Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English
Persian
purchase request
درخواست خرید جنس تقاضای عقد پیمان خرید
Other Matches
demanded
تقاضای خرید کالا
demands
تقاضای خرید کالا
demand
تقاضای خرید کالا
purchase notice agreements
پیمان خرید
purchase requisition
درخواست خرید
close price
دز خرید وفروش سهام حالتی را گویندکه قیمت خرید و فروش به هم خیلی نزدیک باشد
field buying
خرید کردن در صحرا خرید محلی
inelastic demand
تقاضای غیر قابل کشش تقاضا برای اجناسی که به علت گرانی بیش از حد فقط طبقه خاصی قادر به خرید ان می باشند
purchase price variance
سپرده اختلاف قیمت خرید سپرده تضمینی خرید
order
خرید سفارش خرید
central purchase
خرید اماد به طور تمرکزی خرید اماد به طور یکجا
to withdraw an application
صرف نظر کردن از تقاضای درخواست نامه ای
underwritten
خرید
purchased
خرید
shopping
خرید
procurement
خرید
underwrote
خرید
underwrites
خرید
underwrite
خرید
buys
خرید
buy
خرید
purchasing
خرید
buying
خرید
underwriting
خرید
purchase
خرید
purchases
خرید
bond servant
زر خرید
bondwoman
زن زر خرید
local purchase
خرید محلی
lump sum purchase
خرید یکجا
lump sum purchase
خرید کلی
buy
خرید کردن
hire purchase
خرید اقساطی
buys
خرید کردن
local purchase
خرید از محل
local procurement
خرید محلی
field buying
خرید در صحرا
forward purchase
خرید سلف
forward purchase
پیش خرید
forward purchasing
پیش خرید
futures exchange
خرید اتی
impulse buying
خرید بی مقدمه
bargain
خرید ارزان
monopsony
انحصار خرید
redemption
باز خرید
blanket buying
خرید کلی
monopolist
انحصار خرید
purchase order
سفارش خرید
to make a purchase
خرید کردن
purchase rate
نرخ خرید
purchasing analyst
تحلیل گر خرید
purchasing department
قسمت خرید
purchasing office
قسمت خرید
purchasing office
دفتر خرید
purchasing officer
مامور خرید
purchasing officer
مسئول خرید
purchasing patterns
الگوی خرید
rebuy
خرید مکرر
short covering
پیش خرید
redemption yield
بازده خرید
purchase order
دستور خرید
offer to purchase
پیشنهاد خرید
open purchase
خرید ازاد
purchasing power
قدرت خرید
purchasing power
توان خرید
oniomania
جنون خرید
procurement cycle
دوره خرید
purchasing department
دفتر خرید
purchasable
باب خرید
business
خرید یا فروش
businesses
خرید یا فروش
purchase notice agreements
قراردادهای خرید
dealing
خرید و فروش
regional purchase
خرید محلی
corners
خرید یکجا
buying rate
نرخ خرید
cornering
خرید یکجا
acquisition authority
اجازه خرید
corner
خرید یکجا
achate
عقیق خرید
shopping basket
سبد خرید
shopping cart
گاری خرید
conditions of purchase
شرایط خرید
bulk buying
خرید فله
counter purchase
خرید متقابل
bids
پیشنهاد خرید
bid
پیشنهاد خرید
credit purchase
خرید نسیه
buying price
قیمت خرید
coemption
خرید کل محصول
buyers market
بازار خرید
dear bought
گران خرید
real estate
خرید زمین
buyer's market
بازار خرید
advance purchase
خرید سلف
buying and selling
خرید و فروش
nundination
خرید و فروش
overbuy
در خرید افراط کردن
irredeemable
باز خرید نشدنی
open indent
سفارش خرید باز
off-market purchases
خرید در بیرون از بورس
preclusive buying
خرید پیشگیری کننده
procuance
تحصیل چیزی خرید
procuration
تحصیل چیزی خرید
call option
خرید به شرط خیار
purchase journal
دفتر روزنامه خرید
Examine it first before buying.
