English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 154 (7 milliseconds)
English Persian
sejant درحال چمباتمه زدن
Other Matches
pounces درحال خیز درحال حمله با چنگال باچنگال ربودن
pounce درحال خیز درحال حمله با چنگال باچنگال ربودن
pounced درحال خیز درحال حمله با چنگال باچنگال ربودن
pouncing درحال خیز درحال حمله با چنگال باچنگال ربودن
in plant درحال رویش درحال رشد
squatters چمباتمه زن
squatter چمباتمه زن
lotus position چمباتمه لوتوسی
ruck چمباتمه زدن
squatting چمباتمه زدن
rucks چمباتمه زدن
squatted چمباتمه زدن
squat چمباتمه زدن
squats چمباتمه زدن
to hunker down چمباتمه نشستن
squatting position وضعیت چمباتمه در تیراندازی
squatted قوز کردن محل چمباتمه زنی
squatting قوز کردن محل چمباتمه زنی
squats قوز کردن محل چمباتمه زنی
squat قوز کردن محل چمباتمه زنی
swatted ضربت سخت خوردن یازدن چمباتمه نشستن
swatting ضربت سخت خوردن یازدن چمباتمه نشستن
swat ضربت سخت خوردن یازدن چمباتمه نشستن
squatted وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squats وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squat وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squatting وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
feverous درحال تب
reelingly درحال تلوتلو
on the boil درحال جوشیدن
on stream درحال فعالیت
blushingly درحال شرمندگی
perdu درحال کمین
in child birth درحال زایمان
amort درحال مرگ
on one's knees درحال خضوع
kissing kind درحال اشتی
aglow درحال اشتعال
perdue درحال کمین
suspense درحال تعلیق
in a wrought up state درحال عصبانی
struck درحال اعتصاب
perlexedly درحال اشفتگی
dormant درحال کمون
moribund درحال نزع
dying درحال نزع
functioning درحال کار
nascent درحال تولد
latent درحال کمون
stations جا درحال سکون
stationed جا درحال سکون
station جا درحال سکون
amok درحال جنون
high water دریا درحال مد
at the present moment درحال حاضر
suspensive درحال توقف
For the time being. At peresent. presently. درحال حاضر
sejant درحال جلوس
ongoing درحال پیشرفت
to be on the grin درحال پوزخندبودن
shiveringly درحال لرز
suspensive درحال تعلیق
goods intake کالاهای درحال تحویل
saleintiant درحال جست وخیز
sobersided فروتن درحال هوشیاری
flutteringly درحال اشفتگی مضطربانه
flagrante delicto درحال ارتکاب جرم
goods inwards کالاهای درحال تحویل
goods receiving کالاهای درحال تحویل
overtaking vessel ناو درحال سبقت
pounce درحال حمله با پنجه
ramblingly درحال گردش یاولگردی
the belligernt powers دولتهای درحال جنگ
saleint درحال جست وخیز
in one's cups درحال میگساری و مستی
swing up درحال تاب خوردن
about to do something <idiom> درحال انجام کاری
fall into abeyance درحال وقفه افتادن
enravish درحال جذبه انداختن
hang-ups درحال معلق ماندن
hang up درحال معلق ماندن
hovers درحال توقف پر زدن
hovered درحال توقف پر زدن
hover درحال توقف پر زدن
hanging اویزان درحال تعلیق
pouncing درحال حمله با پنجه
pounces درحال حمله با پنجه
pounced درحال حمله با پنجه
enrapture درحال جذبه انداختن
declining industry صنعت درحال تنزل
jump kick شوت درحال پرش
sacking درحال یورش وچپاول
tranquil بی جنبش درحال سکون
rising درحال ترقی یا صعود
hang-up درحال معلق ماندن
fliers درحال پرواز گردونه تیزرو
rehabilitant بیمار یا معلول درحال نوتوانی
sniffling درحال عطسه صحبت کردن
