English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
somnolent درحالت خواب وبیدار
Other Matches
mesmeric مربوط بخواب مصنوعی درحالت خواب مغناطیسی گیرنده
walras law براساس این قانون در تعادل عمومی بازارها با دخالت بازار پول چنانچه تعدادی بازار کالا درحالت تعادل قرارداشته باشنددر این صورت بازار بعدی که میتواند بازار پول باشد نیز درحالت تعادل قرار خواهدداشت
in re درحالت
the early bird catches the worm <proverb> کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
somnambulist کسیکه در خواب راه میرود وابسته به راهروی درخواب خواب گرد
subconscious درحالت ناخوداگاهی
anticipative درحالت انتظار
subconsciously درحالت ناخوداگاهی
stationary state تعادل درحالت سکون
passiveness فعل درحالت مجهول
narcolepsy حالت خواب الودگی ومیل شدیدبه خواب
night gown جامه خواب زنان و کودکان پیراهن خواب
scolex کرم کدو درحالت جنینی
nominative indepdent اسمی که درحالت نداواقع شود
hypnoid نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
hypnoidal نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
cackles صدای مرغ درحالت تخم گذاری
tenterhooks <idiom> درحالت معلق یا کش دادن به دلیل نا معلومی
In a state of despair(anxiety,etc). درحالت یأس ونومیدی (تشویش وغیره )
cackle صدای مرغ درحالت تخم گذاری
cackled صدای مرغ درحالت تخم گذاری
cackling صدای مرغ درحالت تخم گذاری
mafrash مفرش [واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
aerostatics علمی که درمورد گازها درحالت سکون و تعادل بحث میکند
somnific خواب اور خواب الود
hypnagogic خواب اور خواب کننده
dogsleep خواب زودبر خواب دروغی
hypnogogic خواب اور خواب کننده
dreamiest خواب مانند خواب الود
morpheus الهه خواب خواب پرور
dreamy خواب مانند خواب الود
dreamier خواب مانند خواب الود
night dress جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
He is fast asleep. خواب خواب است
home row ردیفی از کلیدها روی صفحه کلید که انگشتان شخص درحالت عادی روی انها قرارمی گیرد
sleep خواب
sleeping خواب
isocline هم خواب
floor gully کف خواب
post dormitum پس خواب
noctambulation خواب
noctambulism خواب
bedfellow هم خواب
bedfellows هم خواب
sleepless بی خواب
napping خواب
watchfulness بی خواب
napped خواب
dream خواب
dreaming خواب
nap خواب
dreamed خواب
dreams خواب
asleep خواب
naps خواب
sleeps خواب
shut-eye خواب
hypnopompic خواب و بیدار
sleep spindles دوکهای خواب
hypnology خواب شناسی
hypnosis خواب در اثرتلقین
drowsy خواب الود
hypnic خواب اور
hypnologist خواب شناس
lights out ساعت خواب
hypnophobia خواب هراسی
hypnosis خواب مصنوعی
hypnopompic خواب زدا
doziest خواب الود
drowsier خواب الود
drowsiest خواب الود
hypnopompic hallucination توهم پس خواب
dozier خواب الود
dozy خواب الود
interpretation of a dream تعبیر خواب
hypnopompic بی خواب کننده
hypnolepsy حمله خواب
hypnoidal خواب گونه
get off to sleep خواب رفتن
mummy bag کیسه خواب
bed room اطاق خواب
cataplexy خواب حیوانی
footsack کیسه خواب
hypersomnia خواب زدگی
coved cornice قرنیز کف خواب
drowsihead خواب الودگی
dreamful خواب مانند
dogsleep خواب سبک
narcolepsy حمله خواب
he is a او خواب است
bed clothes جامه خواب
hypnoid خواب گونه
an interpreter of dreams خواب تعبیر کن
antihypnotic خواب شکن
hypnogenic zone ناحیه خواب زا
hypnogenic خواب انگیز
hypnogenesis ایجاد خواب
hypnagogic خواب اور
hypnos or nus رب النوع خواب
drowsihead سنگینی خواب
dream reader خواب تعبیرکن
steeped in slumber مست خواب
sopor خواب عمیق
sopite خواب کردن
somnolism خواب مصنوعی
somnolence خواب الودگی
somnifugous خواب زدا
somniferous خواب اور
somnifacient خواب الود
somnifacient خواب اور
somnambulistic خواب گرد
somnambulism خواب گردی
somnambulation خواب گردی
slumbrous خواب الود
the new of dreams عالم خواب
to lull to sleep خواب کردن
Beauty sleep . خواب ناز
Womens dreams go by contraries. خواب زن چپ است
wool-gathering خواب و خیال
nightshirts پیراهن خواب
nightshirt پیراهن خواب
nightlights چراغ خواب
nightlight چراغ خواب
beauty sleep خواب اضافی
uprise از خواب برخاستن
to sleep fast خواب خوش
to rock to sleep خواب کردن
to put to bed خواب کردن
to oversleep oneself خواب ماندن
slumbrous خواب اور
slumbery خواب الود
slumbery خواب اور
parasomnia نابهنجاری خواب
paradoxical sleep خواب تناقضی
pajama لباس خواب
oneirocritic خواب تعبیر کن
noctambulant در خواب راه رو
night suit جامه خواب
night robe لباس خواب
night gown خواب جامه
to fall asleep به خواب رفتن
night clothes جامه خواب
narcosis خواب شیمیایی
narcitic خواب اور
mesmerism خواب مغناطیسی
to doze off به خواب رفتن
predormitum پیش خواب
profound sleep خواب سنگین
slumberous خواب الود
slumberous خواب اور
slumb خواب ژور
slumb خواب الود
sleeplike خواب مانند
sleeplike مثل خواب
sleepiness خواب الودی
somniloquy خواب گفتاری
sleep talking خواب گفتاری
sleep deprivation محرومیت از خواب
sleep center مرکز خواب
silent hours ساعات خواب
maya خواب و خیال
opiates خواب اور
drowsiness خواب الودگی
dream خواب دیدن
dreamed خواب دیدن
dreaming خواب دیدن
dreams خواب دیدن
nap خواب نیمروز
dreamt خواب دیدن
oversleep خواب ماندن
opiate خواب اور
piled خواب پارچه
pile خواب پارچه
bedtimes وقت خواب
bedtime وقت خواب
overslept خواب ماندن
oversleeps خواب ماندن
oversleeping خواب ماندن
watchful بی خواب دقیق
napped خواب نیمروز
napping خواب نیمروز
naps خواب نیمروز
terrace بهار خواب
terraces بهار خواب
dressing gown لباس خواب
soporific خواب الود
soporific خواب اور
hypnotic خواب اور
hypnotic تولیدکننده خواب
sleepers خواب رونده
sleeper خواب رونده
sleepier خواب الود
sleepiest خواب الود
sleepy خواب الود
lay خواب طناب
plushiest خواب دار
dreamlike خواب مانند
lays خواب طناب
siestas خواب نیمروز
siesta خواب نیمروز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com