Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (4 milliseconds)
English
Persian
up hill and down dale
دردره وماهور درهمه جا
Other Matches
at all points
درهمه جا
far and wide
درهمه جا
at all hours
<adv.>
درهمه اوقات
whether or not
درهمه حال
immanency
حضور درهمه جا
immanence
حضور درهمه جا
through thick and thin
درهمه حالی
anytime
<adv.>
درهمه اوقات
everywhere
درهمه جا درهرقسمت
any time
<adv.>
درهمه اوقات
at any time
<adv.>
درهمه اوقات
at all times
درهمه اوقات
to broad cast information
خبری که درهمه جا منتشرشود
to have a finger in every pie
درهمه کاری دخالت کردن
to broadcast seed
تخمی که درهمه جا پاشیده شود
world wide
مشهور جهان متداول درهمه جا
ubiquitous
همه جا حاضر موجود درهمه جا
exhaustively
چنانکه درهمه جزئیات واردشودیابحث کند
full timer
بچهای که درهمه ساعات اموزشگاه دراموزشگاه میما
immanent
دارای نفوذ کامل درسرتاسرجهان درهمه جاحاضر
wisenheimer
کسیکه معلومات سطحی درهمه چیز دارد
this word occurs in gulistan p
این واژه درهمه جای گلستان دیده میشود
platonic cycle or year
مدت گردش اجرام آسمانی درهمه مدارهای خود و برگشت آنها بوضوح نخستین
phenolic epoxy
خانوادهای از رزینها وچسبها که در مشتقات فنل کاربرد فراوان دارند و درهمه انها پلهای اکسیژن رابط رادیکالهای هیدروکربنی وجود دارد
she is a rosrtam in petticoats
درهمه چیز مانندرستم است جز اینکه زن است
coincidence circuit
یک مدارالکترونیکی که تنهادرصورت دریافت سیگنال درهمه ورودیها بصورت همزمان یا بسیار نزدیک بهم دارای سیگنال خروجی خواهدبود
rosettes
اشکال و الگوهای استانداردی برای بکارگیر مکانیزم تبدیل تغییر حاصل از تنش به سیگنالهای الکتریکی برای تنشها درهمه جهات
rosette
اشکال و الگوهای استانداردی برای بکارگیر مکانیزم تبدیل تغییر حاصل از تنش به سیگنالهای الکتریکی برای تنشها درهمه جهات
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com