English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
color fastness درجه و میزان ثبات رنگ در مقابل نور و شستشو
Other Matches
fastness of bleaching ثبات رنگی در مقابل مواد سفید کننده
stiffest مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
stiff مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
stiffer مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
quantum درجه میزان
scale میزان مقیاس درجه
thermometre میزان الحراره درجه
thermometers میزان الحراره درجه
thermometer میزان الحراره درجه
stenotherm موجود غیر مقاون در مقابل تغییرات شدید درجه حرارت
degree of protection میزان تامین درجه حفافت
gradients درصد شیب میزان تغییر درجه حرارت یافشار هوا
gradient درصد شیب میزان تغییر درجه حرارت یافشار هوا
vat dyeing رنگرزی خمی [روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
poisson distribution این توزیع در حقیقت یک توزیع احتمال برای متغیرهای تصادفی ناپیوسته است که دران میزان احتمال بسیارکوچک و در مقابل تعدادمشاهدات بسیار زیاد است
paired registers دو ثبات پایه با اندازه کلمه که با هم به عنوان یک ثبات با طول زیاد به کار می روند.
bond albedo نسبت میزان نور بازتابش شده به میزان نوربرخوردکرده
availability میزان در دسترس بودن میزان امادگی زمان تعمیرناو
arithmetic register ثبات حسابی ثبات محاسباتی
air stability وضعیت ثبات جوی در طبقات مختلف وضع ثبات جوی
beam attack تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
tunes میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
tune میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
elevation indicator صفحه مدرج درجه طبلک درجه
shoulder patch درجه روی بازوی درجه داران
sighting bar ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
third class درجه سوم بلیط درجه 3
third-class درجه سوم بلیط درجه 3
superelevation درجه ارتفاع درجه بلندی
laundering شستشو
washing شستشو
launder شستشو
elution شستشو
scouring شستشو
embrocations شستشو
leaching شستشو
lixiviation شستشو
lavation شستشو
purification شستشو
lotion شستشو
lotions شستشو
laundered شستشو
embrocation شستشو
launders شستشو
souse شستشو
washed شستشو
bathing شستشو
ablutions شستشو
bathed شستشو
washes شستشو
ablution شستشو
imbathe شستشو
cleaning شستشو
bath شستشو
wash شستشو
wash اب دادن شستشو
wash شستشو دادن
acid leach شستشو با اسید
purification شستشو تصفیه
washed شستشو دادن
wash oil روغن شستشو
wash out شستشو کردن
washable قابل شستشو
washed اب دادن شستشو
washes شستشو دادن
washes اب دادن شستشو
to take a bath شستشو کردن
cleaning process فرایند شستشو
washer شستشو کننده
washers شستشو کننده
embrocate شستشو دادن
abluent شستشو دهنده
imbathe شستشو کردن
ablutomania وسواس شستشو
cleaning door دریچه شستشو
imbathe شستشو دادن
flush tank حوضچه شستشو
acid dip شستشو با اسید
cleaning room اطاق شستشو
rinser شستشو کننده
debenzolation شستشو با بنزول
levigate شستشو دادن
water extraction آبگیری [پس از شستشو]
self adjusting بخودی خود میزان شونده خود میزان
sighting leaf ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
bathes استحمام کردن شستشو
bathe استحمام کردن شستشو
tubber گازر شستشو دهنده
rinsed با اب پاک کردن شستشو
elutriation شستشو با اب فرسایش انتخابی
leaching تصفیه بوسیله شستشو
wash away با شستشو پاک کردن
wash off با شستشو پاک کردن
dehydration [آبگیری فرش پس از شستشو]
scrubbing process فرایند شستشو و تصفیه
lave چکیدن شستشو کردن
sediment escape ساختمانهای تخلیه و شستشو
wash out محو کردن شستشو
rinse با اب پاک کردن شستشو
rinses با اب پاک کردن شستشو
back blowing عمل شستشو و توسعه چاه
change (one's) mind <idiom> مغز کسی را شستشو دادن
shampoo باشامپویا سرشوی شستشو دادن
shampoos باشامپویا سرشوی شستشو دادن
absterge تمیز کردن شستشو دادن
isobath خطوط میزان منحنی نقشه عمق نما خطوط میزان عمق
abstergent شستشو دهنده ماده پاک کننده
bleaching materiel پودر شستشو برای رفع الودگی عوامل شیمیایی
lavage انجدان رومی شستشوی معده یازخم شستشو دادن
leachate مایعی که بوسله شستشو ازخاک یا واسطه دیگری بگذرد
lixiviate تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
needle bath شستشو در زیر ابی که با دانههای خیلی ریز بر تن میریزد
auxiliary contours خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
brevet درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
raw wool پشم خام [پشمی که هیچگونه عملیات سفیدگری یا شستشو روی آن صورت نگرفته باشد.]
