدروژن 3 درجه
the positive d.
درجه مطلق
third class road
جاده درجه سه
third degree of readiness
امادگی درجه سه
velocity
درجه تندی
third rater
درجه سوم
scaling
درجه بندی
white wool
پشم درجه یک
alacrity
[speed]
درجه تندی
celerity
درجه تندی
easiness
[quickness]
درجه تندی
fleetness
درجه تندی
nippiness
درجه تندی
promptitude
درجه تندی
promptness
درجه تندی
quickness
درجه تندی
rapidity
درجه تندی
rapidness
درجه تندی
speediness
درجه تندی
speed of action
درجه تندی
which grade are you in?
که درجه شما را در؟
swiftness
درجه تندی
strain hardness
سختی درجه
degree of relationship
درجه خویشاوندی
first water
درجه اول
fuel grade
درجه سوخت
quarternary canal
کانال درجه 4
gaduate
درجه دار
gradational
به ترتیب درجه
grade of channel
درجه کانال
graduator
درجه گذار
high grade product
محصول درجه یک
honor
درجه نشان
in the highest d.
به منتها درجه
to the utmost
به منتها درجه
kelvin degree
درجه کلوین
lieutenancy
درجه ستوانی
first rate
نخستین درجه
first rate
درجه اول
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com