English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
gooseberry bush درخت انگور وحشی
Other Matches
grapevines درخت انگور
grapevine درخت انگور
madrona توت فرنگی درخت انگور خرس
grapevine [تزئینی به شکل درخت انگور] [معماری]
caprifig درخت انجیر وحشی
brutify وحشی یا حیوان صفت کردن وحشی شدن
wild fowl مرغان وحشی پرندگان وحشی
ferae naturae وحشی ذاتا وحشی
rootery توده ریشه وکنده درخت درباغها که درخت روی ان میکارند
papaw درخت پاپااو یا درخت نخل امریکای جنوبی
ceiba درخت گل ابریشم گرمسیری درخت پنبه هندی
underbrush درخت کوچک روینده درزیر درخت
grapes انگور
blood of the grape اب انگور
nightshade سگ انگور
grape انگور
the juice of the grape اب انگور
to twitch off grapes انگور چیدن
vintage انگور چینی
gooseberries انگور فرنگی
gooseberry انگور فرنگی
rareripe انگور زود رس
muscatel انگور مشک
scuppernong انگور مشک
malvasia نوعی انگور
vintages انگور چینی
grape stone هسته انگور
grape stone دانه انگور
grapy شبیه انگور
muscadine انگور مشک
muscatel انگور یاشراب موسکاتل
aciniform انگور مانند خوشهای
botryoidal شبیه خوشه انگور
muscadine باده انگور مشک
viniculture پرورش انگور شراب
scuppernong شراب انگور مشک
myrica درخت شیشعان درخت موم
botryoidal دارای شکل خوشه انگور
vintage year سال وفور محصول انگور
winegrower کشتگر انگور کسیکه انگورمیکارد
riesling انگور سفید نواحی راین
stum شیره انگور باده تازه
winepress ماشینی که اب انگور رامیگیرد چرخشت
vintages فصل انگور چینی محصول
vintage فصل انگور چینی محصول
madrono توت فرنگی درختی انگور خرس
madrone توت فرنگی درختی انگور خرس
fox grape انگور ترش نواحی شمال شرقی امریکا
viticulture صنعت شرابسازی زراعت انگور برای تهبیه شراب
tokay انگور سفید یا ارغوانی بیضی شراب شیرین مجارستان
Foxes when they cannot reach the grapes say they a. <proverb> روباه دستش به انگور نمى رسد مى گوید ترش است .
thyrsus نیزهای که سر ان میوه کاج ویا شاخه انگور نصب شده
gambier درخت کاد هندی درخت کاد اصفر
gambir درخت کاد هندی درخت کاد اصفر
Cypress design طرح درخت سرو [سرو بعنوان اسطوره سرسبزی و سرافرازی و قامت بلند در اکثر طرح های ایران خصوصا فرش، جای خاص خود را داشته و عده ای طرح بته جقه را جلوه ای از درخت سرو دانسته اند.]