at the fore <adv.> در مقابل
opposite مقابل
opposites مقابل
in consideration of در مقابل
in front <adv.> در مقابل
in the front <adv.> در مقابل
at the front <adv.> در مقابل
titles مقابل
fore <adv.> در مقابل
at front <adv.> در مقابل
vis-a-vis مقابل
vis a vis مقابل
versus prep در مقابل
versus در مقابل
anti در مقابل
opposed مقابل
as opposed to در مقابل
title مقابل
as compared to در مقابل
opposite the house مقابل خانه
dead against درست مقابل
contralateral muscles عضلات مقابل
contrary مقابل خلاف
off مقابل عازم
counter weight وزنه مقابل
orientated هدف مقابل
counterparts نقطه مقابل
counterpart نقطه مقابل
point blank مقابل هدف
point-blank مقابل هدف
from opposite directions از دو طرف مقابل
on payment در مقابل وجه
obverse طرف مقابل
inverse برعکس مقابل
in comparison to [compared with] در قبال [در مقابل]
respondent طرف مقابل
water resistance مقاومت در مقابل اب
alternative hypothesis فرضیه مقابل
opposed piston engine موتورپیستون مقابل
respondents طرف مقابل
counterpoint نقطه مقابل
anti thesis وضع مقابل
counterweight وزنه مقابل
counterweights وزنه مقابل
depth contour خطوط میزان منحنی عمق میزان منحنی عمق اب
caps در مقابل حالت کوچک
forwarded حرکت به جلو یا مقابل
block دفاع در مقابل ابشار
blocked دفاع در مقابل ابشار
blocks دفاع در مقابل ابشار
rival طرف مقابل دعوا
rivaled طرف مقابل دعوا
rivaling طرف مقابل دعوا
rivalled طرف مقابل دعوا
rivalling طرف مقابل دعوا
torsional rigidity استحکام در مقابل پیچش
forward حرکت به جلو یا مقابل
flood protection حفافت در مقابل طغیان
light resistance مقاومت در مقابل نور
front wall دیوار مقابل اسکواش
mouse مقابل حساسیت Mouse
mouses مقابل حساسیت Mouse
opposit stroke pistons پیستون مقابل گرد
sonnal deung مقابل تیغه دست
equity versus efficiency برابری در مقابل کارائی
laws versus tendencies قوانین در مقابل تمایلات
kukutsu dachi ایستادن در مقابل حریف
release documents against واگذاری اسناد در مقابل
drip proof enclosure حفافت در مقابل ریزش اب
documents against payment اسناد در مقابل پرداخت
shell proof مقاوم در مقابل گلوله
capitals در مقابل حالت کوچک
passing on the oath to the other party رد قسم به طرف مقابل
driveway راه مقابل خانه
countered مقابل دستگاه شمارنده
counter مقابل دستگاه شمارنده
wear resistance مقاومت در مقابل سایش
boring stay قسمت ساکن مقابل
antipode نقطهء مقابل یا متقاطر
cash against documents پول در مقابل اسناد
hardest سخت در مقابل نرم
harder سخت در مقابل نرم
aboral نقطه مقابل دهان
rivals طرف مقابل دعوا
hard سخت در مقابل نرم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com