قبل از خرید امتحانش کن
automated purchasing
خرید بصورت اتوماتیک
value for money
قدرت خرید پول
purchase
خرید خریداری کردن
purchasing power of money
قدرت خرید پول
purchasing power parity
برابری قدرت خرید
purchasing research
تحقیق در خصوص خرید
real purchasing power
قدرت خرید واقعی
real account
حساب خرید املاک
on approval
خرید کالا به شرط
saleable
قابل خرید معاملهای
salable
قابل خرید معاملهای
stock trading
خرید و فروش سهام
procurement lead time
زمان انجام خرید
purchases
خرید خریداری کردن
brokerage
کارمزد خرید سهام
purchased
خرید خریداری کردن
course of dealing
دوره خرید و فروش
the longs
پیش خرید کنندگان
buy in advance
پیش خرید کردن
credit
خرید وفروش اعتباری
income effect
تناسب خرید با درامد
institute of purchasing and supply
موسسه خرید و عرضه
credits
خرید وفروش اعتباری
crediting
خرید وفروش اعتباری
credited
خرید وفروش اعتباری
bulk buying
خرید بصورت عمده
bulk buying
خرید درحجم زیاد
course of dealing
دوره مذاکرات خرید
current purchasing power
قدرت خرید فعلی
handles
خرید و فروش کردن
duopsony
انحصار دو جانبه خرید
duopsony
انحصار دو قطبی خرید
handle
خرید و فروش کردن
furriery
خرید وفروش خز خزدوزی
hedges
خرید و فروش تامینی
home trade
خرید وفروش داخلی
hedged
خرید و فروش تامینی
hedge
خرید و فروش تامینی
shop
کارخانه خرید کردن
shopped
کارخانه خرید کردن
shops
کارخانه خرید کردن
average purchase rate
نرخ متوسط خرید
blanket buying
خرید بصورت عمده
open purchase
خرید از بازار ازاد
collaborative purchase
خرید با تشریک مساعی
offer to purchase
پیشنهاد جهت خرید
hedging
خرید و فروش تامینی
oligopsony
خرید نیمه انحصاری
purchase ledger
دفتر بزرگ خرید
offer to buy something
حاضر به خرید چیزی شدن
boycotts
ازشرکت یا کشوری خرید نکردن
boycotting
ازشرکت یا کشوری خرید نکردن
boycotted
ازشرکت یا کشوری خرید نکردن
boycott
ازشرکت یا کشوری خرید نکردن
oligopsony
انحصار چند جانبه خرید
consumer credit
اعتباربرای خرید کالاهای مصرفی
bargain
قرارداد معامله خرید ارزان
bargains
قرارداد معامله خرید ارزان
contango
هزینههای دیرکرد خرید سهم
regional purchase
خرید از داخل منطقه پادگانی
preemptor
شریک دارای حق تقدم در خرید
package deals
مقاطعه در بست و خرید یکجا
impulse buying
خرید بدون برنامه ریزی
circulating medium
وسیله انتقال قدرت خرید
burse
مغازه یابازار خرید وفروش
credit cards
کارت یاورقه خرید نسیه
credit card
کارت یاورقه خرید نسیه
bargaining
قرارداد معامله خرید ارزان
acquisition authority
اعتبار خرید کالاو خدمات
bargained
قرارداد معامله خرید ارزان
i cannot a to buy that
استطاعت خرید انرا ندارم
package deal
مقاطعه در بست و خرید یکجا
futures market
بازار خرید و فروش سلف
shopping center
[American]
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
mall
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
commercial center
[American]
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
indenting
سفارش خرید از کشور بیگانه
retail park
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre
[British]
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
shopping center
[American]
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
indent
سفارش خرید از کشور بیگانه
indents
سفارش خرید از کشور بیگانه
retail shopping centre
[British]
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
strip mall
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
commercial center
[American]
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail park
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail centre
[British]
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
shopping centre
[British]
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
strip mall
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
shopping mall
[American]
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
mall
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
shopping mall
[American]
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
dealer
کسی که خرید و فروش میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com