English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
the smoke culs درد بصورت مارپیچی بالا می رود
Other Matches
barred spiral galaxy کهکشان مارپیچی مسدود کهکشان مارپیچی میله دار
cord yarn نخ ضخیم و چند لا که بصورت پود در بعضی از فرش های مشهد جهت اتمام زودتر فرش و یا جهت تفاوت با فرش های دیگر استفاده می شود . گاه در شیرازه بافی تارهای بالا نیز بکار می رود .
picker دلال و واسطه فرش [بصورت جزئی از خانه ها و حراجی ها فرش را خریداری کرده و بصورت عمده می فروشد.]
sinuous مارپیچی
chochleate مارپیچی
annular مارپیچی
spiral مارپیچی
helical مارپیچی
pinwheel مارپیچی
spirals مارپیچی
spiraled مارپیچی
anfractuous مارپیچی
toroid مارپیچی
spiraling مارپیچی
gyroidal مارپیچی
spiralled مارپیچی
spiralling مارپیچی
zigzags حرکت مارپیچی
helical structure ساختار مارپیچی
spindle stairs پلکان مارپیچی
spiral agitator همزن مارپیچی
spiral arms بازوهای مارپیچی
worm gear دنده مارپیچی
helical scanning مراقبت مارپیچی
helicon شیپوربرنجی مارپیچی
snakes مارپیچی بودن
barley-sugar ستون مارپیچی
zigzag حرکت مارپیچی
zigzagged حرکت مارپیچی
zigzagging حرکت مارپیچی
spiral galaxy کهکشان مارپیچی
spiral drill مته مارپیچی
vortiginous پیچاپیچ مارپیچی
snaked مارپیچی بودن
snake مارپیچی بودن
snake dance رقص مارپیچی
spiral beater همزن مارپیچی
snaking columns ستونهای مارپیچی
labyrinth پلکان مارپیچی
helical spring فنر مارپیچی
drills مته مارپیچی
drilled مته مارپیچی
drill مته مارپیچی
labyrinths پلکان مارپیچی
toroid سطح ایجادشده از خط مارپیچی
weaving حرکت مارپیچی ناو
wreaths نرده پلکان مارپیچی
helicoidal motion حرکت پیچی یا مارپیچی
wreath نرده پلکان مارپیچی
spindle stairs راه پله مارپیچی
helical حلزونی شکل مارپیچی
winding مارپیچی رود پیچ
coil spring فنر مارپیچی شکل
rivulose دارای خطوط مارپیچی
terrtorialize محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
double helical gear چرخ دندانه مارپیچی دوبل
acyclic غیر قابل چرخش مارپیچی
helical scanning بازرسی وتجسس مارپیچی با رادار
whorl مارپیچی حلقه یا پیچ خوردن
whorls مارپیچی حلقه یا پیچ خوردن
snake دارای حرکت مارپیچی بودن
snaked دارای حرکت مارپیچی بودن
snakes دارای حرکت مارپیچی بودن
spiral scanning مراقبت و تجسس منطقه به طور مارپیچی
hyperbolic navigation ناوبری مارپیچی با استفاده ازبی سیم
saddle bag خورجین [اینگونه قالیچه ها بصورت قرینه بافته می شوند.گاه مجزا بوده و سپس به یکدیگر متصل می شوند و یا بصورت یک تکه که در وسط ساده است بافته می شوند.]
automatic hobbing machine ماشین فرز چرخ دنده مارپیچی خودکار
hob فرز چرخ دنده مارپیچی سمبه پرسکاری
hobs فرز چرخ دنده مارپیچی سمبه پرسکاری
variable stroke پمپ مایعی با پیستونهایی بصورت محوری یا خطی که بصورت محوری یا خطی نوسان میکند
newels تیری که محور اصلی پلکان مارپیچی را تشکیل میدهد
newel تیری که محور اصلی پلکان مارپیچی را تشکیل میدهد
peach design نقش هلو [این نقش هم بصورت شکوفه درخت هلو به نشانه بهار و هم بصورت میوه به نشانه طول عمر در فرش های چین بکار می رود.]
spinwriter چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
vitrify بصورت شیشه در اوردن بصورت شیشه درامدن
monofilament الیاف تک رشته بلند [این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
vertically از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
castle style [نوعی معماری قرن هجدهم میلادی با کنگره و مزغل و پله های مارپیچی]
malthusian law of population نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
star design طرح ستاره ای شکل [این طرح به گونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. گاه بصورت ترنج و گاه بصورت تزئین در متن.]
the clouds above ابرهای بالا یا بالا سر
pomegrenate design طرح گل اناری [این طرح در گل های شاه عباسی فرش ایران، در فرش های چینی بصورت درخت انار و در فرش های ترکستان و قفقاز بصورت میوه انار به همراه شاخ و برگ استفاده می شود.]
peacock طرح طاووس [این طرح در فرش های ایرانی، چینی، مغولی، قفقازی و ترکیه بصورت های متفاوت بکار می رود. در فرش چین گاه در کل متن و گاه در فرش ایران و قفقاز بصورت نمادی کوچک در گوشه و کنار فرش بافت می شود.]
