English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 44 (4 milliseconds)
English Persian
eclat درخشش افتضاح
Other Matches
scintillation درخشش
glared درخشش
glares درخشش
shine درخشش
shines درخشش
luminosity درخشش
irradiation درخشش
fulguration درخشش
glare درخشش
sparkles درخشش
sparkled درخشش
radiation درخشش
sparkle درخشش
lustre جلوه درخشش
glitter درخشندگی درخشش
glitters درخشندگی درخشش
glittered درخشندگی درخشش
luminous power قوه درخشش
luster جلوه درخشش
wool shininess جلا و درخشش پشم
spangle درخشش باپولک مزین کردن
spangles درخشش باپولک مزین کردن
foul-up افتضاح
to stab in the back افتضاح
debacle افتضاح
foul-ups افتضاح
dTbGcles افتضاح
debacles افتضاح
scandal افتضاح
scandals افتضاح
scandalous افتضاح امیز
infamy افتضاح سابقه بد
ignominy افتضاح خواری
scandalization ایجاد افتضاح
inglorious افتضاح اور گمنام
To make a gaffe . <idiom> دسته گل به آب دادن [افتضاح کردن]
gamey چاشنی زده افتضاح اور
To put ones foot in it . <idiom> دسته گل به آب دادن [افتضاح کردن]
gamy چاشنی زده افتضاح اور
To drop a brick . <idiom> دسته گل به آب دادن [افتضاح کردن]
scandalmonger پخش کننده شایعات افتضاح امیز
scandalmongers پخش کننده شایعات افتضاح امیز
scandal sheet نشریه محتوی شایعات افتضاح امیز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com