English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
nursery man درخت کار صاحب تلمبار
Other Matches
cocoonery تلمبار
silkworm nursery تلمبار
jointer صاحب شیره کش خانه صاحب مشروب فروشی
rootery توده ریشه وکنده درخت درباغها که درخت روی ان میکارند
ceiba درخت گل ابریشم گرمسیری درخت پنبه هندی
papaw درخت پاپااو یا درخت نخل امریکای جنوبی
underbrush درخت کوچک روینده درزیر درخت
myrica درخت شیشعان درخت موم
gambier درخت کاد هندی درخت کاد اصفر
gambir درخت کاد هندی درخت کاد اصفر
Cypress design طرح درخت سرو [سرو بعنوان اسطوره سرسبزی و سرافرازی و قامت بلند در اکثر طرح های ایران خصوصا فرش، جای خاص خود را داشته و عده ای طرح بته جقه را جلوه ای از درخت سرو دانسته اند.]
master صاحب
padrone صاحب
masters صاحب
owners صاحب
ownerless بی صاحب
mastered صاحب
owner صاحب
lord صاحب
lords صاحب
masters ارباب صاحب
laird صاحب زمین
shop keeper صاحب دکان
unowned بی صاحب بیمالک
lairds صاحب زمین
stock holder صاحب سهم
beneficent صاحب کرم
Distinguished . Titled. صاحب عنوان
office-holders صاحب مقام
office-holder صاحب مقام
titlist صاحب سندمالکیت
homeowners صاحب خانه
resolute صاحب عزم
homeowner صاحب خانه
slaveholder صاحب برده
printers صاحب چاپخانه
printer صاحب چاپخانه
stockholders صاحب سهم
stockholder صاحب سهم
shareholders صاحب سهم
shareholder صاحب سهم
restaurateurs صاحب رستوران
restaurateur صاحب رستوران
clear-sighted صاحب نظر
inviolable صاحب حرمت
mastered ارباب صاحب
master ارباب صاحب
landlady زن صاحب ملک
landladies زن صاحب ملک
landowners صاحب ملک
landowner صاحب ملک
industrialist صاحب صنعت
shipowner صاحب کشتی
feudary صاحب تیول
licence owner صاحب امتیاز
liege صاحب تیول
building owner صاحب کار
man of place صاحب منصب
man of place صاحب مقام
manufaturer صاحب کارخانه
master of the time صاحب الزمان
assayer صاحب عیار
monopolist صاحب انحصار
landholder صاحب ملک
land lady زن صاحب ملک
concessionaire صاحب امتیاز
feudatory صاحب تیول
free ball توپ بی صاحب
grantee صاحب امتیاز
in power صاحب مقام
in the saddle صاحب اختیار
concessioner صاحب امتیاز
concessionary صاحب امتیاز
no man's land سرزمین بی صاحب
notary public صاحب محضر
signatories صاحب امضا
restauranteur صاحب رستوران
officers صاحب منصب
officer صاحب منصب
seignior صاحب تیول
housemothers زن صاحب خانه
housemother زن صاحب خانه
innkeepers صاحب مسافرخانه
innkeeper صاحب مسافرخانه
signatory صاحب امضا
official صاحب منصب
waif مال بی صاحب
nursery man صاحب قلمستان
of consequence صاحب شان
officiary صاحب منصب
owner of a property صاحب ملک
manufacturers صاحب کارخانه
manufacturer صاحب کارخانه
permit holder صاحب جواز
planters صاحب مزرعه
planter صاحب مزرعه
sharecropper صاحب نسق
sovereign صاحب سیادت
licensee صاحب جواز
lessor صاحب ملک
stray جانور بی صاحب
straying جانور بی صاحب
strays جانور بی صاحب
titled صاحب لقب
benefactors صاحب خیر
benefactor صاحب خیر
sovereigns صاحب سیادت
licensees صاحب جواز
employers صاحب کار
industrialists صاحب صنعت
employer صاحب کار
owned صاحب چیزی بودن
innholder صاحب مهمانخانه یا مسافرخانه
owning صاحب چیزی بودن
owns صاحب چیزی بودن
