English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English Persian
abrasion hardness درجه سایش پذیری
abrasive hardness درجه سایش پذیری
abrasive resistance درجه سایش پذیری
Other Matches
abradability سایش پذیری
resilience درجه مقاومت فرش در برابر سایش [این عامل نشان دهنده مقاومت فرش بر اثر رفت و آمد و مستهلک شدن آن است.]
cold working شکل دادن به قطعات فلزی دردمای معمولی که باعث افزایش شکنندگی سختی واستحکام و کاهش خاصیت تورق پذیری یا مفتول پذیری ان میگردد
radiolucency درجه نفوذ اشعه مجهول نفوذ پذیری اشعه مجهول
beam attack تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
wears سایش
abrasions سایش
frictions سایش
wear سایش
abrasion سایش
friction سایش
trituration سایش
corrasion سایش
scrub سایش
grind سایش
scrubbed سایش
grinds سایش
scrubbing سایش
scrubs سایش
fretting سایش
erosion سایش
levigation سایش
superficial abrasion سایش رویی
wear resistance مقاومت سایش
erodible قابل سایش
float stone سنگ سایش
erosive سایش دهنده
scouring machine ماشین سایش
grind تیزکردن سایش
grindable قابل سایش
grinds تیزکردن سایش
internal friction سایش درونی
abrasive action اثر سایش
chaffing gear وسایل ضد سایش
shoulder patch درجه روی بازوی درجه داران
elevation indicator صفحه مدرج درجه طبلک درجه
abradent الت سایش یا پرداخت
wear resistance مقاومت در مقابل سایش
abrasions سایش منتج ازالودگی
abrasion سایش منتج ازآلودگی
erosible قابل سایش وفرسایش
abrasive tool ابزار برای سایش
wave off فرود همراه با سایش
tribometer مالش سنج سایش ازما
to fret a passage راهی رابوسیله سایش بازکردن
wear tables جداول سایش جنگ افزارها
internal friction مالش درونی سایش داخلی
corrade در اثر سایش از بین رفتن
sighting bar ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
third-class درجه سوم بلیط درجه 3
third class درجه سوم بلیط درجه 3
superelevation درجه ارتفاع درجه بلندی
sighting leaf ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
terrigenous تشکیل شده بوسیله عمل سایش رودخانه وجریان اب خاکزاد
plasma plating ضد خوردگی و مقاوم دربرابر سایش روی سطح توسط جریان بسیار داغ
brevet درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
bass response بم پذیری
water absorption آب پذیری
deliquescence نم پذیری
pliability خم پذیری
scalability مقیاس پذیری
reflexivity انعکاس پذیری
inflammability اشتعال پذیری
miscibility امتزاج پذیری
reflexivity بازتاب پذیری
reflexibility انعکاس پذیری
reflectivity بازتاب پذیری
intolerableness تحمل نا پذیری
modifiability تغییر پذیری
movableness جنبش پذیری
perceptibility ادراک پذیری
mutability تغییر پذیری
mensurability پیمایش پذیری
livability زیست پذیری
reversibility بازگشت پذیری
justifiability توجیه پذیری
penetrance نفوذ پذیری
perviousness تراوش پذیری
maintainability نگهداشت پذیری
magnetic susceptibility مغناطیس پذیری
magnetization مغناطیس پذیری
reversibility برگشت پذیری
infusibility گداز نا پذیری
insatiability سیری نا پذیری
magnetization curve خم مغناطیس پذیری
lability تغییر پذیری
removability عزل پذیری
mutabilty تغییر پذیری
reconcilability اصلاح پذیری
permeability نشت پذیری
permeability نفوذ پذیری
plasticity انعطاف پذیری
plasticity قالب پذیری
plasticity شکل پذیری
permeability تراوش پذیری
permeability curve خم مغناطیس پذیری
plasticity اندام پذیری
permeability curve خم نفوذ پذیری
permeance نفوذ پذیری
cleavage شکافت پذیری
persuasibility ترغیب پذیری
plastisity اندام پذیری
perishableness فساد پذیری
perishableness فنا پذیری
submission سلطه پذیری
negotiability انتقال پذیری
reflectability بازتاب پذیری
transferability انتقال پذیری
observability مشاهده پذیری
opposability مقابله پذیری
paramagnetic susceptibility پارامغناطیس پذیری
pardonableness امرزش پذیری
reactivity واکنش پذیری
ponderability سنجش پذیری
polarizability قطبش پذیری
pliancy انحناء پذیری
pliability خمش پذیری
passibility تالم پذیری
penetrability نفوذ پذیری
perfectibility کمال پذیری
pi accepting قدرت پی پذیری
ductility مفتول پذیری
ductility شکل پذیری
docility تعلیم پذیری
divisibility بخش پذیری
distributivity توزیع پذیری
discriminability افتراق پذیری
c برق پذیری
dilatability انبساط پذیری
deviation factor تراکم پذیری
dependability توکل پذیری
b h cure خم مغناطیس پذیری
excitability تحریک پذیری
affectability انفعال پذیری
affectivity هیجان پذیری
emotionality تهییج پذیری
applicability کاربست پذیری
applicability کاربرد پذیری
associativity شرکت پذیری
educability اموزش پذیری
autia هنجار پذیری
availablity دسترس پذیری
capacitance برق پذیری
chromaticity رنگ پذیری
compressibility factor تراکم پذیری
gas deviation factor تراکم پذیری
supercompressibility factor تراکم پذیری
computability شماره پذیری
conceivability امکان پذیری
consolute اختلاط پذیری
contractility انقباض پذیری
contractivity انقباض پذیری
corrigibility اصلاح پذیری
defeasibility الغاء پذیری
decidability تصمیم پذیری
combinability ترکیب پذیری
comention هنجار پذیری
communicability ارتباط پذیری
commutability تبدیل پذیری
commutability تخفیف پذیری
commutativity جابجایی پذیری
compressibility تراکم پذیری
decomposability انحلال پذیری
sociability جامعه پذیری
adaptability سازش پذیری
imprinting نقش پذیری
irritability تحریک پذیری
incontrovertibility بحث نا پذیری
impressionability تاثیر پذیری
improvability بهبود پذیری
hereditability وراثت پذیری
generalizability تعمیم پذیری
passivity کنش پذیری
liquidity تسویه پذیری
adaptability انطباق پذیری
sociability معاشرت پذیری
inexhaustibility پایان نا پذیری
indocility تعلیم نا پذیری
indefeasibility فسخ نا پذیری
vulnerability اسیب پذیری
adaptability وفق پذیری
liquidity ابگون پذیری
fusibility گداز پذیری
accident proneness سانحه پذیری
acclimation اقلیم پذیری
acclimation بوم پذیری
acclimatization اقلیم پذیری
acclimatization بوم پذیری
acculturation فرهنگ پذیری
expansiveness انبساط پذیری
expandability بسط پذیری
additivity جمع پذیری
addressability نشانی پذیری
absorbency جذب پذیری
absorbability دراشام پذیری
flexibtlity انعطاف پذیری
flammability اشتعال پذیری
curability علاج پذیری
finitude پایان پذیری
feasibilty امکان پذیری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com