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
tacit collusion حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
nautilus حلزونهای گرمسیری مارپیچی جنوب اقیانوس ساکن و اقیانوس هند
snake mode روش تعقیب مارپیچی درپدافند هوایی روش پروازمارپیچی هواپیما
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
twist drill پارچه راه راه مارپیچی
pull up بالا کشیدن هواپیما بالا کشیدن
in human shape بصورت یا
as <conj.> <prep.> بصورت
in outward show بصورت فاهر
on consignment بصورت امانی
particulate بصورت ذره
Outwardly . on the face of it. بصورت ظاهر
toothily بصورت مضرس
manually بصورت دستی
bulk بصورت عمده
simoltaneously بصورت همزبان
in a topic form بصورت عنوان
in the f. بصورت جسمانی
integrally بصورت عددصحیح
in his own similitude بصورت خودش
autonomously بصورت خودگردان
falsely <adv.> بصورت غلط
tidily <adv.> بصورت مرتب
orderly <adv.> بصورت مرتب
duly <adv.> بصورت منظم
neatly <adv.> بصورت منظم
tidily <adv.> بصورت منظم
orderly <adv.> بصورت منظم
by a mistake <adv.> بصورت غلط
neatly <adv.> بصورت مرتب
duly <adv.> بصورت مرتب
faultily <adv.> بصورت غلط
incorrectly <adv.> بصورت غلط
phonily <adv.> بصورت غلط
wrongly <adv.> بصورت غلط
neatly <adv.> بصورت صحیح
tidily <adv.> بصورت صحیح
orderly <adv.> بصورت صحیح
as a result of a mistake <adv.> بصورت غلط
by accident <adv.> بصورت غلط
inadvertently <adv.> بصورت غلط
spuriously <adv.> بصورت اشتباه
unintentionally <adv.> بصورت غلط
spuriously <adv.> بصورت غلط
by mistake <adv.> بصورت اشتباه
by a mistake <adv.> بصورت اشتباه
as a result of a mistake <adv.> بصورت اشتباه
by accident <adv.> بصورت اشتباه
inadvertently <adv.> بصورت اشتباه
unintentionally <adv.> بصورت اشتباه
periodically بصورت دورهای
curtly <adv.> بصورت کوتاه
carbonation بصورت کربنات
justly <adv.> بصورت صحیح
twist تاب نخ [بصورت اس یا زد]
duly <adv.> بصورت صحیح
correctly <adv.> بصورت صحیح
aright <adv.> بصورت صحیح
curtly <adv.> بصورت اجمالی
compendiously <adv.> بصورت اجمالی
briefly <adv.> بصورت خلاصه
compendiously <adv.> بصورت خلاصه
curtly <adv.> بصورت خلاصه
briefly <adv.> بصورت اجمالی
briefly <adv.> بصورت کوتاه
compendiously <adv.> بصورت کوتاه
properly <adv.> بصورت صحیح
rightfully <adv.> بصورت صحیح
rightly <adv.> بصورت صحیح
by mistake <adv.> بصورت غلط
wrongly <adv.> بصورت اشتباه
corporately بصورت شرکت
phonily <adv.> بصورت اشتباه
nominally بصورت فاهر
in black and white <idiom> بصورت نوشتار
falsely <adv.> بصورت اشتباه
faultily <adv.> بصورت اشتباه
incorrectly <adv.> بصورت اشتباه
trash بصورت اشغال در اوردن
carbonate بصورت ذغال دراوردن
democratize بصورت دموکراسی دراوردن
automated purchasing خرید بصورت اتوماتیک
carbonate بصورت کربن دراوردن
recorded delivery ارسال بصورت سفارشی
trashes بصورت اشغال در اوردن
trashing بصورت اشغال در اوردن
bulk buying خرید بصورت عمده
retail بصورت جزئی فروختن
echelons بصورت پلکان در اوردن
echelon بصورت پلکان در اوردن
liquidating بصورت نقدینه دراوردن
symbol بصورت سمبل دراوردن
liquidates بصورت نقدینه دراوردن
rounded بصورت عدد صحیح
processions بصورت صفوف منظم
procession بصورت صفوف منظم
trashed بصورت اشغال در اوردن
democratization بصورت دموکراسی درامدن
decorticate بصورت الیاف در اوردن از
deferred payment پرداخت بصورت یوزانس
alcoholize بصورت الکل دراوردن
pounding بصورت گرد دراوردن
sphere بصورت کره دراوردن
cut to length بصورت طولی بریدن
spheres بصورت کره دراوردن
actualization بصورت مسلم دراوردن
pounds بصورت گرد دراوردن
liquidate بصورت نقدینه دراوردن
pounded بصورت گرد دراوردن
pound بصورت گرد دراوردن
liquidated بصورت نقدینه دراوردن
fictionalised بصورت داستان دراوردن
encapsulate بصورت کپسول دراوردن
encapsulates بصورت کپسول دراوردن
encapsulating بصورت کپسول دراوردن
insulate بصورت جزیره دراوردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com