office-holder صاحب منصب دولت
title-holder صاحب سند مالکیت
own صاحب چیزی بودن
staffs افسران صاحب منصبان
staffed افسران صاحب منصبان
office-holders صاحب منصب دولت
staff افسران صاحب منصبان
title-holders صاحب سند مالکیت
peer صاحب لقب اشرافی
to have something at one's disposal صاحب چیزی بودن
peered صاحب لقب اشرافی
peering صاحب لقب اشرافی
to have something صاحب چیزی بودن
endowed صاحب مال و مکنت
newspapermen صاحب وگرداننده روزنامه
housemothers زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
publican بیگانه صاحب میخانه
publicans بیگانه صاحب میخانه
at owner's risks به هزینه صاحب مال
signatories صاحب امضاء امضایی
signatory صاحب امضاء امضایی
res nullius مال بلا صاحب
prosecuting attorney صاحب منصب پارکه
pooh bah صاحب چندین مقام
martyologist صاحب تذکره شهدا
mansion house خانه صاحب تیول
chartered companies شرکتهای صاحب الامتیاز
challenge round مبارزه با صاحب عنوان
wharfinger صاحب لنگرگاه یابارانداز
housemother زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
placeman صاحب منصب اداری
to come into a property مالی را صاحب شدن
yachtsman صاحب کشتی تفریحی
yachtsmen صاحب کشتی تفریحی
lord paramount صاحب تیول عمده
boniface صاحب مهمانخانه ورستوران
owner's risk ریسک صاحب کالا
croupiers کمک صاحب بانک
polygraphs صاحب تالیفات بسیار
licensee صاحب جواز یا امتیاز
polygraph صاحب تالیفات بسیار
newspaperman صاحب وگرداننده روزنامه
in the saddle یراق صاحب مقام
i own that house من صاحب ان خانه هستم
proprietors صاحب حق طبق کتاب
holding company شرکت صاحب سهم
cotton spinner صاحب کارخانه نخ ریسی
proprietor صاحب حق طبق کتاب
licensees صاحب جواز یا امتیاز
estray جانوراواره وبی صاحب
infeoff صاحب ملک کردن
croupier کمک صاحب بانک
evangelist صاحب انجیل مژده رسان
patentee صاحب اختراع ثبت شدن
barton حیاط رعیتی صاحب ملک
portreeve صاحب منصبی که پایین ترازشهرداراست
gastrologist صاحب سر رشته درپختن وخوردن
waif بچه بی صاحب ادم دربدر
proprietorship صاحب ملک یامغازه بودن
stockholders صاحب موجودی ذخیره نگهدار
licensee صاحب جواز دارنده پروانه
stockholder صاحب موجودی ذخیره نگهدار
he is the owner of this house او صاحب این خانه است
licensees صاحب جواز دارنده پروانه
atentee صاحب اختراع ثبت شده
barkeeper باده فروش صاحب میکده
barkeep باده فروش صاحب میکده
equites سواره نظام صاحب امتیاز
manor houses خانه ارباب یا صاحب تیول
abandonee صاحب اشیاء ترک شده
patentee صاحب اختراع ثبت شده
batons عصا یا چوپ صاحب منصبان
confidnetial relationship with client حفظ اسرار صاحب کار
evangelists صاحب انجیل مژده رسان
baton عصا یا چوپ صاحب منصبان
old guard صنوف صاحب اعتبار قدیم
play the ball با دریبل صاحب توپ شدن
manor house خانه ارباب یا صاحب تیول
titleholder صاحب سند مالکیت دارای عنوان
owner's risk خطر یاخطرات به عهده صاحب کالا
gourmand صاحب سر رشته در خوراک شکم پرست
He is an authority on medical science . درعلم پزشکی صاحب نظر است
gourmands صاحب سر رشته در خوراک شکم پرست
seigniorage حق الضرب حق ویژه ارباب صاحب تیول
seignorage حق الضرب حق ویژه ارباب صاحب تیول
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com