sniffles درحال عطسه صحبت کردن
The ship is loading. کشتی درحال بارگیری است
gaggle هواپیماهای بی موتور درحال پرواز
to grind out an oath درحال دندان قرچه سوگندیادکردن
to dye in the wool درحال خامی رنگ کردن
to dye in grain درحال خامی رنگ کردن
sliding tackle تکل درحال لیز خوردن
gaggles هواپیماهای بی موتور درحال پرواز
sniffled درحال عطسه صحبت کردن
present arms سلام درحال پیش فنگ
sniffle درحال عطسه صحبت کردن
flier درحال پرواز گردونه تیزرو
flyer درحال پرواز گردونه تیزرو
flyers درحال پرواز گردونه تیزرو
intermediate stock موجودی کالاهای درحال ساخت
streamer نوار یاپرچم درحال اهتزاز
is on the wane درحال کاهش یا نقصان است
streamers نوار یاپرچم درحال اهتزاز
Irans industry is progressing. صنعت ایران درحال ترقی است
underway replenishment تجدید سوخت و تدارکات درحال حرکت
to souse a burning house اب پاشیدن روی خانه درحال سوختن
cell phone users while driving کاربران تلفن همراه درحال رانندگی
spot کمک به ژیمناست درحال انجام حرکت
the dying father said پدر که درحال مردن بود گفت
at this stage <adv.> درحال حاضر [عجالتا] [اکنون ] [فعلا]
at this time <adv.> درحال حاضر [عجالتا] [اکنون ] [فعلا]
spots کمک به ژیمناست درحال انجام حرکت
hibernation بسربردن زمستان درحال خواب یا بیهوشی
in suspense درحال تعطیل یابی تکلیفی معلق
Prices are rising ( falling ) . قیمت ها درحال افزایش (کاهش ) هستند
pit a pat با ضربات تند و متوالی درحال ضربان
transients ناو یا کشتی یا هواپیمای درحال نقل و انتقال
transient ناو یا کشتی یا هواپیمای درحال نقل و انتقال
hang ten سواری تخته موج درحال جلوبودن 01 انگشت پا
die توپی که درحال افتادن برروی زمین است
neutrino ذره کوچک فراری با جرم درحال سکون صفر واپسین 5/0
heels کج شدن قایق از یک طرف قسمت بالایی بدنه تفنگ درحال هدفگیری
heel کج شدن قایق از یک طرف قسمت بالایی بدنه تفنگ درحال هدفگیری
spitting در رهگیری هوایی یعنی درحال رها کردن بویههای صوتی ضد زیردریایی هستم
orbiting در رهگیری هوایی یعنی درحال چرخش یا دور بزنید وهدف را جستجو کنید
transient پرسنلی که در حال نقل و انتقال می باشند درحال توقف یا لنگر موقت درفرودگاه یا بندر
unpopulated تخته مدار چاپ شده که درحال حاضر عنصری ندارد یا سوکت آن خالی است
controllable twist تیغه رتورهلیکوپتر که میتوان زاویه برخورد انرا درحال پرواز از ریشه تا نوک تغییرداد
transients پرسنلی که در حال نقل و انتقال می باشند درحال توقف یا لنگر موقت درفرودگاه یا بندر
stranger در رهگیری هوایی یعنی یک هواپیمای ناشناس با گرا ومسافت و ارتفاع داده شده درحال امدن است
lamber کسیکه میش را هنگام زاییدن توجه میکند میشی که درحال زاییدن است
transient target هدف موقت هدف درحال حرکتی که مدت کمی در میدان دید قرار می گیرد
stream takeoff حالت موجی هواپیماها درحال برخاستن پشت سر هم پرواز از روی باند به صورت موج پشت سر هم
perdu or due درحال کمین کمین کنان
picketings اعضای اتحادیه کارگری که درحال اعتصاب خارج از محل کار خود جمع می شوند تادیگران را نیز به اعتصاب وادارند و نیز خریداران را ازخرید منصرف کنند
choreograph طرح رقص یا بالت را ریختن درحال رقص یا بالت بودن
choreographs طرح رقص یا بالت را ریختن درحال رقص یا بالت بودن
choreographed طرح رقص یا بالت را ریختن درحال رقص یا بالت بودن
choreographing طرح رقص یا بالت را ریختن درحال رقص یا بالت بودن
pit a pat درحال بال بال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com