hare brained وحشی
feral وحشی
unmannerly وحشی
ruttish وحشی
gris وحشی
anthropophagus وحشی
ungovernable وحشی
ruffians وحشی
Gothic وحشی
savage وحشی
ruffian وحشی
undaunted وحشی
truculent وحشی
ferocious وحشی
savaged وحشی
barbaric وحشی
uncivilized وحشی
unshapen وحشی
sylvatic وحشی
savages وحشی
rambunctious وحشی
wilds وحشی
wildest وحشی
wild وحشی
unshaped وحشی
ferine وحشی
savaging وحشی
barbarous وحشی
boarish وحشی
meander border [طرح پیچ در پیچ و منقطع در حاشیه با مخلوطی از گل ها و پیچک های انگور]
bullocks گوساله وحشی
bestiality وحشی گری
savaged وحشی شدن
wildcat گربه وحشی
wildcats گربه وحشی
brutalizes وحشی شدن
wildness وحشی گری
tiger cat گربه وحشی
cheetahs یوزپلنگ وحشی
parsnip زردک وحشی
parsnips هویج وحشی
parsnips زردک وحشی
cheetah یوزپلنگ وحشی
brutalised وحشی شدن
brutalises وحشی شدن
brutalising وحشی شدن
brutalize وحشی شدن
brutalized وحشی شدن
buffalo گاو وحشی
brutalizing وحشی شدن
mallard اردک وحشی
Wild West غرب وحشی
semi barbarian نیم وحشی
savage وحشی کردن
toadflax کتان وحشی
bullock گوساله وحشی
wildfowl اردک وحشی
savage وحشی شدن
mallards اردک وحشی
wildling حیوان وحشی
wild rice برنج وحشی
parsnip هویج وحشی
buffaloes گاو وحشی
barbarise وحشی کردن
mustang اسب وحشی
on the same p as the savages درترازو وحشی ها
onion couch یکجور جو وحشی
onion grass یکجور جو وحشی
charlock خردل وحشی
imbrute وحشی شدن
headaches خشخاش وحشی
headache خشخاش وحشی
gross وحشی توده
barbarize وحشی کردن
grossed وحشی توده
grosser وحشی توده
grosses وحشی توده
manlike جنس نر وحشی
grossest وحشی توده
grossing وحشی توده
horsemint نعناع وحشی
savaged وحشی کردن
fellness وحشی گری
feral child کودک وحشی
saracen کافر وحشی
savaging وحشی کردن
uncivil وحشی بی ادب
uncivilly وحشی بی ادب
savaging وحشی شدن
gothicism وحشی گری
savages وحشی شدن
farouche وحشی صفت
savages وحشی کردن
wildlife حیوانات وحشی
barbarize بیگانه یا وحشی شدن
wild beasts جانوران وحشی وحوش
barbarise وحشی گری کردن
barbarian ادم وحشی یابربری
barbarians ادم وحشی یابربری
sheldrake اردک وحشی دریایی
marijuana تنباکوی وحشی بیابانی
marihuana تنباکوی وحشی بیابانی
feral حیوان شکاری وحشی
brent یکجورغاز وحشی کوچک
troglodyte انسانهای غارنشین وحشی
the african savages وحشی های آفریقا
ferocity وحشی گری سبعیت
greylag غاز وحشی اروپایی
styrax بوته وحشی جاوی
leopards پلنگ گربه وحشی
leopard پلنگ گربه وحشی
wildfowler شکارچی غاز وحشی
wild parsley انواع هویج وحشی
madcap ادم بی پروا و وحشی
buffs گاو وحشی زردنخودی
perfection of savagery کمال وحشی گری
mallards نوعی مرغابی وحشی
perfection of savagery نهایت وحشی گری
buff گاو وحشی زردنخودی
ruffianly گردن کلفت وحشی
brutal حیوان صفت وحشی
mallard نوعی مرغابی وحشی
catamount ادم پس کوهی و وحشی صفت
wilding گیاه یا میوه خودرو وحشی
polecats موش خرمای وحشی اروپایی
charreada سواری مکزیکی اسب وحشی
passenger pigeon کبوتر وحشی امریکای شمالی
brutalises وحشی یا حیوان صفت کردن
reclaim animal حیوانات وحشی تربیت شده
polecat موش خرمای وحشی اروپایی
warren محل نگهداری حیوانات وحشی
brutalized وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalize وحشی یا حیوان صفت کردن
masterwort سنبل ختایی جاوه وحشی
catamountain ادم پس کوهی و وحشی صفت
brutalizes وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalising وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalizing وحشی یا حیوان صفت کردن
warrens محل نگهداری حیوانات وحشی
wild eyed دارای چشمان وحشی وخیره
brutalised وحشی یا حیوان صفت کردن
saddle bronc riding سواری بر اسب وحشی برای 01 ثانیه
cougars گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
diana الههء ماه وشکار حیوانات وحشی
cougar گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com